ماجرای «عضله‌گرایی» از نگاه مغز و بدن: داستان آدم‌هایی که فکر می‌کنن عضلاتشون کمه!

خب رفقا، امروز می‌خوام باهاتون درباره یه موضوع خیلی خاص حرف بزنم: «اختلال عضله‌گرایی»، یا همون Muscle Dysmorphia که مخففش میشه MD. حالا این چیه؟ یه جورایی کسایی هستن که فکر می‌کنن بدنشون به اندازه کافی عضله‌ای و هیکلی نیست، حتی اگه واقعاً بدنشون پُر عضله باشه! یه چیزی شبیه به Body Dysmorphic Disorder یا همون BDD هست؛ یعنی آدم‌ها بدون دلیل، خیلی وسواس پیدا می‌کنن که بدنشون ایراد داره.

جالب اینه که درباره بخش روانی این ماجرا کلی تحقیق کردن و میدونیم آدم‌ها چجوری توی ذهن‌شون درگیر این موضوع می‌شن. اما بخش فیزیکی و نحوه توجه آدم‌ها به بدن خودشون هنوز خیلی جای تحقیق داره. یه تیم تحقیقاتی اومده با سه نفر آدم با شرایط مختلف کار کرده تا سر از ماجرا در بیاره. سه نفر، سه داستان: یکی که الان MD داره و حتی استروئید هم مصرف می‌کنه (استروئید یعنی داروهایی که بعضیا برای تقویت عضله مصرف می‌کنن)، یکی که قبلاً این مشکل رو داشته ولی الان دیگه نداره (یعنی رفته تو حالت بهبودی)، و یکی هم اصلاً هیچ‌وقت همچین تجربه‌ای نداشته.

حالا محقق‌ها اومدن دیدن باید یه جوری دقیق‌تر مغز و بدن این افراد رو بررسی کنن. پس از سه تا ابزار خیلی باحال استفاده کردن:

  1. EEG: این همون دستگاهیه که امواج مغز رو بررسی می‌کنه و می‌تونه نشون بده وقتی داریم به یه چیز فکر می‌کنیم یا هیجان‌زده می‌شیم، مغزمون چجوری واکنش نشون می‌ده.
  2. GSR: این یکی بهش می‌گن «واکنش پوستی گالوانیکی» یعنی همون جریان الکتریکی‌ای که از پوست رد میشه. وقتی استرس داریم یا هیجان‌زده می‌شیم، بیشتر عرق می‌کنیم و هدایت الکتریکی پوست هم می‌ره بالا.
  3. Eye-tracking: یعنی دستگاه دنبال‌کننده حرکت چشم که نشون می‌ده فرد دقیقاً داره به کدوم قسمت تصویر نگاه می‌کنه یا ذهنش کجاها درگیره.

برای اینکه این آزمایش‌ها طبیعی‌تر باشه، به هر نفر عکس‌های مختلف از بدن خودش رو نشون دادن؛ عکس‌های قدیمیش، عکس فعلیش و همینطور تصویری که از بدنِ ایده‌آلش تو ذهن داره.

علاوه بر اینا، یه سری تست روانشناختی استاندارد هم از این سه نفر گرفتن (مثل MDDI، BIDQ، STAI و RSES که همشون پرسشنامه‌هایی برای سنجش اضطراب، عزت نفس و برداشت از بدن خودشون هستن).

نتیجه چی شد؟ خب، اون نفرهایی که MD داشتن یا قبلاً داشتن (چه الان تو بهبودی باشن، چه الان درگیر باشن) به عکس‌ها واکنش خیلی شدیدتری نشون دادن! مثلاً امواج بتا (beta waves) توی مغزشون بیشتر شد. امواج بتا یعنی یه نوع موج مغزی که وقتی مغز فعال‌تر و نگران‌تره یا روی چیزی تمرکز کرده، بیشتر دیده میشه. همچنین مقدار GSR (یعنی همون میزان واکنش پوست) رفت بالا، نشون‌دهنده استرس و هیجان بیشتر.

جالب‌تر اینکه وقتی با eye-tracker نگاه کردن، فهمیدن تمرکز چشماشون بیشتر می‌ره سمت قسمت‌های عضلانیِ بدن خودشون! یعنی ناخودآگاه فقط به همون جاهایی نگاه می‌کردن که بیشتر دقدقه‌ش رو داشتن.

حالا نفر سومی که هیچ‌وقت MD نداشته، نه امواج مغزش عوض شد، نه پوستش واکنش نشون داد و نه زیاد به عضله‌ها خیره شد! این یعنی برای اون فرد، کل ماجرا یه موضوع کاملاً عادی و بی‌تفاوت بوده.

خلاصه ماجرا اینه: این تحقیقات نشون دادن اگه بخوایم بفهمیم کسی واقعاً MD داره یا نه، فقط نباید به حرف خودش یا تست روانشناسی اکتفا کنیم. می‌تونیم با استفاده از این ابزارها (EEG، GSR و Eye-Tracking) خیلی ملموس نشون بدیم که تو جسم و ذهنش چی می‌گذره. البته این تحقیق فقط روی سه نفر انجام شده و هنوز زوده که نتیجه‌گیری کلی کنیم اما همین قدم اول می‌تونه راه رو نشون بده برای تحقیقات بزرگ‌تر و حتی روش‌های تشخیص و درمانی که مخصوص مردها طراحی میشه (چون MD بیشتر تو آقایون دیده میشه).

در نهایت میشه گفت این بررسی نشون داده که ترکیب کردن داده‌های مغزی و فیزیکی و رفتار چشمی، می‌تونه راه جدیدی باز کنه برای تشخیص و کمک به کسایی که با وسواس درباره وضعیت عضلات خودشون زندگی می‌کنن. خلاصه اگه حس می‌کنین دارین بیش از حد به بدن و عضله و این چیزا فکر می‌کنین، بدونین که موضوع فقط ذهنی نیست و واقعاً روی بدن هم رد خودش رو می‌ذاره؛ پس بهتره کمک بگیریم تا راحت‌تر باهاش کنار بیایم.

منبع: +