وقتی همه چیز به هم می‌ریزه: تجربه دوست‌داشتنی Mind-Spring واسه قوی‌تر شدن پناهنده‌ها تو هلند

وقتی حرف از پناهنده‌ها میشه، خیلیا فقط سختی و مشکلات رو می‌بینن، اما واقعیت اینه که پشتِ این داستان‌ها کلی امید و قدرت هم هست. بچه‌های پناهنده معمولاً قبل و حین مهاجرت با کلی ماجرا و اتفاق بد (مثلاً جنگ، دوری از خانواده، یا مشکلات مرزی) مواجه می‌شن و وقتی وارد کشور جدید می‌شن (مثلاً هلند)، همین روزمرگی‌ها و دغدغه‌های جدید هم بهشون فشار میاره و دیگه واقعاً جونشون در میاد.

حالا، همه‌ی این سختی‌ها یه جا می‌تونه باعث بشه آدم احساس کنه دیگه هیچ انرژی و انگیزه‌ای نداره. اینجاست که اون چیزی که بهش «تاب‌آوری» یا Resilience میگن مهم میشه. «تاب‌آوری» یعنی همون قدرتی که باعث میشه آدم بعد از هر ضربه یا شکست، دوباره بلند شه و راهش رو ادامه بده.

یه برنامه خیلی جالب به اسم Mind-Spring (مایند اِسپیرینگ) تو هلند طراحی شده که هدفش دقیقاً همینه: کمک کنه پناهنده‌ها و افراد مهاجر بتونن روحیه و انگیزه‌شون رو دوباره پیدا کنن و احساس بهتری نسبت به زندگی داشته باشن. این برنامه گروهی برگزار می‌شه و اصلاً پیچیده و سخت نیست. بیشتر شبیه یه جمع دوستانه‌ست که توش آدما باهم حرف می‌زنن، تجربه هاشون رو درمیون میذارن و از هم حمایت می‌گیرن.

هر گروه با توجه به زبون، فرهنگ و حتی جنسیت اعضا تشکیل میشه و جالبیش اینه که کنار یه روانشناس یا مشاور، کسی به عنوان «مربی همتا» هم هست که خودش قبلاً پناهنده بوده و کلی از دغدغه‌ها و درد دلاش رو می‌فهمه. همین موضوع باعث میشه که فضا خیلی صمیمی‌تر و امن‌تر باشه و آدما راحت‌تر حرف بزنن.

توی این تحقیق که روی ۴ گروه Mind-Spring و ۳۷ نفر (اغلب خانم‌ها، با میانگین سنی حدود ۴۷ سال) انجام شد، کلی داده و نتیجه جالب گرفتن. اول از همه، معلوم شد استقبال از این کارگاه‌ها خیلی بالاست. یعنی اکثراً هر جلسه حاضر بودن و کلی انرژی می‌گرفتن. مخصوصاً اون بخش‌هایی که آموزش روان‌شناختی یا همون «سایکواِجوکِیشن» (یعنی موضوعاتی مثل شناخت احساسات، روش‌های مقابله با استرس و پیدا کردن هویت فرهنگی تو کشور جدید) رو توضیح می‌دادن، حسابی براشون کاربردی بود.

اونا برنامه رو به زبان خودِ اعضا (مثل عربی، دری، تیگرینیایی و اوکراینی) برگزار می‌کردن، که خودش کلی حس راحتی و امنیّت می‌داد. این کار باعث شد آدم‌ها احساس کنن کاملاً فهمیده می‌شن و تو گفتگوها و فعالیت‌ها حسابی مشارکت کردن. حتی تاکید زیادی روی حمایت جمعی و ایجاد حس اعتماد شده بود که اونم امتیاز مهمی بود.

از نظر علمی هم با یه سری ابزار تخصصی مثل “مقیاس تاب‌آوری” (Brief Resilience Scale)، شاخص سلامت روان WHO-5، “نردبان رضایت از زندگی” (Cantril Ladder: یه جور پرسش‌نامه ساده واسه فهمیدن اینکه از زندگی چقدر رضایتی)، و “احساس انسجام” (Sense of Coherence: یعنی آدم چقدر احساس می‌کنه زندگی معنا و جهت داره) پیشرفت شرکت‌کننده‌ها رو سنجیدن.

نتیجه‌ها واقعاً دلگرم‌کننده بود: تقریباً دو سوم (دقیقش 62.5٪) از شرکت‌کننده‌ها تو این چهار حوزه اصلی یه تغییر مثبت و قابل دیدن تجربه کردن. بیشترین اثر هم روی همون شاخص «سلامت روان و حس خوب بودن» بوده و تغییر در حد زیاد (نمره d=1.22 که یعنی کاملاً محسوس) اندازه‌گیری شده بود. میزان رضایت از زندگی هم به تدریج با پیش رفتن جلسات بیشتر شده بود.

از نقطه نظر عملی، Mind-Spring نشون داد هم خیلی اجراش امکان داره، هم مردم دوستش دارن، هم با فرهنگ آدم‌ها خیلی جور درمیاد. حتی شناسایی کسایی که نیاز به پشتیبانی یا خدمات تخصصی‌تر داشتن (مثلاً مشاوره یا روانپزشک)، راحت‌تر و سریع‌تر شد.

البته باید بگم که مطالعه یه ایراد کوچیک هم داشت: تعداد شرکت‌کننده‌ها کم بود و بیشترشون خانم بودن؛ پس نتیجه‌ها هنوز باید تو گروه‌های بزرگ‌تر هم بررسی شه. اما همین نشون میده که برنامه‌هایی که مخصوص فرهنگ و تجربه مهاجرها طراحی میشه، می‌تونن تاثیر جدی و مثبتی تو روند سازگاری، سلامت روان و زندگی‌شون داشته باشن.

در کل، اگه دنبال یه راه موثر و دوستانه واسه حمایت از پناهنده‌ها هستیم، Mind-Spring واقعاً یه گزینه جذاب و امیدوارکننده‌ست!

منبع: +