حتماً برات پیش اومده که بری پیش دندونپزشک و ببینی یه نگاه به عکس رادیولوژی دندونت میندازه و خیلی سریع میگه کجا مشکل داره! تا حالا فکر کردی اینا چطور اینقد حرفهای مینگرن؟ یه تحقیق باحال از کسایی که هنوز دارن دندونپزشکی میخونن نشون میده که چشمای حرفهایطور واقعاً یه سبک خاص واسه جستجو و نگاه کردن به عکسای رادیولوژی دارن و این سبک باعث میشه بهتر تشخیص بدن.
ماجرا اینجوری شروع شده که محققها اومدن حرکت چشم دانشجوهای دندونپزشکی رو وقتی داشتن چند ترم پشت سر هم عکس رادیولوژی دندون بررسی میکردن، بررسی کنن (یعنی اینکه دانشجوها دقیقاً به کجای عکس نگاه میکنن و ترتیبش چیه). بعد با استفاده از یه روشی به اسم network analysis یعنی همون تحلیل شبکهای (یه جور روشی که یه سری نقطه و خط میکشه، و مسیر حرکت چشم رو مثل یه گراف نشون میده)، حرکت نگاه دانشجوها رو مدل کردن.
تو این مدل، هرجایی که چشم دانشجو روی عکس تمرکز میکرد یه نود (node) یا گره بود؛ هر بار که نگاهش رو از یه نقطه به نقطه دیگه میبرد، یه اِج (edge) یا لبه بین این دو نقطه کشیده میشد. با این کار عملاً یه نقشه کل مسیر نگاهشون درمیاد! بعدش اومدن یه سری شاخص شبکهای بررسی کردن مثل PageRank (یعنی اینکه هر نقطه چقدر مهم بوده توی جستجوی چشم)، تعداد نودها و اِجها و انتقال انتروپی (این رو ساده بگم: انتقال انتروپی یا transition entropy تو شبکه یعنی اینکه نگاه چقدر غیرقابلپیشبینی و هرجایی میچرخیده؛ اگه خیلی بالا باشه یعنی چشم خیلی بیهدف پَرپَر زده بین نقاط).
خب، نتیجه چی شد؟ متوجه شدن که اونایی که امتیاز عملکرد تشخیصیشون بهتر بوده، نگاهشون این فرقارو داشته:
- تعداد گرهها (نقاطی که چشم روشون مکث کرده) و تعداد لبهها (مسیرهایی که بین نقاط نگاه کردن) بیشتر بوده. یعنی حرفهایترها نقاط بیشتری رو با دقت رصد کردن و منطقیتر جابجا شدن.
- PageRank متوسطشون بالاتر بوده. یعنی نقاط کلیدیتر رو بهتر بلد بودن پیدا کنن و بیشتر نگاشون روش بوده.
- اما نکته مهمتر این بود که انتقال انتروپی هرچی کمتر بوده، عملکرد بهتر بوده! یعنی هرچی نگاه دانشجوها منظمتر و قابلپیشبینیتر میشده و کمتر بیدلیل اینور اونور پریده بودن، بهتر عکس رو خوانده بودن.
اونایی که هنوز تو سطح متوسط بودن، نگاهشون شبیه تازهکارها بوده: یا خیلی پراکنده میگشتن یا مسیر خاصی نداشتن. ولی هرچی زمان گذشته و تجربهشون بیشتر شده، متریکای شبکهایشون هم عوض شده و به سمت سبک حرفهایتر حرکت کرده.
برای اینکه این تغییر سبک رو دقیقتر آنالیز کنن، از یه روشی به اسم time series clustering استفاده کردن (یعنی خوشهبندی دادههای سری زمانی: یعنی روند تغییراتی که این شاخصها برای هر دانشجو تو چند ترم داشته رو دستهبندی کردن). این کار کمک کرده بفهمن کی و چطور هر دانشجو داره حرفهایتر میشه!
در آخر هم نتیجه این داستان اینه که اگه بفهمیم نگاه حرفهای چجوریه، میتونیم هم آموزش رو بهتر کنیم هم شاید روزی هوش مصنوعیهایی بسازیم که با آموزش به سبک حرفهایها، خودشون بتونن خواندن عکس رو یاد بگیرن یا به دانشجوها کمک کنن. (هوش مصنوعی یعنی همون کامپیوترهایی که میتونن مثل آدم یاد بگیرن و تصمیم بگیرن!)
پس دفعه بعدی که دندونپزشک با یه نگاه کار رو جمع کرد، بدون یه پشت صحنه شلوغ و حرفهای تو ذهن و نگاهشه که فقط با تمرین زیاد ساخته شده!
منبع: +