تا حالا شده موقع تماشای یه بازی بسکتبال، ببینی مربی یهو تایماوت میگیره و کل تیم یه نفس راحت میکشه یا برعکس، کلی نظم تیم بهم میریزه؟ خلاصه کلی بحث هست سر اینکه این تایماوتها اصلاً تأثیری دارن یا نه و واقعاً جریان بازی رو تغییر میدن یا صرفاً یه وقفه سادهان.
حالا چی شد که محققها رفتن این موضوع رو دقیق بررسی کردن؟ اومدن تقریباً ۴ هزار و خوردهای تایماوت رو از بیش از ۱۲۰۰ تا بازی حرفهای بسکتبال زیر ذرهبین گذاشتن، دیدن واقعاً تایماوت گرفتن، چه معجزهای میکنه یا شاید هم اصلاً تأثیری نداره!
این محققها میخواستن بدونن که تایماوت باعث تقویت جریان و انرژی مثبت تیم میشه یا نه. معنی “جریان” توی این تحقیق “Momentum” بود که یعنی همون ضربآهنگ یا انرژیای که تیم برای یه مدت کوتاه حسابی خوب حمله و دفاع میکنه و جو بازی کاملاً دستش میافته.
اونا بررسی کردن که قبل و بعد تایماوت تو سه بازه زمانی مختلف (۴۸ ثانیه، ۹۶ ثانیه و ۱۴۴ ثانیه) چه اتفاقی میافته. یعنی نگاه کردن ببینن سریع بعد تایماوت یا کمی بعدتر چقدر تیم بهتر یا بدتر شده.
نتیجه خیلی جالب بود: وقتی تیم توی شرایط سخت یا عقبافتاده بود، تایماوت گرفتن واقعاً حسابی حال تیم رو خوب میکرد و انگیزه رو بالا میبرد! ولی برعکس، اگه تیم خودش قبلاً وضعش خوب بود و جلو بود، معمولاً با تایماوت یه کم از اون شتاب و انرژی مثبتی که داشتن، کم میشد! خلاصه همه چی بستگی داره تیم تو چه وضعیتی باشه و دقیقاً کِی تایماوت رو بگیرن.
یه نکته خفن این بود که شرایط و موقعیت بازی هم روی تأثیر تایماوتها دخالت داشت. مثلاً اگه توی تایم معمولی بازی تایماوت بگیرن، تاثیر بیشتر و بهتری داشت. ولی اگه نزدیکهای آخر بازی، مخصوصاً ۵ دقیقه آخر، تایماوت بگیرن یا جلوی یه تیم قوی و گردنکلفت باشن، دیگه اونقدرها هم جواب نمیده.
یه چیزی هم در مورد مدتزمان اثر تایماوت بود که جالب بود: تاثیر تایماوت تو کوتاهمدت کمابیش ثابته، ولی تو بازههای متوسط و بلندمدت (مثلاً دو تا سه دقیقه بعد) خیلی بیشتر به موقعیت بازی و شرایط تیم بستگی پیدا میکنه.
آخرش هم توصیهشون به مربیها این بود که همینجوری الکی تایماوت نگیرن! باید دقیق حواسشون به شرایط بازی، حال و احوال تیم و جو مسابقه باشه و استراتژی تایماوت رو با توجه به همه اینا بچینن. بیشتر اینکه دیدی مربیها تایماوت میگیرن تا شاید یه معجزهای بشه، از رو هوا نیست؛ پشتش حساب و کتاب و دانش هست!
راستی تو تحقیق، برای تحلیل دادهها از یه سری روش آماری مثل T-test (یه روش آماری برای مقایسه تفاوتها) و Wilcoxon (یه روش آماری برای دادههایی که معمولی نیستن) و همینطور مدلهای خطی ترکیبی (یعنی مدلهایی که میتونن چند عامل مختلف رو همزمان بررسی کنن) استفاده کردن که نتایجشون هم قابل اعتماد باشه.
در کل، این یافتهها به مربیها نشون میده که باید باهوشتر و هوشمندانهتر تایماوت بگیرن تا بتونن بیشترین سود رو ازش ببرن. بسکتبال فقط یه بازی سرعتی نیست، بلکه ترکیبی از ذهن و استراتژیه!
منبع: +