خب بیاید امروز درمورد یه موضوع واقعا مهم با هم گپ بزنیم: “درد روانی غیرقابل تحمل” یا همون چیزی که دانشمندها بهش میگن Psychache. منظور از Psychache، درد عمیق روانیه که آدم واقعا حس میکنه دیگه زندگی غیرقابل تحمل شده. جالب اینجاست که این درد یکی از مستقلترین نشونههای خطر خودکشی حساب میشه! یعنی حتی اگه کسی افسردگی یا اضطراب نداشته باشه، همین «درد روانی غیرقابل تحمل» خودش میتونه یه هشدار بزرگ باشه.
حالا اینجا یه ابزار اندازهگیری جدید وارد میشه به اسم UP3. ببین، UP3 مخفف “Unbearable Psychache Scale” ـه (یه جور پرسشنامه کوتاه برای اینکه بفهمیم دقیقاً درد روانیِ غیرقابل تحمل چقد طرف رو اذیت میکنه). قبلا یه ابزار به اسم PAS یا همون Psychache Scale بوده، ولی دسته جدید محققها اومدن نسخهی فشردهتر و سادهتر UP3 رو ساختن تا فقط بخش خیلی شدید و غیرقابل تحمل این درد رو بسنجن.
چه اتفاقی افتاده؟ دو تا تحقیق تو ایتالیا انجام دادن روی آدمهای عادی تو جامعه. اومدن اول ساختار UP3 رو بررسی کردن (مثلاً ببینن این سوالا اصلا درست کنار هم قرار گرفتن یا نه)، بعد میزان اعتبارش رو چک کردن (که یعنی هرکی این تست رو بزنه جواباش منطقی دربیاد و یه چیزی نشون بده). بعد هم مقایسه کردن ببینن UP3 نسبت به نسخههای اصلی PAS تو شناسایی آدمهایی که در خطر خودکشی هستن، چقدر دقت و قدرت داره.
توی تحقیق اول که ۷۰۷ نفر شرکت کرده بودن، فهمیدن UP3 واقعا ساختارِ تکبعدی داره و مدلش منطقیه (یعنی دقیقاً همون چیزی رو میسنجه که باید). اعتبار و قابلیت اعتمادشم بالا بوده. یعنی جوابهاش قابل اتکاست و آدم میتونه روش حساب کنه.
تحقیق دوم با حدود ۲۵۷ نفر انجام شد. اونجا معلوم شد UP3 با مقیاس PAS و با میزان افسردگی و خطر خودکشی همبستگی خوبی داره.
بعدش رفتن سراغ تحلیل ROC، که یه روشیه برای چک کردن دقت تستها تو تشخیص اینکه کی در معرض چه خطریه (ROC یعنی وقتی بخوای یه آزمون رو بسنجی که چقدر میتونه درست بگه کی در خطر هست). توی این آزمونها UP3 تقریبا به اندازه PAS13 و PAS10 تونست خطر اخیر خودکشی رو تشخیص بده (AUC بین 0.75 تا 0.83 که یعنی قابل قبوله). اما برای اینکه کسی سابقهی فکری یا اقدام به خودکشی داشته (درازمدت)، UP3 ضعیفتر عمل میکرد (AUC حدود 0.68 تا 0.77).
حالا نکته جالبِ دیگه، حساسیت و ویژگی تست بود. ببین حساسیت یعنی چقدر میتونی آدمهایی رو که واقعاً در خطرن، پیدا کنی؛ ویژگی هم یعنی چقدر میتونی اونایی رو که در خطر نیستن، درست بشناسی. UP3 طوری طراحی شده که بیشتر حساسیت داره تا ویژگی. یعنی حتی اگه شک داشته باشه، میگه ممکنه در خطر باشی! اما مثلاً درصد اینکه اشتباهی یه نفر رو در گروه خطر بذاره (PPV) خیلی بالا نیست: مثلاً واسه فکر خودکشی برای مدت اخیر فقط 0.42، و واسه رفتار اخیر خودکشی 0.21 بوده. ابزارهای PAS هم کمی بهتر بودن، ولی هنوز عددها شگفتانگیز نیستن.
مدلهای آماری نشون دادن که UP3 نسبت به PAS13 (اون مقیاس قدیمیتر)، ارزش افزودهی خاصی نداره واسه پیشبینی خطر خودکشی جدید یا قدیمی.
خب جمعبندی کنم: UP3 خیلی سریع و راحت این رو نشون میده که یکی داره از درد روانی غیرقابل تحمل زجر میکشه. تو تشخیص ریسک خیلی جدیدِ خودکشی، کارآمده. اما تو پیشبینی خطرهای بلندمدت یا سابقهدار یه مقدار ضعیفتره. نقطه قوت اصلیش همین خلاصه و فشرده بودنشه و اینکه تمرکزش فقط روی بخش غیرقابل تحمل درد روانیه. پس برای کلینیکها یا جاهایی که میخوان سریع غربالگری کنن، کنار بقیه ابزارها، میتونه مفید باشه!
خلاصه، اگه یه روز دیدین تستی به اسم UP3 دادن دستتون، بدونین برای اینه که مطمئن شن کسی واقعاً داره از اون درد روانیِ غیرقابل تحمل که میتونه منجر به بحران بشه، زجر میکشه یا نه. البته هنوزم باید با تستای دیگه و ارزیابیهای کاملتر همراه باشه تا ریسک خودکشی رو درست و دقیق بسنجیم.
منبع: +