اگه این چند وقت خبرها رو دنبال کرده باشی، حتما شنیدی که تو بریتانیا هشت تا بچه جدید به دنیا اومدن که یه جور خاصی تولید شدن؛ اونم با استفاده از DNA سه نفر! اسم این روش رو خیلیها گذاشتن «نوزاد سهوالدی»، ولی داستانش از اون چیزی که فکر میکنی عجیبتتره و کلی بحث و حاشیه هم دورش هست. من میخوام خیلی ساده و خودمونی واست توضیح بدم جریان از چه قراره و این نوزادها چرا اصلًا ساخته شدن.
اول از همه بدون که هدف اصلی این بود که زنهایی که تو ژنهاشون مشکل میتوکندری دارن (میتوکندری، اون موتور کوچیک سلوله که انرژی تولید میکنه!)، بیماریشون رو به بچه منتقل نکنن. میتوکندریها یه بخش خیلی کوچیک اما مهم از DNA بدن رو دارن. فقط ۳۷ تا ژن هست که کار اصلیشون تامین انرژی و درست کار کردن سلوله، نه چیزایی مثل رنگ چشم یا قد. یعنی اگه اون ۳۷ تا ژن خراب باشه، بچه ممکنه از همون اول عمرش کلی مشکل داشته باشه.
تا امروز این روش که بهش میگن «IVF سهشخصی» (یعنی لقاح مصنوعی با سه نفر)، تو کشورهای مختلف امتحان شده. اولین نوزادهای اینجوری تو دهه ۹۰ میلادی تو آمریکای نیوجرسی به دنیا اومدن. یه تیم پزشکی به سرپرستی Jacques Cohen فکر کرد میشه برای زنهایی که نابارورن یا بچههاشون با مشکل به دنیا میان، مادهی میتوکندری سالم رو از تخمک یه زن دیگه قاطی تخمک مادر اصلی کنن. خلاصه ۱۷ بچه به دنیا اومدن، ولی بعدش دو تا جنینشون مشکل ژنتیکی داشتن و یکیشون هم دچار اختلال رشدی شد و راستش این باعث شد FDA (که ناظر دارو و غذا و آزمایشهای پزشکی آمریکاست) فوری بگه «دیگه بسه!» و این کار رو ممنوع کنه.
جالبه بدونی اون ۱۷ تا بچه الان تو دهه بیست زندگیشونن ولی هنوزم هیچکس دقیق نمیدونه چرا اون عوارض پیش اومد. بعضیا میگن قاطی کردن میتوکندری چند نفر شاید خودش باعث مشکل بشه.
بعدش، دانشمندها شروع کردن به روشهای جدیدتر. اصلش این شد که فقط میتوکندری سالم از یه نفر دیگه (بهش میگن «اهداکننده» یعنی کسی که تخمک میده اما مادر biologically نیست) استفاده بشه و کلاً میتوکندری مادر اصلی حذف بشه. مثلاً تو سال ۲۰۱۶ یه دکتر به اسم John Zhang برای یه زوج اردنی که بچههاش به خاطر بیماری میتوکندری مرده بودن، این کار رو انجام داد. اون هسته تخمک مادر رو برداشت و گذاشت تو تخمک یه زن دیگه که فقط پوسته و میتوکندری داشت (هسته قبلیش رو درآورده بودن)، بعد هم اون تخمک رو با اسپرم پدر لقاح دادن.
نکته جالب این بود که این کار تو آمریکا غیرقانونی بود، پس مجبور شد بره مکزیک و خودش گفت: «اینجا هیچ قانونی نداریم!» نتیجه کارشون یه پسر سالم بود که فقط کمتر از ۱ درصد میتوکندریش از مادر اصلی بود؛ یعنی موفق شدن ژن بد رو منتقل نکنن. البته کلی هم سر این کار دعوا و حرف و حدیث بین دانشمندها و اخلاقمدارها بالا گرفت! چون بدون نظارت، اونم تو کشوری که قانون نداره، این کار رو انجام داده بودن.
تقریباً همزمان تو اوکراین هم دانشمندها روی ناباروری همین روش رو تست کردن. کلینیک Nadiya تو سال ۲۰۱۷ اعلام کرد یه دختر بچه بعد از همین نوع درمان به دنیا آوردن. البته خیلیها تو دنیا گفتن نباید این روش رو برای ناباروری ساده استفاده کرد و فقط باید مخصوص جلوگیری از بیماریهای وحشتناک باشه.
تو همون سال، بالاخره انگلیس – که یکی از سختگیرترین کشورهای پزشکی دنیاس – به یه تیم تو نیوکاسل لایسنس داد تا یه آزمایش گسترده انجام بدن. البته روندشون خیلی کند پیش رفت. در حالی که تیم اوکراینی همچنان مشغول انجام این کار برای ناباروری بودن و میگن تو اون کلینیک، ۱۰ تا بچه به دنیا اومدن. بعداً هم یکی از اعضای همون تیم، Pavlo Mazur، نقل مکان کرد به یه کلینیک دیگه و میگه فقط خودش ۵ تا بچه با روش میتوکندری تازه به دنیا آورده! از اون طرف هم میگه: «خیلی از کلینیکها اینجا دارن این کار رو میکنن اما آماری نمیدن؛ یعنی تعداد واقعیش حتی شاید دهها نفر باشه.»
توی یونان هم سال ۲۰۲۰ یه تیم اسپانیایی به رهبری Nuno Costa-Borges آزمایشی داشتن برای ناباروری. تو اون کار ۲۵ بیمار شرکت کردن و تا حالا ۷ تا بچه به دنیا اومده. یه نفر به اسم Heidi Mertes، کارشناس اخلاق پزشکی از بلژیک، میگه عجیبه که دادن اینا رو خیلی تحویل نمیگیرن!
حالا با این زمینه، اون خبر هشت بچه جدید تو بریتانیا اومد بیرون و همه گفتن: «عجب موفقیتی!» اما واقعیت اینه که داستان هنوز کامل موفقیتآمیز نیست و پیچیدگی داره. مثلاً از هشت تا بچه، سه تاشون همچنان ۵ تا ۲۰ درصد میتوکندریِ خراب (یعنی با همون جهش ژنی) دارن؛ بستگی داره کدوم نمونهشون رو نگاه کنی.
یکی از دانشمندهای معتبری که تو پروژه یونان هم هست، Dagan Wells از دانشگاه آکسفورد، میگه دوتا از هفت بچه یونان هم دوباره میتوکندریِ مامانشون رو گرفتن، یعنی روش همیشه کامل جواب نمیده. دکتر Mazur هم میگه خودش این برگشت رو چند مورد تو کلینیکش دیده. البته این موضوع فقط زمانی مشکل سازه که مادر حامل ژن بیماری میتوکندری باشه؛ وگرنه اگر مادرش سالمه، اون درصد کم مهم نیست.
کل داستان اینه که ایده سه نفره کردن لقاح – یعنی نوزادی که از DNA سه نفر درست میشه – شاید خیلی خفن و آیندهدار به نظر بیاد، اما صد در صد تضمینی برای سلامتی نیست و هنوز کلی چیز هست که باید بشه فهمید. هرچند تولد بچههای سالم واقعاً اتفاق خوشحالکنندهایه، ولی باید همچنان مراقب بود و تحقیقات کاملتر انجام بشه.
در آخر، شاید واژه «نوزاد سهوالدی» باعث بشه فکر کنیم هر سه آدم واقعاً والد حساب میشن، اما واقعیتش اینه که اهداکننده فقط ۳۷ تا ژن از مجموع هزاران ژن بدن رو میده. بیشتر کدهای اصلی ظاهری و رفتاری بچه، همونیه که پدر و مادر اصلی دادن – پس نگران هویت بچه نباش! خلاصه قصه اینجوریه: هنوز کلی سوال بیجواب درباره نوزاد سهوالدی وجود داره؛ اما هیچکس نمیتونه منکر جذابیت و پیشرفت علم تو این داستان بشه.
منبع: +