خب بچهها، تو این مقاله قراره با هم بریم سراغ این موضوع که پرستارهای بیمارستان چطور رفتارهای ایمنیشون رو مدیریت میکنن؛ اونم با استفاده از یه مدل خفن که پایهش تئوری شناخت اجتماعی یا همون Social Cognitive Theory هست (یعنی تئوریای که میگه رفتار ما نتیجه تعامل فکر و اجتماع و محیط ماست).
ماجرا از اینجا شروع شد که یه گروه از محققها تصمیم گرفتن تو چین (دقیقترش شهر Quanzhou) یه تحقیق انجام بدن و از ۲۶۹ تا پرستار از چند تا بیمارستان مختلف، با پرسشنامه آنلاینی که قبلاً اعتبارش ثابت شده بوده، داده جمع کنن.
نتیجهی این بررسی چی بوده؟ خب نکتهی اصلی این بود که “اقلیم ایمنی” یا همون Safety Climate (یعنی اون حال و هوای کلی محیط کاری که چقدر به ایمنی اهمیت میده و چقدر همه حس میکنن امنیت مهمه) تاثیر خیلی مثبتی روی “انگیزهی ایمنی” پرستارها داشته. یعنی هرچی جو محیط ایمنتر و حمایتیتر باشه، انگیزه پرستارها واسه رعایت موارد ایمنی هم بیشتر میشه. میزان این تاثیر خیلی زیاد بوده (مقدار ضریبش: β=0.716، p<0.001. این ضریبها رو هم اگه نمیدونین یعنی تاثیرگذاری خیلی قوی و معنادارِ آماری داشته).
حالا این انگیزهی ایمنی چی کار میکنه؟ نکته جالب این بود که انگیزه، مستقیم دو تا چیز رو قویتر میکرد: یکی “پایبندی به ایمنی” (یعنی رعایت دستورالعمل و قانونهای ایمنی یا همون Safety Compliance) و یکی هم “مشارکت ایمنی” (یعنی اینکه پرستارها خودشون داوطلبانه تو کارهای ایمنسازی محیط کمک کنن که بهش میگن Safety Participation).
یه نکته باحال دیگه هم این بود که “جهتگیری پیشبینی” یا Anticipation Orientation نقش واسطه ای بازی میکرد؛ یعنی باعث میشد تاثیر انگیزه روی رفتارهای ایمنی حتی بیشتر هم بشه! منظور از Anticipation Orientation اینه که پرستارها بتونن ریسکها رو قبل از وقوع شناسایی کنن و پیشبینی کنن که چه خطراتی وجود داره و برای پیشگیریش دست به کار شن.
حالا چی باعث میشه این پیشبینی و آمادگی تقویت بشه؟ یه چیزی که خیلی مهم دراومد، “مالکیت روانی نسبت به ایمنی” (Psychological Ownership for Safety Promotion) بود. یعنی پرستارها حس کنن که ایمنی محیط واقعا مال خودشونه و خودشون مسئولش هستن. این حس، حسابی باعث میشد که جهتگیری پیشبینیشون بالا بره (ضریبش: 0.537. یعنی تاثیرگذاری قوی).
یه نکته اجتماعی جالب هم تو نتایج بود: “حمایت همکارها” یا Co-worker Support (یعنی رفاقت و پشتیبانیای که پرستارها از هم میگیرن) تاثیرش اینطوری بود که باعث میشد انگیزهی ایمنی راحتتر تبدیل بشه به مشارکت در کارهای ایمنی (ضریب: 0.220, p<0.01). اما تو رابطهی انگیزه و پایبندی به قوانین ایمنی، این حمایت نقش خاصی نداشت.
خلاصهی حرف تحقیق اینه که اگه بخواد عملکرد ایمنی پرستارها تو بیمارستان بهتر بشه، باید چندتا چیز رو همزمان جدی بگیریم: محیط کاری باید واقعا روی ایمنی تاکید کنه، حس مالکیت روانی برای ایمنی در پرستارها ایجاد بشه (که انگار خودشون صاحب این قضیهن) و حمایت همکارانه هم قوی باشه. اینطوری انگیزهی ایمنیشون راحتتر به رفتارهای ایمن و فعال تبدیل میشه.
در آخر محققها گفتن: این تحقیق کمک کرد نشون بده که برای درک رفتارهای ایمنی پرستارها فقط نباید به یه عامل نگاه کنیم؛ بلکه باید فضای سازمانی (یعنی حال و هوای محیط بیمارستان)، مسائل ذهنی و روانی خود پرستارها و همینطور روابط اجتماعیشون رو با هم ترکیب کنیم تا بفهمیم دقیقا چه اتفاقی میافته. این رویکرد چندوجهی نشون داد که تئوری شناخت اجتماعی میتونه واسه موضوع ایمنی تو پرستاری واقعا کارآمد باشه.
پس اگه دنبال بالا بردن امنیت تو بیمارستان هستین، حتما همهی این جنبهها رو با هم در نظر بگیرین تا یه محیط کاری فوقالعاده ایمن و باحال برای همه بسازین!
منبع: +