تا حالا براتون پیش اومده یک سال پر استرس رو پشت سر بذارید و یهو احساس اضطراب بکنید؟ یا واسه مدت زیادی تنها بمونید و افسردگی سراغتون بیاد؟ یا یه خاطره قدیمی هنوز باهاتونه و بعد از یه مدت حس میکنید اصلاً فلجتون کرده؟ خب، این اتفاقها فقط تجربه شخصی نیستن، مغز ما واقعاً به خاطر این تجربیات روانی و اجتماعی تغییر میکنه و نتیجهش مشکلات سلامت روان میشه. فقط نکته اینجاست که تا مدتها کسی نمیدونست دقیقاً چطور این «تجربههای بیرونی» به «تغییرات فیزیکی» تو مغز ما منجر میشن.
حالا دانشمندا دارن میگن شاید یه پِیوند مهمی پیدا شده باشه: میتوکندریا! همون اندامکهای لوبیا شکلی که تو کلاس زیست شناسی دربارهشون شنیده بودیم.
میتوکندریا یا همون “نیروگاه سلول” (واسه اینکه انرژی تولید میکنن) فقط همین کار رو نمیکنن. الان دارن میفهمن که این کوچولوها کلی نقش دیگه هم دارن؛ از جمله تو ایمنی بدن، مدیریت استرسها و حتی کارکرد درست سلولهای عصبی مغز. یه نکتهی جالب اینه که میتوکندریا کاملاً به محیط و شرایط اجتماعی حساسن. یعنی وقتی استرس داری، یا از اجتماع جدا شدی، یا حتی تجربههای تلخ داشتی، اینا مستقیم رو میتوکندریا اثر میذارن و از اونجا روی روانت تاثیر میذارن.
تحقیقات نشون داده وقتی کار میتوکندریا به هم میریزه، احتمال اضطراب، افسردگی، PTSD (یعنی استرس بعد از تروما) و حتی آلزایمر بالا میره. جالبتر اینجاست که این بههمریختگی روی بیماریهای جسمی مثل مشکلات قلبی، دیابت و حتی بعضی سرطانها هم تاثیر داره!
پروفسور فاگوندهز از دانشگاه رایس میگه: «تقریباً همه چی، از استرس اکسیداتیو گرفته (یعنی همون فشارهای شیمیایی که به بدن وارد میشه)، تا خستگیای که حس میکنیم، یا عوارض استرس طولانی، همهاش از میتوکندریا شروع میشه!»
این وسط مغز ما چون انرژی خیلی زیادی لازم داره، از همه بیشتر به مشکل میخوره. وقتی میتوکندریا خوب کار نکنه، انرژی لازم واسه انتقال پیام بین نورونها (سلولهای عصبی)، یا انعطاف مغز واسه یادگیری و تنظیم احساسات، کم میشه. حتی تغییرات تو «DNA میتوکندریایی» (یعنی ژنتیک خاص خود میتوکندریا که عملکردشونو کنترل میکنه) هم ریسک افسردگی و اضطراب رو بالا میبره.
یه نکته مهم دیگه اینه که میتوکندریا احتمالاً همون حلقهی ارتباطی بین استرس، التهاب (واکنش دفاعی بدن به آسیب یا بیماری) و کلی از مشکلات روانیه. اگه مدت طولانی استرس بکشی، بازدهی میتوکندریا کم میشه، انرژی بدنت به هم میریزه، التهاب میره بالا و پیامرسانی تو مغز مختل میشه. واسه همینه که استرس طولانی باعث خستگی و حتی مشکلات فکری و خلقی میشه. تازه چرا بعضیا بیشتر از بقیه به استرس حساسن؟ احتمالاً به خاطر همین تفاوت تو کارکرد میتوکندریاست.
حالا خبر خوب: میتوکندریا فقط نقطه ضعف نیستن، بلکه به راهحل هم جواب میدن! اگه بتونی کارایی اونا رو بالا ببری، هم سطح انرژی میره بالا، هم التهاب کمتر میشه، هم مغز بهتر کار میکنه. مثلاً ورزش – مخصوصاً ورزشهای هوازی و استقامتی – شدیداً کار میتوکندریا رو افزایش میده. تحقیقات نشون داده مثلاً دویدن یا شنا کردن باعث افزایش تعداد و قدرت میتوکندریا تو سلولها میشه و از این راه هم به سلامت مغز کمک میشه هم به بدن.
روشهای دیگه هم هست. تو بعضی آزمایشها، برنامههای تمرکز ذهنی (mindfulness یعنی تمریناتی که بهت کمک میکنه آگاهتر و آرومتر بشی) تونستن میزان اضطراب رو پایین بیارن و حتی روی فعالیت میتوکندریا اثر بذارن – هر چند همهی نشانههای استرس رو کم نکردن. رواندرمانی هم تو بعضی افراد باعث افزایش تعداد میتوکندریا شده، هر چند این لزوماً مستقیم برابر بهبود علائم روانی نبود. در کل: این روشها نویدبخشن، اما تحقیقات بیشتری لازمه.
یه راه جذاب دیگه: مقابله با تنهایی! وقتی یکی احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی داره، مثل اینه که وارد یه چرخه منفی میشه. انرژی بدن کمتر میشه، خروج از خونه سختتر میشه و این کار اختلال بیشتری رو میتوکندریا درست میکنه، چون منابع انرژی کمتر میشه. متأسفانه هنوز تحقیقای زیادی درباره تاثیر حمایت اجتماعی روی میتوکندریا انجام نشده، ولی کاملاً واضحه که میتونه موثر باشه.
در نهایت: سالها درباره التهاب و نقش اون تو مشکلات روانی حرف زدیم، اما حالا به نظر میاد باید بیشتر به سطح سلولی توجه کنیم و میتوکندریا رو دریابیم! چون اونا میتونن توضیح بدن چرا واقعاً این چیزها تو بدن ما اتفاق میافتن و شاید کلید خیلی از درمانها همینجا قایم باشه.
پس دفعه بعد که حس خستگی یا ناراحتی زیاد داشتی، یه نگاه به میتوکندریاهات بنداز – شاید باید بهشون انرژی بدی! 😉
منبع: +