خب بیا یکم رفیقونه با هم درباره یه موضوع مهم گپ بزنیم: اینکه آدمایی که نارسایی قلبی دارن (اصلاً نارسایی قلبی یعنی قلب اونطور که باید کار نمیکنه و نمیتونه خون رو به اندازه کافی پمپاژ کنه)، چقدر میتونن خوب علائم و سیگنالهای بدنشونو حس کنن؟ این توانایی رو به زبون قشنگ علمی بهش میگن ‘آگاهی درونی بدن’ یا ‘interoceptive awareness’، یعنی اینکه آدم بفهمه بدنش داره چی بهش میگه، مثلاً بفهمه کی قلبش تندتر میزنه یا کی دچار تنگی نفس شده.
حالا چرا این موضوع مهمه؟ چون اگه کسی بتونه بهتر علائم بدنش رو درک کنه، زودتر متوجه مشکلات میشه و میتونه به موقع به پزشک مراجعه کنه یا کار خاصی انجام بده. این یعنی مدیریت بهتر بیماری خودش و در نتیجه زندگی راحتتر.
برای همین، تحقیقی تو شش تا از بیمارستانهای ناحیه نانتونگ انجام دادن (ناحیهای تو چین)، و از ۴۰۶ نفر بیمار قلبی خواستن توی این مطالعه شرکت کنن؛ اونم تو سه ماه مرز سال ۲۰۲۵ یعنی از ژانویه تا مارس. روش انتخابشون هم بهش میگن ‘convenience sampling’ یعنی انتخاب اونایی که دم دست و در دسترس بودن.
برای اینکه بفهمن هرکدوم چقدر این احساس درونی بدنشون رو متوجه میشن، از یه پرسشنامه مخصوص به اسم ‘MAIA-2C’ استفاده کردن. این پرسشنامه یعنی Multidimensional Assessment of Interoceptive Awareness – خب ترجمه خیلی شیکی داره ولی خلاصهش اینه که چندتا جنبه مختلف آگاهی از بدن رو میسنجن. امتیاز کل این تست بین ۳۱ تا ۱۵۵ه و هرچی عدد بالاتر باشه، احساس فرد به بدنش قویتره.
میخوای بدونی میانگین امتیاز بیمارها چقدر بوده؟ ۱۰۸.۴۴ به اضافه منهای ۱۵.۹۳. یعنی تقریباً نمرهشون از وسط رو به بالاست و وضعشون بدک نیست.
اما جالبیش تحقیقی اینه که فقط به نتیجه قانع نشدن و رفتن بررسی کنن چه چیزایی باعث بهتر یا بدتر شدن این حس درونی بدن میشن. مثلاً آیا جایی که فرد زندگی میکنه مهمه؟ یا تعداد دفعاتی که تو یک سال گذشته بخاطر قلبش تو بیمارستان بستری شده؟ یا حتی شاخص توده بدنش (که بهش میگن BMI و یه جور نسبت قد به وزنه که نشون میده لاغر یا چاق بودن طرف در چه حدیه)؟
بیام فکتهای مهم رو یه جا جمع کنیم:
- محل زندگی: مثلاً بعضیا که تو روستا بودن نسبت به شهریا حس متفاوتی داشتن. شاید به خاطر نوع دسترسی به خدمات درمانی یا سبک زندگیه.
- تعداد دفعات بستری طی یک سال گذشته: خب کسی که مدام بیمارستان میره دیگه خودش بهتر میدونه بدنش کی داره اذیت میشه.
- BMI یا همون شاخص توده بدن: نشون داده افرادی که اضافه وزن داشتن و یا خیلی لاغر بودن، حسهای بدنیشون فرق میکرد.
- افسردگی: سطح افسردگی رو هم چک کردن (با تست مخصوصش)، افراد افسرده کمتر به سیگنالهای بدنشون توجه میکنن یا اشتباه برداشت میکنن.
- حمایت اجتماعی: Social support یعنی اینکه خانواده، دوست، آشنا، یا حتی موسسات به آدم توجه و کمک میرسونن. کسی که تنهاس کمتر حواسش به خودش هست.
- شدت علائم: یعنی هرچی نشانههای بیماری شدیدتر باشه، تمرکز فرد هم روی درد و ناراحتی خودش بیشتر میشه.
در نهایت، با یه تحلیل علمی (که بهش میگن رگرسیون خطی چندگانه — یه مدل آماری برای فهمیدن تاثیر همزمان چند عامل)، فهمیدن که همه اینا تاثیرگذار هستن. یعنی اگر دکترها و پرستارا توی درمان بیماران نارسایی قلبی این عوامل رو در نظر بگیرن، میتونن به هر فرد متناسب با شرایط خودش آموزش بدن چطور بیشتر به بدنش گوش بده. با این کار هم حال و روز روانی بیمار بهتر میشه، هم میتونه مدیریت بهتری روی بیماریش داشته باشه و زندگی بهتری تجربه کنه.
حالا یه چیزی بگم که استفادهش فقط با آزمون و پرسشنامه نیست، بلکه مطالعه میگه لازمه برای این بیمارا برنامههای آموزشی مخصوص بدن مثل دورههای مراقبه ذهنآگاهانه (mindfulness) طراحی کرد — این یعنی یاد بگیرن چطور تو لحظه حواسشون به بدن باشه. تکنولوژی هم میتونه کمک کنه؛ مثلاً برنامه موبایلی یا ابزارهای دیجیتال که علائم رو رصد کنن.
جمعبندی اینکه: عوامل مختلفی مثل محل زندگی، تعداد بستری شدن، شاخص توده بدن، افسردگی، داشتن یا نداشتن حمایت اجتماعی و شدت علائم، همگی روی اینکه یک فرد چقدر به بدنش آگاهه تاثیر میذارن. پس بر اساس همین موارد میتونن برای بهبود کیفیت زندگی این بیمارا برنامهریزی کنن و آموزش بدن. خلاصه، آگاهی از بدن یه بخش مهم مدیریت نارسایی قلبی به حساب میاد و نباید دست کمش گرفت!
منبع: +