چجوری شخصیت آدم می‌تونه رو ریسک‌پذیریش تاثیر بذاره؟ (و نقشه عجیب اعتماد به نفس!)

حتماً تا حالا برات پیش اومده که فک کنی چرا بعضیا راحت ریسک می‌کنن و بعضیا همیشه استرس دارن یه حرکت خطرناک بکنن. دقیقاً همین سوال ذهنی، موضوع یه تحقیق جالب بوده که نتایجش خیلی چیزا رو رو کرده! بذار برات به زبان ساده توضیح بدم چه خبره.

کل ماجرا از اینجا شروع شده که دانشمندا می‌خواستن بدونن چی باعث می‌شه آدم‌ها تو تصمیم‌گیری، مخصوصاً وقتایی که ریسک هست، راه‌های متفاوتی رو انتخاب کنن. اونا سراغ دو تا ویژگی شخصیتی رفتن: یکی Extraversion یا برون‌گرایی (یعنی آدمایی که اجتماعی، پر انرژی و معمولاً دوست دارن مرکز توجه باشن) و یکی Negative Emotionality یا همون منفی‌گرایی احساسی (یعنی آدمایی که ممکنه بیشتر اضطراب، استرس یا ناراحتی رو تجربه کنن).

حالا نکته جالب اینجاست که عاملی که خواستن بهش نگاه کنن، اسمش Overconfidence بوده؛ یعنی “اعتماد به نفس بیش از حد”. منظور اینه که بعضی وقتا آدم‌ها فکر می‌کنن خیلی بیشتر از چیزی که واقعاً بلدن، می‌دونن یا می‌تونن کاری انجام بدن. مثلاً از خودمونه، موقع امتحان می‌گیم: “ولش کن، بلدم دیگه!” ولی تهش معلوم می‌شه خبری نبوده!

توی این تحقیق، ۱۱۰ دانشجو رو انتخاب کردن و سه تا تست براشون گذاشتن: یکی Game of Dice Task یا “بازی تاس” (یه بازی تصمیم‌گیری که با شانس و ریسک سر و کار داره)، یکی Big Five Inventory-2 (تست معروف پنج عامل شخصیتی که خصوصیات شخصیتی اصلی رو می‌سنجه)، و یکی General Knowledge Questionnaire (یه آزمون اطلاعات عمومی). بعدش با یه روش آماری که بهش می‌گن Bootstrapping (یعنی شبیه‌سازی آماری برای تخمین تاثیرگذاری متغیرها)، اومدن بررسی کردن که آیا اعتماد به نفس زیاد، واسطه بین شخصیت و ریسک‌پذیری می‌شه یا نه. (یعنی تاثیر شخصیت روی ریسک رو چقدر اعتماد به نفس زیادی توضیح می‌ده.)

نتایجم فوق‌العاده باحال بودن! مثلاً برای آدمای برون‌گرا، معلوم شد که اعتماد به نفس زیادشون فقط بخشی از داستان رو می‌سازه: حدود ۲۰/۵ درصد از اینکه چرا اونا بیشتر ریسک می‌کنن، با همون Overconfidence یا اعتماد به نفس بیش از حد توضیح داده می‌شه. بقیه‌شم مستقیم از شخصیت برون‌گراییشون میاد. یعنی هم از طریق “حال و هوای رفتاری خودشون” و هم از طریق “ذهنیتِ بیش‌اعتماد” حرکت می‌کنن سمت ریسک‌کردن.

اما برسیم به اونایی که منفی‌گرایی احساسی دارن. برخلاف برون‌گراها، این گروه تقریباً کاملاً از روی اعتماد به نفس‌شون رفتار می‌کنن؛ یعنی ۷۲/۸ درصد رابطه منفی‌گرایی احساسی با تصمیمات ریسکی به خاطر همون Overconfidence بود! خلاصه اینکه هرچی منفی‌گراتر، معمولاً اعتماد به نفس کمتری دارن و همین باعث می‌شه کمتر سمت ریسک برن.

اگه بخوایم ساده‌تر بگیم: برون‌گراها هم خودشون ذاتاً عاشق ریسک هستن هم از اعتماد به نفس بالاشون انگیزه می‌گیرن. اما اونایی که احساسات منفی زیادی تجربه می‌کنن، بیشتر با داستان اعتماد به نفس پایینشون ماجراجویی نکردن.

این اطلاعات می‌تونه کلی استفاده عملی داشته باشه. مثلاً اگه تو محل کار و زندگی بدونی هر شخصیت چجوریه، می‌تونی راه حل‌های مدیریت ریسک رو دقیق‌تر متناسب با آدم‌ها چیدمان کنی. یا اگه بخوای آموزش بدی که آدما تصمیمات هوشمندانه‌تر بگیرن، باید به این فکر کنی چقدر به اعتماد به نفسشون مربوطه و چه کسایی دچار چه نوع تعصب‌های ذهنی (Cognitive Biases یعنی خطاهای رایج ذهنی که باعث می‌شن تصمیماتمون همیشه منطقی نباشه) می‌شن.

در آخر تحقیق این رو هم اضافه می‌کنه که مدل آماریشون تونسته به ترتیب حدود ۲۹/۴ درصد رفتار ریسک برون‌گراها و ۲۲/۹ درصد رفتار ریسک آدمای منفی‌گرا رو توضیح بده. یعنی راه هنوز بازه و فاکتورهای دیگه‌ای هم دخیل هستن، اما فعلاً این نقش اعتماد به نفس و شخصیت رو نمی‌شه نادیده گرفت!

خلاصه اگه دیدی یکی بی‌پروا می‌ره سمت ریسک یا یکی همیشه حواسش به همه اتفاق‌های بد احتمالی هست، بدون که شخصیت و زاویه دیدش نسبت به خودش داره این کارا رو براش انجام می‌ده. این وسط گاهی لازمه یه کم رو اعتماد به نفس خودمون هم کار کنیم؛ نه خیلی پایین باشه، نه اونقدر بالا که چشممون رو روی واقعیات ببندیم!

منبع: +