خب بیا یه موضوع باحال رو با هم بررسی کنیم! همهمون میدونیم یکی از چالشهای بزرگ برای حفظ محیطزیست، همین آلایندگیهایی هست که ماشینها و رفتوآمدهای شخصی ایجاد میکنن. حالا چی کار میشه کرد؟ یکی از ایدههای جالب، راه انداختن بازاری به اسم «بازار انتشار کربن حملونقل شخصی» هست؛ یعنی یه جوری مردم رو تشویق کنن که کمتر کربن تولید کنن و به محیطزیست کمک کنن.
ولی یه سوال مهم این وسط پیش میاد: چرا خیلیها هنوز زیاد تو این بازار شرکت نمیکنن؟ مشکل کجاست که اون طوری که باید و شاید، مردم پای کار نمیان؟ این مقاله دقیقاً میخواد همینو شفاف کنه و ببینه چه روانشناسی و چه کُلی اتفاقاتی پشت این قضیه هست.
حالا کی به چی فکر کرده؟ تو این تحقیق اومدن از یه مدل روانشناسی به اسم «نظریه شناخت اجتماعی» یا همون Social Cognitive Theory استفاده کردن (خلاصهش میشه اینکه رفتار آدمها هم تحت تأثیر محیط اطرافشونه و هم نگاه و فکر خودشون). بعد اومدن ماجرا رو از سه زاویه نگاه کردن: محیط اطراف، شناخت یا برداشت ذهنی آدمها، و در نهایت نیت اونها برای شرکت تو بازار کربن.
روشهایی که تو این تحقیق استفاده شده جالبه. یکیش به اسم “مدل معادلات ساختاری” یا Structural Equation Modeling هست که یه جور ابزار آماری برای بررسی رابطه بین متغیرهاست. یکی دیگهش “تحلیل تطبیقی کیفی مجموعهای فازی” یا به انگلیسی fuzzy set qualitative comparative analysis (fsQCA) هست که کمک میکنه مسیرهای مختلفی که باعث شرکت کردن مردم میشه رو کشف کنه.
نتیجهها چی نشون دادن؟ خب، چندتا نکته مهم اومده بیرون:
- اول از همه، چیزهایی مثل سیاستگذاری درست، حمایت اجتماعی (مثلاً وقتی دور و بریات هم مشارکت میکنن)، و هنجارهای اجتماعی (یعنی اینکه تو جامعه این کار ارزش داشته باشه)، باعث میشن مردم بیشتر تمایل پیدا کنن تو این بازار شرکت کنن.
- این اثر نه فقط مستقیمه، بلکه غیرمستقیم هم هست! یعنی اول رو فکر آدمها اثر میذاره، بعد اون فکر و برداشت باعث میشه تصمیم بگیرن شرکت کنن. مثلا اگه یکی فکر کنه میتونه موفق باشه (خودکارآمدی یا self-efficacy)، یا به نظرش این سیستم واقعاً به دردش میخوره (perceived usefulness)، یا استفاده ازش راحته (perceived ease of use)، احتمال شرکت کردنش بیشتر میشه.
- ولی یه مانع جدی هم هست به اسم “درک ریسک” یا perceived risk. یعنی اگه کسی حس کنه شرکت تو این بازار براش خطر یا ضرری ممکنه داشته باشه، انگیزهش میاد پایین و کمتر شرکت میکنه.
یکی دیگه از نکات خفن این تحقیق اینه که فقط یه راه برای بالا بردن مشارکت نیست! ترکیبهای مختلفی جواب میدن؛ مثلاً اگه حمایت اجتماعی قوی باشه و مردم باور داشته باشن استفاده از این سیستم هم به دردشون میخوره و هم ریسکش خیلی بالانیست، احتمال اینکه شرکت کنن خیلی میره بالا.
تهش چی میگه؟ شاید جالب باشه بدونی که بازار کربن نه فقط از نظر اقتصادی (تشویق به خاطر جایزه یا سود)، بلکه از نظر روانی و اجتماعی هم رو مردم اثر داره. هرچی بیشتر حس کنیم جمعی مسئولیت داریم یا دوستامون و خانوادهمون هم دارن شرکت میکنن، خودمون هم رغبت بیشتری داریم که همراه بشیم. پس اگه قراره این نوع بازارها موفق باشن، باید هم روی سیاستها و هم حمایتهای اجتماعی و هم کار کردن روی باورها و نگرش مردم سرمایهگذاری کنن.
خلاصه اگر دنبال راهکاری واسه بهبود کارایی بازار کربن شخصی هستیم، باید بدونیم ذهن و احساسات مردم چقدر اهمیت دارن. این مقاله نشون میده فقط سیاست کافی نیست؛ باید یه ترکیب از سیاست درست، حمایت اجتماعی، حس مفید بودن سیستم و البته کم کردن ریسک رو کنار هم داشته باشیم تا همه مشتاقتر شرکت کنن و محیطزیست قشنگتر بمونه!
منبع: +