خب بچهها، بیاید یه موضوع جالب رو با هم بررسی کنیم: چرا این روزا حفظ کردن زبان مادری تو خونوادههایی که چندزبانهان اینقدر سخت شده؟ از یه طرف بچهها تو مدرسه یا تو فضای مجازی کلی زبانای دیگه یاد میگیرن، از یه طرف دیگه هم گوشی و اینترنت وارد زندگی همه شدن و الگوهای حرف زدنمون تو خونه کلی عوض شده. حالا یه تحقیقی اومده یه مدل جدید معرفی کرده که دقیقاً نشون میده این سه تا عامل چطور با هم قاطی میشن و روی اینکه بچهها زبان خونه رو حفظ کنن یا نه، تاثیر میذاره.
این مدل رو اگه بخوام ساده توضیح بدم، اسمش هست “مدل ارتباطات مسپرسانال” یا همون Masspersonal communication model. حالا این واژهی Masspersonal یعنی چی؟ یعنی هرچیزی که هم حالت شخصی داره، هم حالت جمعی؛ مثلاً وقتی شما یه استوری از حرفهای خونوادگی تو اینستاگرام میذاری، هم دوستات میبینن، هم یه جورایی داستانتون برای بقیه هم جذاب میشه؛ یا مثلا وقتی تو خانواده میخواید با هم زبان مادری حرف بزنید ولی موبایل و اینترنت میان وسط و رسم و رسوم رو عوض میکنن! این مدل رو قبلاً دو نفر به اسم O’Sullivan و Carr مطرح کردن، ولی این تحقیق اومده جنبههای احساسی و اجتماعی موضوع رو هم بهش اضافه کرده.
حالا تو این مدل سه نوع ارتباط داریم که هرکدوم نقش خاصی دارن:
۱. ارتباط بینفردی یا Interpersonal Communication: یعنی همون حرف زدن و تعاملای نزدیک تو خود خونواده. اینجا صمیمیت و عادت به استفاده از زبان مادری خیلی مهمه. مثلاً اینکه هر شب دور هم بشینید، با اون زبان سفره حرف بزنید یا خاطره تعریف کنید. این جور موقعها، بچهها حس نزدیکی به اون زبان پیدا میکنن و برقراری باهاش براشون راحتتر میشه.
۲. ارتباط جمعی یا Mass Communication: این یکی یعنی رسانهها و شبکههای اجتماعی چه نقشی دارن. مثلاً تلویزیون، یوتیوب، برنامههای رادیو—اینا همه میان کلی محتوای زبانی جدید به خونوادهها معرفی میکنن. مثلا ممکنه یه خونواده با دیدن فیلمهای زبانی مختلف، نظر والدین نسبت به اهمیت زبان مادری یا زبان دوم تغییر کنه. اینجا رسانهها هم منابع زبانی رو زیاد میکنن و هم روی طرز فکر خانواده نسبت به زبان تاثیر میذارن.
۳. ارتباط مسپرسانال یا Masspersonal Communication: این یکی همونیه که بالاتر توضیح دادم. این ارتباط همزمان هم جنبه شخصی داره هم جنبه عمومی؛ مثلاً وقتی فیلم دورهمیتون رو تو تلگرام فامیلی میذارید یا یک چالش زبان مادری راه میندازید و همه فامیل توش شرکت میکنن. این سبک ارتباط باعث میشه هویت زبانی و احساس تعلق به زبان، قویتر بشه چون آدمها دارن همزمان هم اجرا میکنن، هم واکنش میگیرن، هم با بقیه همکاری دارن.
تحقیق میگه همه این شکلها با هم قاطی میشن و روی اینکه بچهها زبان خونه رو حفظ کنن یا کمکم فراموش کنن تاثیر دارن. نکته مهمتر اینه که فقط یه مدل نظری نیست—برای سیاستگذاری، آموزش زبان و حتی برنامهریزی خونوادهها هم کلی پیشنهاد کاربردی داره. مثلاً توصیه کرده که خانوادهها تو این دنیای دیجیتالی حتماً باید جنبه احساسی و اجتماعی زبان رو هم جدی بگیرن؛ فقط کار زوری و آموزش خشک کافی نیست، باید براش برنامه بریزن که کودکان هم به زبان علاقه پیدا کنن، هم براش موقعیتهای واقعی (مثلاً بازی، قصه، یا حتی چالش آنلاین) درست کنن.
یه چیز جالب دیگه که این تحقیق میگه اینه که محیط زندگی امروز که همه چیزش به اینترنت و رسانه وصله، باعث شده عادتها و رفتارهای زبانی تو خونه کلی متفاوت بشه. دنیای دیجیتال، هویت زبانی بچهها رو هم تحت تاثیر قرار میده؛ واسه همین این مدل سعی کرده نشون بده چجوری همه این ارتباطات (اجتماعی، عاطفی، و رسانهای) روی هم تاثیر میذارن.
تحقیق در آخر میگه این هنوز یه شروعه: لازمه تو تحقیقات آینده این مدل رو آزمایش کنن و ببینن دقیقاً چه جوری حس و درک آدمها (یعنی affective و cognitive dynamics – یعنی پویاهای عاطفی و ذهنی) تو انتقال زبان مادری بحساب میان. به طور کلی این مدل میخواد بهمون نشون بده که حفظ زبان خونه تو دنیای امروز فقط به همت مامان و بابا بستگی نداره، بلکه عوامل زیادی از روابط صمیمی گرفته تا رسانه و تکنولوژی دارن با هم این قصه رو مینویسن.
پس اگه دغدغه زبان مادری و هویت دارین، یا تو یه خونواده چندزبانه زندگی میکنین، مدل مسپرسانال میتونه کمک کنه کلی راهکار خلاقانه پیدا کنین و از عصر دیجیتال به نفع زبانتون استفاده کنین!
منبع: +