خب بذارین اول یه چیز مهم رو بگم: رابطهی زوجها فقط روی حال روحیشون یا عشق و عاشقیشون تاثیر نمیذاره؛ روی سلامت قلبشون هم بیتاثیر نیست! احتمالاً عجیب به نظر بیاد، ولی وقتی زندگی مشترک پر از استرس و تنش باشه، آدمها بیشتر در معرض مشکلات قلبی و عروقی قرار میگیرن. از اون ور، وقتی حمایت مثبت از همدیگه دارن، کلی رفتارهای سالمتر انجام میدن و حتی بعد از بیماری قلبی هم وضعیتشون بهتر میشه.
حالا براتون از یه مطالعهی جالب میگم که اسمش هست Healing Hearts Together یا همون HHT. این برنامه مخصوص زوجهایی هست که یکیشون یا هردوشون یه اتفاق قلبی (مثلاً حمله قلبی، عمل جراحی قلب یا بستری شدن به خاطر این مسائل) داشتن. توی این تحقیق، میخوان ببینن که آیا یه مداخلهی گروهی (یعنی یه برنامه درمانی گروهی برای زوجها) میتونه رابطهشون رو بهتر کنه یا نه. این آزمایش، به شکل “randomized controlled trial” یا RCT انجام میشه. این یعنی افراد رو به طور تصادفی به دو گروه تقسیم میکنن، تا تاثیر واقعی مداخله رو بسنجن (یه جور مطالعه که خیلی استاندارد و معتبره توی پژوهشهای پزشکی).
تو این برنامه، یه گروه (همون گروه HHT) به مدت ۸ هفته وارد یه دورهی درمانی میشن که هدفش بهبود رابطهشونه (اسمش هست “emotionally focused intervention”؛ یعنی درمانی که تمرکزش روی احساسات و نزدیکی عاطفی زوجهاست). گروه دیگه اما، مراقبت معمول رو دریافت میکنن (بهش میگن UC یا Usual Care؛ یعنی همون مراقبتهایی که معمولاً بعد از مشکلات قلبی به بیماران میدن و هیچ برنامهی خاصی برای رابطهشون وجود نداره).
هدف اصلی این پژوهش اینه که بعد از تموم شدن این ۸ هفته، بررسی کنن سطح کیفیت رابطهی عملاً چه تغییری کرده. میخوان ببینن اونایی که توی گروه HHT بودن، آیا رابطشون واقعاً بهتر شده یا نه. برای این کار از یه ابزار استفاده میکنن به اسم “Dyadic Adjustment Scale” که یه پرسشنامه استاندارد برای سنجیدن وضعیت روابط زناشوییه.
ولی خب این فقط هدف اصلیشه! اهداف فرعی هم دارن؛ مثلاً اینکه ببینن توی ۶ ماه آینده این تاثیرات هنوز ادامه داره یا نه؟ یا اینکه آیا وضعیت سلامت روان، کیفیت کلی زندگی و حتی ریسک فاکتورهای قلبی (مثل فشار خون و …)، توی شرکتکنندههای HHT بهتر از اونایی که فقط مراقبت معمول دریافت کردن هست یا نه.
نحوهی اجراش این شکلیه که زوجها باید حداکثر تا ۶ ماه بعد از اون اتفاق قلبی وارد پژوهش بشن. بعدش هم یه سری ارزیابی انجام میشه: اولش (یعنی پایه)، بعد از ۸ هفته، و بعد از ۶ ماه، تا کامل تاثیرات رو بسنجن. جالب اینجاست که تحلیل آماریشون طبق “intention-to-treat” انجام میشه؛ این یعنی حتی اگه بعضیها برنامه رو کامل نکردن، دادههاشون رو کنار نمیذارن و همه رو توی نتیجه لحاظ میکنن تا نتیجهها واقعیتر باشه.
برای تحلیل دادهها، از یه روش به اسم “ANCOVA” استفاده میکنن (این یه مدل آماریه که میتونه تاثیر متغیرهای مختلف رو به طور دقیقتر نشون بده). برای اهداف فرعی هم سراغ مدلهای آماری پیشرفتهتری میرن که بهش میگن “multi-level modeling for repeated measures”؛ یعنی روشهایی که تغییرات افراد توی زمان رو هم حساب میکنن.
در نهایت، انتظارشون اینه که شرکتکنندههای برنامه HHT بعد از مطالعه، هم توی کیفیت رابطهشون نمرههای بالاتری بگیرن و هم از لحاظ سلامت روحی و فاکتورهای قلبی بهتر بشن، نسبت به اونایی که فقط مراقبتهای معمول رو دریافت کردن.
موضوع جالب اینه که این مطالعه، اولین باره که یه برنامه گروهی برای بهبود رابطه زوجهایی با بیماری قلبی رو این شکلی علمی ارزیابی میکنه. اگه نتیجهها مثبت باشه، میتونه تاثیر قابل توجهی هم روی درمانهای آینده و هم کیفیت زندگی این دسته افراد بذاره. خلاصه، اینطوری هم میشه با تغییر توی رابطه عاطفی، تاثیر مثبتش رو روی قلب و سلامت جسم هم دید!
منبع: +