این روزا دیگه تقریبا همهچی به نوعی با تکنولوژی دیجیتال سر و کار پیدا کرده، مخصوصاً تو کسبوکارها. اما یه سوال مهم اینه که این تکنولوژیها واقعاً حال مردم رو بهتر میکنن یا گاهی دردسرای جدید درست میکنن؟ مخصوصاً واسه کسایی که تو روستاها و تو بومگردیها (Homestay یعنی خونههایی که مسافرها توش اقامت دارن و بیشتر شبیه خونه مردم عادیه تا هتل) کار میکنن.
تو این مطالعه جدید اومدن روی ۲۷۷ نفر از همین آدمهای بومگردی تو روستاهای چین تحقیق کردن تا بفهمن تکنولوژی دیجیتال چه جوری رو حال و احوال روانیشون تاثیر میذاره. البته فقط دنبال خوبیها و امید دادن نبودن، بلکه هم فرصتها رو دیدن و هم چالشها و حتی استرسهایی که تکنولوژی میتونه به همراه بیاره.
یکی از چیزای اصلی که بررسی کردن، بحث توانمندسازی دیجیتالی بود. منظور از Digital Empowerment اینه که تکنولوژی به آدمها این حس قدرت و امکان بده که بتونن بهتر کار کنن، راحتتر تصمیم بگیرن یا حتی مشتری پیدا کنن. اما این وسط، همیشه همه چی گل و بلبل نیست! بعضی وقتها همین ابزارها باعث اضطراب تکنولوژیک میشن. یعنی خیلیها به خاطر پیچیدگی برنامهها یا ترس از خرابکاری، استرس میگیرن که نکنه از پسش برنیان یا کارشون بدتر بشه.
دوتا عامل مهم هم بینابین پیدا شد: یکی خودگردانی شغلی یا همون Job Autonomy، که یعنی آدم دستش باز باشه و خودش تصمیم بگیره چه جوری کارش رو پیش ببره. تکنولوژی اگه درست استفاده بشه، باعث میشه آدم ها احساس کنن بیشتر کنترل زندگیشون رو دارن و این به حال روحیشون کلی کمک میکنه.
اما کنار این خوبیها، یه لبه دیگه هم داره: اضطراب تکنولوژی (Technology Anxiety). این یعنی استرس و دلنگرانی آدمها از اینکه نکنه نتونن از تکنولوژی درست استفاده کنن یا گم و گور بشن وسط پیچیدگیاش.
حالا یه موضوع مهم دیگه هم که اومدن بررسی کردن، بحث «خودکارآمدی تکنولوژیک» یا همون Digital Technology Self-Efficacy بوده. یعنی کسی به خودش اعتماد داره که از پس کار با ابزار دیجیتال بربیاد یا نه؟ تحقیق نشون داد اگر کسی حس کنه خودش بلده یا میتونه یاد بگیره، تاثیر مثبت تکنولوژی روی حال و احوالش چند برابر میشه! ولی این اعتماد به نفس تکنولوژیک اونقدرها روی کم کردن اضطراب تکنولوژی تاثیر نمیذاره، یعنی شاید هنوزم آدمها بعضی وقت ها نگران بمونن حتی اگه بلد باشن.
همه این نتایج رو با یه نظریه به اسم Self-Determination Theory یا SDT بررسی کردن؛ این نظریه در مورد اینه که وقتی آدمها احساس کنن تو زندگیشون اختیار دارن، رشد شخصی پیدا میکنن و بهتر میتونن خودشون رو مدیریت کنن، حال روحیشون هم بهتر میشه.
در کل مقاله چند تا پیشنهاد کاربردی هم داشت. مثلاً اینکه طراحای نرمافزارها بیان همون اول کار، ابزارها رو طوری طراحی کنن که ساده و قابل فهم باشه تا آدمها راحتتر و بدون استرس بتونن ازش استفاده کنن. یا اینکه سازمانها بیان پشتیبانی قوی برای کارکناشون بذارن تا اگه کسی سوال داشت یا گیر کرد، یکی باشه کمکش کنه. از اون طرف، باید روی اعتماد به نفس دیجیتالی آدما هم کار بشه تا نترسن و راحتتر برن سراغ این تکنولوژیها.
خلاصه قصه اینکه، تکنولوژی دیجیتال مثل یه شمشیر دو لبهست: اگه خوب و درست استفاده بشه، حال آدمها رو بهتر میکنه و کارشون رو آسونتر. ولی اگه بدون پشتیبانی و آموزش مناسب باشه، ممکنه یه عالمه استرس و اضطراب به همراه بیاره. مخصوصاً تو روستاها که هنوز ممکنه همه دسترسی و مهارت لازم رو نداشته باشن. پس باید راههای حمایت و آموزش رو جدی گرفت تا این فرصتها به تهدید تبدیل نشن!
منبع: +