چطور زبان آدمو تو حال و روز روحی روانیش تاثیر می‌ذاره؟

Fall Back

تا حالا شده حس کنی وقتی با یه زبان دیگه صحبت می‌کنی، انگار یه سقف شیشه‌ای بالا سرت هست و نمیشه دلت رو تا ته باز کنی؟ یکی از شرکت‌کننده‌های یه تحقیق درباره تاثیر زبان روی افسردگی و اضطراب (یعنی همون حس بی‌حوصلگی و نگرانی بیش‌ازحد)، دقیقاً این حسو داشته: «انگار یه سد هست؛ مخصوصاً وقتی به انگلیسی حرف می‌زنم نمی‌تونم دلمو کامل باز کنم.»

توی این تحقیق که قرار تو مجله Clinical Psychological Science چاپ بشه، چند نفر ژاپنی که الان تو آمریکا زندگی می‌کنن و انگلیسی رو به عنوان زبان دوم یاد گرفتن، تو سن بالای ۴۰ سال، هم به ژاپنی و هم به انگلیسی پرسشنامه‌های مربوط به افسردگی و اضطراب رو پر کردن. جالب اینجاست که وقتی به ژاپنی جواب دادن، آمار اضطراب و حتی افکار مربوط به خودکشی‌شون (یعنی فکرای خطرناک برای آسیب زدن به خودت) بالاتر بود تا وقتی که همون پرسشنامه رو به انگلیسی پر کردن.

حالا چرا این اتفاق می‌افته؟ دوتا موضوع اصلی این وسط هست: فرهنگ و معنای کلمه‌ها تو زبان‌های مختلف. مثلاً فرهنگ یعنی همون سبک زندگی و باورای یه گروه آدم؛ مثلا تو فرهنگ ژاپنی، خیلی کم پیش میاد که کسی راحت درباره احساساتش، مخصوصاً احساسای درونی مثل غم، درد، یا شرمندگی صحبت کنه. همونطور که آیه ایناموری ویلیامز، یه روانشناس بالینی که روی همین موضوع کار کرده، گفته: «چون هنوز روی مسائل روانی کلی قضاوت و انگ هست، مردم ژاپن سراغ واژه‌هایی که احساسات دقیقشون رو نشون بده کمتر می‌رن.»

یه چیز باحال دیگه که تو تحقیقات اومده اینه که وقتی آدم‌ها بین دو زبان جابجا می‌شن، طرز فکرشون هم یه کم تغییر می‌کنه. ویوریکا ماریان، استاد دانشگاه نورث‌وسترن و نویسنده کتاب “قدرت زبان” گفته: «هر چیزی بستگی داره از چه زاویه فرهنگی بهش نگاه کنی. مثلاً اگه زبانت انگلیسی باشه، چون فرهنگش بیشتر فردگراست، ممکنه چیزها رو یه جور دیگه ارزش‌گذاری کنی.»

توی همین تحقیق یه نفر گفته با اینکه مترجمه و انگلیسیش هم خوبه، اما وقتی پای گفتن افسردگی خودش به انگلیسی وسط میاد، براش خیلی سخته. میگه حتی تا حالا پیش روانشناس نرفته چون شک داشته چقدر می‌تونه منظور و حال خودش رو خوب برسونه و درکش بشن.

بر همین اساس، نویسنده‌های تحقیق پیشنهاد دادن تو خدمات سلامت روان باید اجازه بدن آدم‌های دوزبانه بین زبان‌ها جابجا شن یا متریال‌های درمانی رو تو زبان‌های مختلف براشون بذارن. حتی گفتن شاید در آینده بشه از هوش مصنوعی (مثلاً همون AI که باهاش حرف می‌زنی و خودش ترجمه یا تایپ می‌کنه) هم کمک گرفت تا خدمات ترجمه زنده و دقیق‌تر ارائه بدن.

ماریان میگه فعلاً داده‌های بلندمدت کافی نداریم که دقیق بگیم هر راهی چقدر جواب می‌ده، ولی چیزی که واضح و مهمه اینه که زبان می‌تونه حال روانی ما رو عوض کنه. پس برای روانشناسا و درمانگرا لازمه موضوع زبان رو جدی بگیرن و بیشتر براش وقت بذارن.

در آخر: «پیام ما اینه که زبان رو حال و احوال روان آدم‌ها تاثیر داره؛ باید خدمات به شکلی طراحی بشن که به دوزبانه‌ها و چندزبانه‌ها هم جواب بده. داره تازه این بحث شروع می‌شه، اما امیدواریم روانشناسا و بقیه متخصصان سلامت روان، بیشتر به نقش زبان تو درمان و ارزیابی توجه کنن.»

منبع: +