آیا واقعاً میشه اینترنت رو درستش کرد؟

اینترنت امروز خیلی با اون چیزی که اوایل بود فرق کرده. دیگه «خونه‌ی اطلاعات» نیست، بلکه خیلی وقت‌ها شده یه جنگل پر از الگوریتم‌های اعتیادآور، اپلیکیشن‌هایی که از ما پول درمیارن، دیتا ماینینگ (یعنی استخراج و جمع‌آوری اطلاعات شخصی برای استفاده تجاری) و پر از اطلاعات غلط یا حتی خطرناک. یه عده از آدمای خیلی سرشناس و تأثیرگذار – مثل تیم وو (پدر مفهوم net neutrality یا همون بی‌طرفی اینترنت که یعنی همه باید به طور برابر به اینترنت دسترسی داشته باشن)، نیک کلگ (مدیر سابق شرکت متا که قبلاً هم معاون نخست‌وزیر انگلیس بوده)، و حتی خود مخترع وب یعنی تیم برنرز-لی – کتاب نوشتن و ایده‌هایی دادن که فکر می‌کنن میشه اینترنت رو نجات داد. ولی آیا راه‌حل‌هاشون واقعاً کار می‌کنه؟ بیاید باهم نگاه کنیم چه گفتن و چه جوری میتونن دنیا رو عوض کنن.

تیم وو تو کتابش به اسم “عصر استخراج: چطور پلتفرم‌های تکنولوژی اقتصاد رو تسخیر کردن و آینده ما رو تهدید می‌کنن” اینجوری بحث می‌کنه که چندتا شرکت بزرگ اینترنتی انقدر قدرت گرفتن که اصلاً نمیشه جلوشون وایساد. اون میگه راه‌حل فقط تو اینه که این شرکتای غول رو با قوانین ضد انحصار (یعنی قانونی که اجازه نمی‌ده هیچ شرکتی بی‌رقیب، بازار رو دستش بگیره و رقیبا رو حذف کنه) تیکه تیکه کنیم؛ مثل همون کاری که آمریکا تو دهه ۶۰ با IBM و تو ۱۹۸۲ با AT&T کرد و نتیجه‌ش شد رقابت بیشتر و انتخاب بیشتر برای مردم. یه مثال معروفش وز وز کردن گوگل و اپل با این «اکوسیستم‌ها»شونه (اکوسیستم یعنی شبکه‌ای از سرویس‌ها و دستگاه‌ها که به هم وصله و همه کارامونو باهاش انجام می‌دیم). به قول تیم وو همین راحتی و بی‌دردسری باعث میشه مردم هی بیشتر چشم و دلشون رو بسپارن به این سیستم‌ها و رقیبا هم هیچ‌وقت نتونن واقعی بیان وسط.

وو میگه این قدرت زیاد پلتفرما خطرناکه و باید با قوانین سفت و سخت جلوی دیکتاتوری‌شون رو گرفت. مثلاً گذاشتن سقف روی قیمتا (utility caps یعنی حداکثر مبلغی که شرکتای خدماتی می‌تونن از مردم بگیرن)، ممنوع‌کردن ورودشون به صنایع دیگه و مهم‌تر از همه زور زدن برای اجرای قوانین آنتی‌تراست (همون ضد انحصار) که تا حالا هم جواب داده. ولی خب، مثلاً پرونده اخیر علیه گوگل (۲۰۲۵) خیلی نتیجه خفنی نداشت، قاضی نگذاشت گوگل مجبور بشه مرورگر کروم رو بفروشه، تازه پرونده قدیمی‌تر مایکروسافت هم نتونست شرکت رو مجبور کنه از اینترنت اکسپلورر جدا بشه. وو هم این بخش رو زیادی تو کتابش باز نکرده!

حالا نیک کلگ (مدیر سابق متا و سیاستمدار انگلیسی) نظری کاملاً مخالف داره! اون تو کتابش به اسم «چطور اینترنت رو نجات بدیم: تهدید اتصال جهانی در عصر هوش مصنوعی و دعواهای سیاسی» میگه به‌جای اینکه بیایم شرکت‌های بزرگ رو خورد کنیم، باید با قانون‌گذاری (regulation یعنی تصویب قوانین و مقررات درباره کار یه صنعت) آروم آروم درستشون کنیم. اون میگه همه مشکل‌ها از قانون‌های پراکنده کشورهاست – هر کشوری یه ساز می‌زنه، یه کشور مثلا ورود زیر ۱۶ ساله‌ها رو به شبکه‌های اجتماعی منع می‌کنه، یکی دیگه دعواش سر چیز دیگه‌س.

نیک کلگ می‌گه پلتفرمای بزرگ باید خودشون اصلاحات رو شروع کنن، شفاف بشن (transparent، یعنی هر کاری می‌کنن رو به ملت نشون بدن و پنهون‌کاری نکنن)، مردم رو تو مدیریت تصمیم‌گیری بیشتر شرکت بدن و قدرت کنترل بر داده‌ها (اطلاعات شخصی) رو به کاربرا بدن. البته خیلی‌ها ممکنه بگن «تو خودت تو متا بودی، اگه راست می‌گی چرا اون موقع کاری نکردی؟!» مخصوصاً وقتی تو کتابش خیلی راحت از ماجرای کمبریج آنالیتیکا (همون رسوایی برداشت بدون اجازه اطلاعات از فیسبوک سال ۲۰۱۶) رد می‌شه یا نقش خود فیسبوک تو دوقطبی کردن اینترنت رو ندید می‌گیره.

کلگ البته میگه قانون‌شکنی دولت‌ها باعث میشه شبکه‌های اجتماعی به اشتباه بدنام بشن و نمی‌یاد قبول کنه تکنولوژی گاهی واقعاً آدما رو به کارایی که نمی‌خوان می‌کشونه (Techno-determinism یعنی نظریه‌ای که می‌گه فناوری خودش به تنهایی یه نوع رفتار یا فکر خاص رو دیکته می‌کنه). خلاصه، اون تأکید داره باید «توافق جهانی» برای جریان آزاد داده‌ها داشته باشیم تا اینترنت تیکه‌پاره نشه.

از اون طرف، تیم برنرز-لی، مخترع وب، رویاش این بود که اینترنت یه شبکه باز، همکاری‌محور و کاملاً غیرمتمرکز (decentralized یعنی هیچ کسی یا جایی همه چی رو کنترل نکنه) باشه؛ برعکس چیزی که امروز داریم. اون تو کتابش به اسم «این برای همه‌ست: داستان نیمه‌کاره وب جهانی» میگه ویکی‌پدیا شاید بهترین نمونه از اون چیزیه که دلش می‌خواسته وب باشه.

بهترین ایده جدیدش برای اصلاح اینترنت «سالیـد» (SOLID) ـه. باحال‌ترین توضیح: Solid یعنی «اجتماعی از داده‌های پیوندی»، یک جور فضای مرکزی یا دیتاپاد که قراره هرکسی همه اطلاعات دیجیتالش رو، از اطلاعات بانکی تا تاریخچه کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی و پرونده‌های پزشکی و غیره، یه جا خودت ذخیره و مدیریت کنی. اینطوری دیگه همه چی پیش پنجاه جا پخش نیست که بخوان بدون اجازه‌ات استفاده کنن یا بفروشن.

البته همه این ایده رو خوشگل نمی‌بینن. مثلاً یکی ممکنه بگه مگه میشه داده‌های فوق‌محرمانه پزشکی رو بیاریم کنار اطلاعات اپل واچ یا کارت بانکی؟ با اینکه کنترل بیشتر به کاربر داده می‌شه، ولی داستان لو رفتن دیتا و رسوایی‌هایی مثل آنچه برای اپلیکیشن پیگیری پریود اتفاق افتاد رو نباید فراموش کرد.

برنرز-لی بارها گفته به جز ماجرای نوجوانان و الگوریتم شبکه‌های اجتماعی (که اینجا لازم می‌دونه دخالت کنیم)، مخالف مقررات دست و پاگیر برای اینترنت‌ـه و فکر می‌کنه کاربرها خودشون باید کنترل کامل داده‌هاشون رو داشته باشن. Solid به نظرش می‌تونه اینترنت رو از این مسیر «استثماری» امروز دوباره به جای خوب برگردونه.

اگه بخوایم انصاف بدیم، موثرترین راه‌حل‌ها تا حالا از سمت ایده‌های تیم وو اومده. شرکت‌هایی مثل گوگل مجبور شدن دیتاهاشون رو کمی به رقبا بدن یا بعضی محدودیت‌ها را قبول کنن. منتها هیچ تضمینی نیست که قوانین ضدانحصار تو فضای سیاسی فعلی آمریکا باز هم با قدرت اجرا بشه. تازه با اومدن دوباره ترامپ (که گفته هر کشوری بخواد یه قانون مخصوص خودش برای شرکت‌های آمریکایی تصویب کنه، با تعرفه می‌ترکونیمش!) احتمال قوانین بیشتر برای کنترل شبکه‌های اجتماعی خیلی کمه. واقعاً آمریکا از سال ۱۹۹۶ تا حالا هیچ قانون جدی جدیدی برای اینترنت وضع نکرده!

تو این اوضاع، شاید تنها آرزوی نیک کلگ (که جلوی قانون‌های کشوری رو بگیره) به واقعیت نزدیک‌تر بشه تا راه‌حل برنرز-لی.

در آخر باید گفت: هیچ راه‌حل جادویی برای درست کردن کل اینترنت وجود نداره. ولی چیزی که همه این نویسنده‌ها روش توافق دارن اینه که راهش فقط از توی کنترل بیشتر کاربران بر داده‌هاشون، حفظ حریم خصوصی، و پاسخگو کردن سیلیکون‌ولی (برگ سیلیکونی: منظور همون منطقه‌ایه تو کالیفرنیا که بزرگترین شرکت‌های تکنولوژی دنیا مثل گوگل، اپل و فیس‌بوک اونجان) می‌گذره. شاید این‌ها همون چیزهایی باشن که واقعاً باید واسشون بجنگیم.

منبع: +