خب بذار اول یه کم در مورد استومی توضیح بدم. استومی یعنی یه جراحی که توش یه راه خروجی جدید رو تو بدن درست میکنن، معمولاً برای بیمارایی که مشکل روده دارن، مثلاً بخاطر سرطان کولورکتال (سرطان روده بزرگ). مراقبت از خونودههایی که این آدما دارن واقعاً کار سختیه و به شدت رو اعصاب میره. اما چیزی که جالبه (و خیلی ازمون دور مونده)، اینه که تقریباً نصف کسایی که از بیمارای استومی مراقبت میکنن خودشون دچار اضطراب یا افسردگی میشن! ولی بازم بیشتر حمایتها و فالوآپها مخصوص خود بیماران هست و به خانوادهها یا مراقبها توجه خاصی نمیشه.
حالا یه مسئله مهمتر هم داریم: خیلی از این مراقبها احساس تنهایی یا ایزوله شدن دارن. منظور از social isolation، یعنی همین تنهایی اجتماعی ـ یه جوری جدا یا دور افتادن از جمع و آدمهای اطراف. مخصوصاً بعد کرونا این حس حتی بیشتر شد. با توجه به اینکه روز به روز تعداد بیمارای استومی داره بیشتر میشه، پس تعداد مراقبهایی که ممکنه تو این دام بیفتن هم رو به افزایشه.
تو این تحقیق اومدن یه ایده جالب رو تست کردن. گفتن خب بیایم یه برنامه همراهی چندرشتهای (که بهش میگن multidisciplinary accompaniment intervention) راه بندازیم. یعنی یه تیم با تخصصهای مختلف مثل پزشک، روانشناس، پرستار و مشاور بیان و ۱۲ هفته همراه خانواده و مراقب باشن و ببینیم تأثیرش چیه.
روش کار چطور بود؟ ۳۰۲ نفر از خانوادهها که مراقبت بیمارای استومی رو داشتن، توی این مطالعه شرکت کردن. یه گروهشون توی این برنامه همراهی بودن (اسمشون رو گذاشتن Intervention Group یا IG)، یه گروه هم تو حالت عادی بودن و این حمایتها رو نگرفتن (Non-Intervention Group یا NIG).
حالا کی گفته بود نتیجه خوب میشه؟ خب، محققین با یه سری تحلیل و مدل آماری – مثلاً Logistic regression (یه مدل آماری که رابطه بین عوامل مختلف رو میسنجه) – اومدن بررسی کردن که چیا باعث میشه عملکرد مراقب بهتر یا بدتر بشه و همینطور چه عواملی روی احساس تنهایی تاثیر دارن.
نتایج خیلی جالب بود:
- کسایی که تو برنامه همراهی بودن، مهارت مراقبتشون خیلی بهتر شده بود (احتمالش ۲.۳۳ برابر گروه بدون مداخله بود! یعنی شانس بهتر شدنشون تقریباً ۲.۵ برابر بود.)
- احساسات منفی (مانند نگرانی و افسردگی) در اون گروه به طور قابل توجهی کمتر شده بود (اینم شانس حدود ۲.۶ برابر بهتر شدن داشت).
- و مهمتر از همه: احساس تنهایی به طرز زیادی کمتر شده بود (شانسش ۱.۷ برابر بهبود داشت).
یه نکته خیلی مهم که درآوردن این بود: کاهش احساس تنهایی تقریباً ۱۸.۷ درصد از تأثیر مثبت رو مهارت مراقبتی مراقبها و ۱۵.۲ درصد تاثیر مثبت روی حال روحیشون رو توضیح میداد! یعنی یه بخش قابل توجه از حال خوب یا بدشون دقیقاً به میزان تنهاییشون ربط داشت. خلاصه، هرچی این افراد کمتر احساس ایزوله شدن کنن، هم تو کارشون بهتر میشن و هم روحیهشون بالاتر میره.
یه چند تا عامل اجتماعی هم بیتأثیر نبود؛ مثلاً جایی که زندگی میکنی، وضعیت تأهلت، و اینکه مشروب میخوری یا نه هم جزو چیزایی بودن که نتایج تحقیقی روشون تاثیر نشون داده.
جمعبندی ماجرا اینه: اگه مراقبای بیماران استومی، کنار حمایت پزشکی و مشاورهای، از یه تیم مشتی و پیگیر (یعنی همراهی چندرشتهای) هم بهرهمند بشن و مخصوصاً روشون کار بشه که کمتر احساس تنها شدن کنن، هم خودشون عصبی و دپرس نمیشن، هم مراقبت از بیماراشون باکیفیتتر میشه.
پس دفعه بعدی که صحبت از مراقبت بیمار شد، یادت باشه فقط به حال و احوال بیمار توجه نکنی، مراقبها هم آدمن و باید براشون برنامه داشت!
منبع: +