بیاید یه گپ رفاقتی راجعبه روانتراوما یا همون زخمای روحی توی آفریقای سیاه (یا همون کشورهای زیر صحرای آفریقا) بزنیم. داستان از این قراره که تو این منطقه، از وقتی که کشورهای آفریقایی مستقل شدن، حسابی جنگ و بحرانهای اقتصادی سرشون خراب شده! این همه گرفتاری باعث شده حسابی فرهنگهای سنتیشون به هم بریزه و خب طبیعتاً روان آدمها پر از زخم شه.
حالا نکته جالبش چیه؟ اینه که توی آفریقای سیاه، مردم روانتراوما رو بیشتر به عنوان یه درد یا غصه جمعی میبینن، نه یه مشکل پزشکی و تخصصی. یعنی براشون PTSD (یا اختلال استرس بعد از سانحه، همون وضعیتی که آدم بعد از یه اتفاق ترسناک یا استرسزا، علائم روانی مثل اضطراب و کابوس میگیره) با تعاریف کتابای روانپزشکی فرق داره! DSM-5 هم یه چیزی مثل کتاب راهنمای پزشکها برای تشخیص بیماریای روانیه.
تحقیقی که درباره این موضوع انجام شده، اومده هم بررسی کلینیکی کرده، هم زاویه دید فرهنگی مردم رو آورده وسط. مثلاً نگاه کرده که اصلاً علائم PTSD برای این جوامع چه معنایی داره و چطور خودشون این موضوع رو تجربه میکنن. هدف اصلیش هم این بوده که آدمای این منطقه رو بیشتر بفهمیم و درمان و مراقبت درستتری براشون جور کنیم.
اگه دوست دارید بدونید این تحقیق چطور ساخته شده، باید بدونید با کلی منبع معتبر سروکله زدن: از ScienceDirect بگیر تا Springer و PubMed و گوگل اسکالر! حدود 268 مقاله و منبع رو زیر و رو کردن و آخرش 15 تا مطالعه مناسب رو (به زبان انگلیسی و فرانسوی) انتخاب کردن.
این مطالعات مربوط به 8 تا از کشورای آفریقای سیاه بوده: بورکینافاسو، کامرون، کنگوی دموکراتیک، ساحل عاج، کنیا، جمهوری کنگو، آفریقای جنوبی و توگو. یعنی خلاصه از شمال تا جنوب این قاره رو گرفتن زیر ذرهبین!
جالبترین بخش اینه که 60 درصد مطالعات یعنی تقریباً 9 تا از این مقالهها، نشون دادن که مردم بیشتر باور دارن ریشه مشکلات روحی (مثل PTSD) معنوی و روحیه، نه فقط یه مسئله ذهنی! یعنی به جای درمان با دارو و رواندرمانگر، خیلی وقتا سراغ دعا، مراسم معنوی، یا پیش بزرگان قبیله و درمانگرای سنتی میرن. مثلاً اونا شاید فکر کنن یه روح بد یا نیروی ناشناخته دلیل این حال بده، نه صرفاً خاطرات تلخ یا اضطراب.
حالا 40 درصد مطالعات دیگه هم گفتن که اصلاً معنی علائم روحی توی ساختارهای فرهنگی-انسانی آفریقا متفاوته و حتی روانشناسای بالینی معمولاً با کلی چالش مواجه میشن! مخصوصاً اونجایی که سلامت روان تو مدلهای فرهنگی مردم بیشتر با مراسم سنتی، جادو و اعتقادات دینی گره خورده و خبری از روانپزشک نیست!
خلاصه کلام اینکه، اگر بخوایم واقعاً حال آدمای اون منطقه رو بفهمیم و کمکشون کنیم، باید بدونیم براشون روانتراوما فقط یه برچسب علمی نیست. زخمهاشون هم جسمیه، هم روحیه، هم برمیگرده به باورهای جمعی و اعتقاداتشون. اگه تیم پزشکی یا روانشناس بتونه این تفاوت فرهنگی رو بفهمه، هم تشخیص بهتری میتونه بده، هم درمان درستتری پیشنهاد میده.
پس دفعه بعدی که کسی از PTSD توی آفریقا حرف زد، یادت باشه معادلات اونجا با این چیزی که ما از کتابای روانشناسی میدونیم خیلی فرق میکنه! باید فرهنگ و باور مردم رو هم کامل به حساب آورد تا واقعاً درمان جواب بده.
منبع: +