بذارید یه داستان جذاب از دوران وایکینگها رو براتون تعریف کنم که کلی راز و جذابیت توش هست! قضیه درباره دو تا سنجاق سینه طلاییه که بهشون میگن “سنجاقهای هورنلوند”. اینا حدود هزار سال پیش، یعنی اوایل قرن یازدهم میلادی، تو یه روستای کوچیک به اسم واردِه، تو جنوب غربی دانمارک (Jutland)، پیدا شدن. این منطقه اصلاً اون موقع یه جورایی پایتخت ساخت جواهرات تو عصر وایکینگها بوده.
حالا ماجرا اینجوری شروع میشه که سال ۱۸۹۲، یه خدمه عادی باغبانی داشت تو مزرعه اربابش زمین رو شخم میزد که یهو به یه گنج کوچیک میرسه! تو اون گنج، علاوه بر یه دستبند طلای خوشگل، دو تا سنجاق طلای خوشگل هم بوده. کل این مجموعه رو همون موقع صاحب زمین به موزه ملی دانمارک تحویل میده و تازه ۲۹۵ کرون هم براش میگیره که اگه بخوایم با پول الان مقایسه کنیم میشه حدود ۴ هزار دلار! البته اون زمان خبری از باستانشناسی اساسی نبود و متاسفانه مزرعه رو درست و حسابی بررسی نکردن. الانم بعد از کلی کاوش جدید هنوز اطلاعات بیشتری گیرشون نیومده که دقیقاً این جواهرات مال کی بودن یا دقیقاً چرا دفن شدن. خلاصه داستان تا امروز یه کم مبهم باقی مونده.
خود سنجاقها واقعاً خاص و یونیک هستن. هر کدومشون حدود ۸.۵ سانتیمتر قطر دارن (تقریباً ۳.۳ اینچ) و وزنشون بین ۶۰ تا ۷۵ گرم—یعنی تقریباً نیم مشت طلا! اینا کلی سیم طلایی دارن که به شکلهای خاص و ظریفی خم شدن و ترکيبشون واقعاً چشمنوازه. بر اساس مطالعات خانم “لنه فرانسن”، متصدی موزه واردِه، طراحی این سنجاقها یه ترکیب جالب از هنر نورسی و هنر مسیحی داره. این یعنی یه طرف، طراحیها الهامگرفته از فرهنگ وایکینگیه و از اون طرف یه نشونههایی از هنر مسیحی هم توش هست.
مثلاً یکی از سنجاقها چهار تا کله حیوان رو نشون میده که به سبک نورسی (همون سبک هنری وایکینگها، با کلی خط و طرح حیوانی و چرخشی) درست شدن؛ این نشون میده احتمالاً یه زرگر اهل دانمارک یا خود وایکینگها او رو ساخته. ولی اون یکی سنجاق، طرح برگ و شاخه انگور داره. جالبه بدونی که تو هنر مسیحی قدیم معمولاً شاخههای انگور رو نشونِ “عیسی مثل تاک حقیقی” استفاده میکردن، دقیقاً همون “True vine of life” که به ایده رستاخیز هم اشاره داره—یعنی یعنی زندهشدن دوباره بعد از مرگ.
جالبه که یه چیزی هم بگم، تو همین عصر وایکینگها، جوهورسازای دانمارکی اصلاً دست کمی از بقیه نداشتن و هنر زرگریشون حرف نداشت. هر چند سنجاقهای هورنلوند واقعاً نمونه تک و متفاوت تو کل کالکشن جواهرات دانمارکن. محققینی مثل “ولادیسلاو دوچکو” هم میگن شاید اصلاً این سنجاقها رو برای صادرات درست کردن، چون سنجاقهای شبیه به این تو سوئد هم پیدا شده. جالبترش اینه که احتمالش هست ایده خیلی از این طرحهای چرخشی و خوشگل رو زرگرا از اسلاوها (مردمان کشورهای بالتیک مثل استونی) گرفته باشن، چون اونجا هم از اواخر قرن دهم میلادی همچین طرحهایی تو جواهرآلاتشون دیده شده.
ولی شاید باحالترین بخش داستان اینه که هنوز بعد از صد و اندی سال، هیچکس واقعاً نمیدونه چرا این سنجاقهای طلایی و اون دستبند دفن شدن. آیا مال توی یه قبر بوده؟ یا مثلاً یه نفر با عجله گنجش رو قایم کرده و دیگه نتونسته بیاد سراغش؟ یا شاید توی یه خونه قدیمی پیدا بودن؟ هنوز هیچ کدوم رو نمیدونن و باستانشناسا هنوز امید دارن یه روزی با کاوشهای بیشتر بالاخره جواب این معما رو پیدا کنن.
در کل، این سنجاقهای هورنلوند نهتنها یه تیکه هنر خفن از دوران وایکینگها هستن، بلکه برامون پر از سوال و رمز و راز باقی موندن. از اون داستانهایی که آدم دوست داره یکی بیاد بقیشو تعریف کنه! 😉
منبع: +