خب واقعاً یه سوال: الان با هوشمصنوعی چه حسی داری؟ هنوزم هیجانزده میشی؟ وقتی میشنوی OpenAI یا گوگل یه مدل جدید دادن بیرون، قلبت تندتر میزنه یا دیگه اون هیجان اولش رو نداری؟ راستش رو بگو، اینجا قضاوتی در کار نیست!
خودم که گاهی احساس میکنم مثل بچه لوسی شدم که کلی اسباببازی زیر درخت کریسمس داره و بازم غر میزنه! آخه واقعاً هوش مصنوعی چیز شگفتانگیزیه. یکی از مهمترین تکنولوژیهایی که تو چند دهه اخیر اومده و خب، با همه بدبختیها و دردسرهاش و باگهاش، هنوزم کلی چیز باحال داره.
ولی یه حسی ته دلم میگه: خب که چی؟ فقط همین بود؟
دلیلش هم واضحه: این چند سال اینقدر برامون از هوشمصنوعی حرفای عجیب غریب زدن و کلی هایپ (یعنی همین تبلیغهای اغراقشده و جو ساختن!) ساختن که حسابی توقعمون رفته بالا. گفتن میتونه بحران آبوهوا رو حل کنه، میتونه اندازه یه آدم باهوش شه، حتی دیگه نیاز به کار کردن نداریم و همهچیزو خودش اوکی میکنه!
در عوض چی نصیبمون شده؟ کلی ربات چت عجیب و غریب (حضوری که باهات گفتگو میکنه و بعضی وقتا مزخرف تحویل میده)، ابزارهایی که هی بهمون یادآوری میکنن ایمیل خوب بنویسیم، و یه سری قابلیت نصفه و نیمه که آخر سر توقع عجیبی رو براورده نمیکنن. شاید واقعا به همون اندازه که رویاپردازی کردیم، این چیزا هم حقمون بود!
پس وقتشه یهکم فکر کنیم اصلا هوش مصنوعی چه کاربردی واقعا باید داشته باشه؟ همین نکته هم موضوع یه سری مقاله جدیده به اسم «اصلاح هایپ» (Hype Correction) که دارن میگن هوش مصنوعی هنوزم جذابه ولی باید انتظارمون رو تنظیم کنیم!
مثلا یکی از نویسندهها به اسم ویل داگلاس هیون میپرسه: وقتی دیگه اون هیجان اولیه تموم شد، چی دستمون میمونه؟ سال دیگه یا پنج سال دیگه چطور با این تکنولوژی برخورد میکنیم؟ آیا ارزش اون همه هزینه مالی و ضرر محیطزیستی رو داشت یا نه؟ (هزینههای کلان یعنی پول و انرژی و موادی که صرف این سیستمها میشه)
حالا بیایید یه نگاهی به چندتا از این بحثهای باحال بندازیم:
جیمز اودانل یه نگاهی انداخته به سم آلتمن، کسی که بهش میگن سلطان تبلیغ هوش مصنوعی! خلاصه که حرفها و وعدههای خودش رو زیر ذرهبین برده و یه تاریخی از هایپهای اون سر هم کرده!
الکس هیث هم درباره «حباب هوش مصنوعی» توضیح داده – حباب یعنی شرایطی که مردم خیلی زیادی رو یک چیز سرمایهگذاری میکنن یا توقعات غیرواقعی میسازن، انگار همهچیز توش عالیه، اما یه دفعه میترکه و تازه اصل ماجرا رو میبینیم!
میشل کیم مثلا بررسی کرده که آیا واقعاً هوش مصنوعی شغلها رو حذف میکنه یا نه. خیلیها میترسن مثلا ChatGPT میتونه آزمون وکالت رو قبول شه، پس وکلا دیگه بیکار میشن؟ خب، فعلا که نه و احتمالاً هیچوقت هم تا این حد پیش نره.
اید جنت (Edd Gent) یه سوال بزرگ رو برداشته: آیا کدنویسی با هوش مصنوعی واقعاً اونقدر بینقص و بیدردسر شده؟ راستش هنوز نتیجه معلوم نیست! یه جاهایی خوبه، یه جاها هم عجیب بد عمل میکنه. یعنی هنوز این رویا که کامپیوتر برات کامل برنامه بنویسه تبدیل به واقعیت نشده.
محیط علمی مواد هم قصه داره؛ دیوید راتمن بررسی کرده که آیا واقعا در کشف مواد جدید (یعنی پیدا کردن مواد با ویژگیهای منحصربهفرد که صنعت رو متحول کنه) از AI قراره معجزهای ببینیم یا نه؟ فعلا نه، راه زیادی مونده تا اون اتفاق بزرگ.
گریسون لاولی رفته سراغ تخصصش: امنیت هوش مصنوعی و doomersها (یعنی آدمهایی که فکر میکنن هوشمصنوعی یه روزی میتونه ما رو نابود کنه!). حالا که مردم یکم از اون ترس اولیهشون فاصله گرفتن، doomersها هنوز سر جاشون هستن؟ خلاصه هنوز همشون نگران آخرالزمان هستن و به این راحتی کوتاه نمیان!
مارگارت میچل هم میگه: گول این سروصدای زیاد حول «Generative AI» (یعنی هوشمصنوعیای که میتونه خودش تولید محتوا کنه، مثلا تصویر یا متن بسازه) رو نخوریم! این همه تمرکز روی این بخش، ممکنه ما رو از اون پیشرفتهای اساسیتر غافل کنه.
درسته: هوش مصنوعی قبل از ChatGPT هم بوده و بعدش هم هست! این هایی که دیدیم بخشی از یه چرخه هایپه و هنوز معلوم نیست آخرش چه اتفاقی میافته. هوشمصنوعی قرار نیست جایی بره، اما همون رویاهای بزرگی که بهمون فروختن، هنوز محقق نشدن (شاید هیچوقت هم نشن).
واقعیت اینه که احتمالاً اون برنامهها و اپلیکیشنهای خفن و تحولآفرینِ واقعی هنوز نیومدن و کلی هم سرمایهگذاری و پول دارن برای اون آینده خرج میشه. هایپ همیشه زودتر از واقعیات فرومیشه و الان شاید در آستانه یه دوره جدید بعد از این هایپ قرار داریم.
پس بیاید همه یه نفس عمیق بکشیم، هیجان رو کنار بذاریم و منتظر واقعیت بمونیم – شاید وقتشه انتظاراتمون رو واقعبینانهتر کنیم!
این مطلب اول از همه توی خبرنامه «The Algorithm» منتشر شده بود؛ اگه دوست داشتی شمارههای قبلی رو هم بخونی، یه سر به سایتشون بزن!
منبع: +