بذارید یه چیزی رو خیلی خودمونی براتون تعریف کنم: تا حالا شده حس کنید یکی یه حرکتی زد یا چیزی گفت و شما سریع تو ذهنتون کلی قصه ساختید که حتما منظورش این بود یا الان داره به من فکر بد میکنه یا مثلاً ناراحته؟ به این جور ذهنخونی افراطی میگن «هایپرمنتالایزینگ». اگه ساده بگم، یعنی آدم عادت داره فکر کنه بیشتر از شواهد و اون چیزی که واقعا قابل دیدنه، ذهن دیگران رو میفهمه.
توی روانشناسی به این قضیه خیلی میگن Theory of Mind یا تئوری ذهن؛ یعنی توانایی اینکه حدس بزنی طرف مقابلت چی توی ذهنشه. منتها وقتی این قضیه زیادی پیش بره و آدم قصههای بیاساس بر اساس رفتار بقیه بسازه، اسمش میشه هایپرمنتالایزینگ (Hypermentalizing).
تا همین چند وقت پیش کسی نیومده بود یه پرسشنامه یا تست خودگزارشی مخصوص این موضوع طراحی کنه. یعنی ابزاری که آدمها خودشون بتونن باهاش میزان این نوع ذهنخونی افراطیشون رو اندازه بگیرن. یه تحقیق خیلی جالب دقیقا هدفش ساختن همچین پرسشنامهای بوده و میخوام خلاصهش رو براتون تعریف کنم.
سه بخش داره این ماجرا: اول ساخت پرسشنامه، دوم بررسی اعتبار و کاراییش، سوم آزمایش روی گروههای مختلف.
خب حالا ماجرای تحقیق چی بود؟ تو مرحله اول، محققها اومدن یه پرسشنامه جدید طراحی کردن که اسمش رو گذاشتن Hypermentalizing Questionnaire یا HMZQ. این پرسشنامه ریشهی نظریش رو از نظریه دلبستگی یا Attachments گرفته. یعنی بررسی میکنه شما بیشتر نسبت به کی ذهنخونی افراطی دارید: پدر و مادر، همسن و سالها یا شریک نزدیک زندگی. خلاصه اینکه میخواستن دقیق معلوم کنن کجاها آدمها بیشتر دچار این فکرها میشن.
برای تست HMZQ، اول اومدن روی ۷۴۵ دانشجوی لیسانس (میانگین سنی شون حدود ۲۱ سال بوده) اجراش کردن. همزمان بهشون یه تست دیگه هم دادن به اسم MASC یا Movie Assessment for Social Cognition. این یه تست تجربیه که توش، آدمها باید تو موقعیتهای شبیه فیلم تشخیص بدن هر شخصیت چه حال و حسی داره (خلاصه شبیه بازی ذهنخوانی با فیلمهاست!). هدفشون این بود که ببینن HMZQ واقعا داره همون چیزی که میگن رو میسنجه یا نه.
نتایج خیلی جالب بود: اول اینکه ساختار و عواملی که توی HMZQ پیشبینی شده بود، کاملاً با تحلیل عاملی تایید شد (تحلیل عاملی هم یعنی اینکه بررسی میکنن هر سؤال واقعا داره اون چیزی که باید رو میسنجه). دوم، به این نتیجه رسیدن که اون نسخهای از پرسشنامه که مخصوص ذهنخونی افراطی درباره پدر و مادره، خیلی بهتر کار میکنه و دقیقتره. خلاصه، بخش مربوط به پدر و مادر این بین از همه قویتر بود.
تحقیق دوم اومد سراغ نوجوانها، اینجا ۳۶۴ نفر بین ۱۲ تا ۱۷ سال رو بررسی کردن: ۷۰ نفر با اختلال شخصیت مرزی یا BPD (Borderline Personality Disorder یعنی آدمهایی که حساسیت شدید دارن و حالات روانیشون سریع تغییر میکنه)، ۱۳۶ نفر هم بیماران روانپزشکی دیگه و ۱۵۸ نفر سالم بودن. باز هم معلوم شد که همون نسخه ۲۶ سوالی مربوط به پدر و مادر خیلی شاخصتر و دقیقتر میتونه کسایی رو که اختلال مرزی دارن از بقیه جدا کنه؛ یعنی کسایی که BPD دارن، توی پرسشنامه بالاتر جواب دادن. پس این ابزار جدید مخصوصاً واسه نوجوانها کاربرد باحالی داره و میتونه مشکلات خاص رو هم تشخیص بده.
جمعبندی چی بود؟ این مطالعه نشون داد که HMZQ ابزاریه قابل اعتماد و به درد بخور واسه سنجش هایپرمنتالایزینگ، اونم هم بین آدمهای عادی و هم بین کسایی که مشکل خاص روانی دارن مثل اختلال شخصیت مرزی. یعنی چه بخوای خودتو باهاش بسنجی و چه بخوای توی کلینیک ازش استفاده کنی، جواب میده.
خلاصه اگر از اون دسته آدمهایی هستید که زیادی فکر میکنید دیگران منظور خاصی پشت هر رفتار و حرفشون دارن، بدونید این رفتار اسم و رسم علمی داره! و حالا یه ابزار استاندارد هم براش ساخته شده که کمک میکنه بهتر بشناسیدش. شاید یه روزی تو روانشناسیتون همین HMZQ به کارتون بیاد!
منبع: +