بیا یه چیزی برات تعریف کنم که شاید تا حالا فکر نمیکردی انقدر روی حالت تأثیر بذاره: این روزا همه میگن استرس و دپرس بودن کم کم شده مثل یه قسمت عادی از زندگی! اما چندتا دانشمند و محقق کنجکاو اومدن یه راه جالب برای بهتر شدن حال روحی پیدا کنن: فورستتراپی یا همون “درمان با جنگل”. فورستتراپی یعنی آدمها وقتشونو تو طبیعت و بین درختا و هوای تمیز و منظرههای خفن جنگلی بگذرونن تا روانشون آرومتر بشه و انرژی بگیرن.
خب، بچههای علم اومدن کلی تحقیق کردن (واقعاً خیلی زیاد! با کلی سایت و دیتابیس، مثل PubMed، Web of Science، و حتی دیتابیسهای چینی که اسمشون CNKI و Wanfang هست کنار هم گذاشتن) تا ببینن واقعاً این قدم زدن یا حتی وایسادن تو جنگل میتونه حال روانیو بهتر کنه یا نه. تحقیقشونم با استفاده از نرمافزارهای آماری خفن (مثل EndNote و Stata) و یه چیزی به اسم متا-آنالیز انجام دادن؛ متا-آنالیز یعنی کلی تحقیق رو روی هم میذارن تا نتیجه کلی به دست بیاد و دقیقتر بدونن اثر واقعی چیه.
حالا خلاصه نتیجه چی شد؟ اول از همه معلوم شد که هرچی مدت زمانت تو جنگل بیشتر باشه (مثلاً بالای یه ساعت اونجا بمونی)، احتمال این که روحیهت خیلی بهتر بشه بیشتر میشه. اونا سه مدل گروه بررسی کردن: کسایی که تا ۱۵ دقیقه تو جنگل بودن، اونا که بین ۱۵ تا ۶۰ دقیقه موندن و اونایی که بیشتر از یه ساعت سر کردند. معلوم شد گروه سوم – همون بالای یه ساعتیا – حسابی بیشترین حال خوب رو گرفتن!
بعدش، اومدن یه سوال دیگه هم جواب دادن: آیا نوع فعالیت مهمه؟ مثلاً فقط بشینی تو جنگل بهتره یا راه بری و تکونی به خودت بدی؟ اینو تو دو گروه گذاشتن؛ یه عده فقط ثابت نشسته بودن (میگن Static forest therapy یعنی درمان ساکن جنگل – یعنی فقط منظره نگاه کردن و نفس کشیدن) و یه عده هم یه تکونی میخوردن، مثلا قدم میزدن یا نرمش میکردن (به این میگن Dynamic forest therapy – یعنی درمان پویا، بیشتر در حرکت و فعاله). نتیجه؟ اونایی که خوش گذرونیشون همراه با حرکت و قدم زدن بود حال بهتری پیدا کردن نسبت به گروهی که فقط نشسته بودن.
موضوع جالب دیگه این بود که از نظر جغرافیایی هم بررسی کردن: یعنی بین مردم آسیایی و اروپایی. نتیجه نشون داد که فورستتراپی برای آسیاییها (مثلاً ژاپنیها، کرهایها و چینیها) حتی اثرگذاری بیشتری داره تا برای اروپاییها. هم حسای منفی مثل عصبی بودن و افسردگی و گیجبودن بهتر شد و هم انرژیشون بالا رفت (مثلاً حس نشاط و سرزندگی که بهش vitality میگن – یعنی حس زنده بودن و شادابی).
حالا یه نقطه ضعف هم داشت: اگر مدت صرف شده تو جنگل کمتر از یک ساعت باشه، اون اثر شگفت انگیز کاهش خستگی و افزایش نشاط خیلی محسوس نیست، یعنی نتیجهاش رو مثل همینجوری نشسته باشی نمیبینی. پس دفعه بعدی که حس کردی خیلی کوفته و خستهای یا دپرسی، اگه تونستی، یه زمان حسابی برای جنگلگردی بذار و سعی کن کم تکون نخوری!
جمعبندیاش این میشه: قدم زدن تو جنگل (چه آرام و چه با حرکت)، میتونه جلوی استرس، عصبانیت، افسردگی و خستگیت رو بگیره، بهت حس سرزندگی بده و ذهنت رو باز کنه. فقط یادت باشه هرچی بیشتر رو این تجربه وقت بذاری، یه حس بهتری میگیری!
منبع: +