خب بچهها، یکی از چیزای جالبی که باستانشناسا اخیراً روش کار کردن، پیدا کردن و بازسازی چهره دوتا خواهر بوده که ۶۰۰۰ سال پیش تو یه معدن خفن و سخت تو منطقهای که الان جزو جمهوری چک میشه، زندگی و کار میکردن! بازسازی یعنی با تکنولوژی و اطلاعات استخون و دیانای (همون ژنتیک خودمون)، تصویر تقریبی چهره افراد رو میسازن؛ این دفعه هم ادعا کردن که چهرهشون “هایپرریالیستیک” شده بود یعنی تا حد امکان واقعی و طبیعی.
داستان اینه که بیش از ۱۵ سال پیش، تو یه معدن قدیمی به اسم معدن چرت (چِرت یه جور سنگ خیلی سفت و سیاهه که ابزار و حتی سلاح میساختن باهاش)، استخونهای این دوتا خواهر رو پیدا کردن. جالب اینجاست که یکیشون رو ۶ متر زیر زمین پیدا کردن و خواهر دیگه درست یه متر پایینتر. باستانشناسا فکر میکنن چون این آدما تو همون معدن کار میکردن، شاید حتی همونجا هم بخاطر کار زیاد دیگه نتونستن زندگی کنن و همونجا دفنشون کردن.
یکی از شگفتیهای ماجرا اینه که خواهرها هیچ علامتی از مرگ خشونتآمیز یا بیماری نداشتن؛ ولی دانشمندا میگن شاید چون دیگه قدرت کار کردن رو نداشتن، قربانی شدن یا به نوعی “از بین رفتن”. حتی اینم هست که معلوم نیست چرا کنار اینا بقایای یه سگ کوچولو هم دفن شده. جمجه سگ رو کنار اسکلت بالایی پیدا کردن ولی استخونای دیگهش کنار اون پایینی بودن! و عجیبتر این که یه نوزاد هم پیدا شد که روی سینه خواهر بزرگتر بود اما از نظر ژنتیکی هیچ ربطی به این دوتا نداشت! احتمالاً داستان این قبر حسابی مرموز مونده و باستانشناسا خودشونم گیر کردن.
تحقیقات جدید، که تو یه مجله باستانشناسی معتبر چاپ شده، جزئیات بیشتری هم راجعبه سبک زندگی اینا نشون داده. مثلاً معلوم شده بچگیشون خیلی سخت و پر از بیماری و سوءتغذیه بوده اما وقتی بزرگ شدن، قوی و سالم بودن. میدونستید روش “کربن ۱۴” که بهش میگن “رادیوکربن دیتینگ”، مثلاً زمان مردن یا سن استخونها رو درمیارن؟ اینجا با همین روش فهمیدن که این خواهرها بین ۴۳۴۰ تا ۴۰۵۰ قبل از میلاد مردن.
دانشمندا میگن تو کودکیشون بدنشون ضعیف بوده اما بزرگتر که شدن قوی و خوشغذا؛ اسکلتهاشون نشون میداد حسابی به بدنشون فشار اومده، حتی مهرههای کمر و استخوناشون آسیب دیده بودن. خواهر بزرگتر یک شکستگی تو ساعدش داشته که تا آخر عمرش خوب نشده و با همین آسیب مجبور بوده کار کنه. واقعاً چه دورهی سختی داشتن اینا!
تحقیقا دست آخر گفتن قد هر دوتاشون چیزی حدود یک متر و نیم (۴/۸ فوت) بوده و هیکلشون لاغر اما قوی و مناسب بردن بارهای سنگین. جالبتر این که غذای اینا گوشتیتر از بقیه اروپاییهای اون موقع بوده؛ ولی معلوم نیست به خاطر شغل طاقتفرساشون بوده یا چون منطقهشون پر حیون وحشی و شکار بوده.
آزمایش ژنتیک هم کلی اطلاعات توپ داده! مثلاً خواهر کوچیکتر چشماش عسلی یا سبز و موهای تیره داشته، خواهر بزرگتر اما احتمالاً چشمای آبی و موهای بلوند داشته، ماشالا دوتا خواهر کاملاً متفاوت!
حالا بیا برسیم به بخش جالب بازسازی چهره:
چهرهها رو با اطلاعات جمجمه و استخونها ساختن، بعد لباسهاشون رو هم بر اساس نمونه پارچههای پیدا شده از همون دوره تو اروپا طراحی کردن. مثلاً فهمیدن که لباساشون از الیاف گیاهی بوده؛ مثل کتان، الیاف پوست درخت یا گزنه و… خواهر بزرگتر یه تاپ ساده و یه شال از همین پارچههای گیاهی تنش بوده و موهاش رو هم با تور نگه میداشته. خواهر کوچیکترم یه بلوز پارچهای زبر داشته و موهاش رو با تیکهپارچهها بافته بودن.
در آخر دانشمندای این پژوهش میگن دوران زندگی این دوتا با اوجگرفتن یه نظم اجتماعی جدید که توش بیشتر آسیبپذیرها رو به کارهای سخت وادار میکردن همزمان بوده. یعنی کارگرها لزوماً قویترین نبودن، بلکه اونایی بودن که میشد راحتتر مجبورشون کرد! (مثلاً “rise of a new social order” یعنی ظهور یه سیستم جدید تو جامعه که شرایطش از قبل متفاوت بود.)
در کل، داستان این دوتا خواهر مثل پنجرهایه به هزاران سال قبل و نشون میده زندگی همیشه مثل فیلمها و رمانها آروم و شاد نبوده. سؤالها و رازهای عجیب مثل اون نوزاد ناشناس و سگ مرموز هم همچنان توی ماجراشون هست و شاید هیچوقت جواب دقیقش رو ندونیم.
اگه دوست داشتین از این بازسازیهای تاریخی بیشتر ببینین، مدلهای مشابه رو واسه آدمای “نئاندرتال” (یه گونه انسانی اولیه)، یا جنگجوهای قدیمی سیبری و حتی یه قبر خونآشامی تو اروپا هم ساختن! کلاً علمیترین مدلهای کنجکاوی برانگیز دنیا همین بازسازی چهرههاس.
منبع: +