داستان امروز درباره یه شیء خیلی عجیب و باحال به اسم دودکاهدرون رومی هست. احتمالاً اسمش رو قبلاً هیچ جا نشنیدی! دودکاهدرون رومی در اصل یه جسم برنزیه که ۱۲ تا وجه داره، یعنی بهش میگن ۱۲ وجهی. خود “دودکاهدرون” یعنی همین: یه هندسه عجیب که هر جاش پنجضلعی (پنج گوش) هست و تو کل تاریخ، باستانشناسا حسابی باهاش درگیر بودن، چون واقعاً نمیدونن برای چی ساخته شده.
اصل ماجرا از کجا شروع شد؟ اولین بار حدود سال ۱۷۳۹ توی منطقه میدلند انگلیس کشفش کردن و از اون موقع تا حالا همه دارن سر این قضیه با هم بحث میکنن! یعنی تقریباً ۳۰۰ ساله که آدمها — چه دانشمند و باستانشناس، چه آدم معمولی یا کلکسیونر — هزار و یک نظریه و فرضیه دادن که این شی به چه دردی میخورده، اما هنوز هیچکس مطمئن نیست.
حالا این دودکاهدرونها کجا پیدا شدن؟
تا حالا حداقل ۱۲۰ تا از این دودکاهدرونها پیدا شده، اونم تو اروپا؛ از اتریش و بلژیک و فرانسه و آلمان گرفته تا بریتانیا، مجارستان، سوئیس، هلند و لوکزامبورگ. نکته جالبش اینه که تو ایتالیا — که مرکز امپراتوری روم بوده — هیچ اثری از اینا پیدا نشده! برای همین، یه باستانشناس به اسم مایکل گوگنبرگر که کلی تحقیق درباره این اشیا نوشته، فکر میکنه اینا بیشتر به اقوام سلتها (همون قبایل مشهور و باستانی اروپای غربی) و مناطق موسوم به “گالو-رومی” ربط دارن، نه به روم اصلی.
زمان ساخت این دودکاهدرونها چی بود؟
اکثراً مال قرن دوم تا چهارم میلادی هستن. یعنی همزمان با بخشهایی از شکوفایی و حتی افول امپراتوری روم.
ظاهرشون چه مدلیه؟
خب، دودکاهدرونِ رومی شبیه هیچ چی نیست! تصور کن: دوازده طرفش پنچضلعی هستن و کاملاً تو هم قفل شدن (یه مدل چندوجهیه منتظم یا به انگلیسی regular dodecahedron). هر گوشهش به یه گوی خیلی ریز ختم میشه و توی هرکدوم از اون ۱۲ وجه، یه سوراخ با قطر متفاوت وجود داره. اندازههاشون خیلی فرق داره: قدشون میتونه از ۴ تا ۱۰ سانتیمتر باشه (تقریباً اندازه یه گردو تا یه پرتقال کوچیک)، وزنشون هم از ۳۰ تا ۵۸۰ گرم فرق میکنه. دیوارهاش فوقالعاده نازکه و هیچ جا روشون نه نوشتهایه، نه شکل و نشونهای!
نکته خفنتر: هیچ وقت هیچ نوشتهای بر روشون پیدا نشده، اصلاً حتی تو نقاشیهای قدیمی و اشیای هنری باستان هم اثری ازش نیست. واقعاً کلافهکننده شده برای همه که چرا هیچ سرنخی نمیدن!
هدفش چی بوده؟
این یکی از باحالترین بخشهاست! این همه سال هیچکس نتونسته بفهمه دقیقاً به درد چی میخورده. چون در جاهای خیلی متفاوتی هم پیدا شدن — مثلا توی قبر زنها و مردها، کنار گنجینههای سکه، توی زبالهدونها (!) و جاهای دیگه. خلاصه اینکه یه تئوری کلی براش در نیومده و هر کس خوشش اومده یه چیزی گفته. بعضیا معتقد بودن اسباببازی بودن، بعضیا گفتن شمعدان یا وسیلهای برای اندازهگیری یا حتی ابزار راهیابی (Range finder یعنی دستگاهی که فاصله یه چیزی رو اندازه میگیره). یکی دیگه گفته میتونستن دونه تاس باشن یا نمونه کار برای صنعتگرها؛ البته یه نظریه خندهدار هم هست که به قیطان و بافت دستکش اشاره میکنه!
از بیش از ۵۰ فرضیهای که تا حالا داده شده، اکثرشون الان اصلاً قابل باور نیستن یا رد شدن. گوگنبرگر میگه محتملترین فرضیه شاید نمادین بودنشه؛ یعنی ممکنه این دودکاهدرون یه جور سمبل یا نشان خیلی خاص بوده.
حالا این نمادین بودن از کجا میاد؟
تو فلسفه یونان باستان (مثلاً فیثاغورس و افلاطون)، اشکال هندسی خاصی رو به چهار عنصر اصلی نسبت میدادن: تتراهدرون (چهاروجهی) = آتش، اوکتاهدرون (هشتوجهی) = هوا، ایکوزاهدرون (بیستوجهی) = آب، هگزاhedron (مکعب) = خاک؛ حالا دودکاهدرون یا دوازدهوجهی — به عنوان پنجمین شکل درست و منتظم — نماد جهانی بودن و همهچیز رو شامل شدن بوده! یعنی یه جورایی نشونه کیهان و هماهنگی عالم.
تو قرن دوم میلادی، متفکری مثل پلوتارک اومده دوباره این نماد رو به آسمون و جهان هستی ربط داده و احتمالش هست که مردم سلتی تو مناطق رومی هم این ایده رو گرفته باشن.
یه سرنخ عجیب هم هست:
گوگنبرگر اشاره میکنه یه دودکاهدرون خاص که سال ۱۹۶۶ توی قبر یه زن تو آلمان (به اسم قبر گله) پیدا شده کنار یه وسیله استخوانی شبیه میله بوده. شاید این میله حکم دسته یا چوب مخصوص نصب دودکاهدرون رو داشته؛ یه جور عصای نمادین که میتونسته ربطی به درویدها (درویدها یعنی همون کاهنان و رهبران روحانی اقوام سلت) و آیینهای رمزآلودشون پیدا کنه.
در نهایت، «فعلاً محتملترین تعریف دودکاهدرون رومی، سمبل جهانی و معناییه که میشده شاید یه جور طلسم یا نشانه محافظتکننده باشه»؛ این رو خود گوگنبرگر میگه.
خلاصه اگه یه روز مثلا به موزه رفتي و اون شی پنجضلعی-گلولهای عجیب و مسخره رو دیدی، بدون که شاید داشتی یکی از بزرگترین رازهای حلنشده تاریخ رو با چشم خودت میدیدی! حتی بعد از صدها سال و با وجود تکنولوژی و علم امروزی، هنوز هم کلی چیز مرموز تو گذشته وجود داره که کسی نمیدونه چی بودن و به چه دردی میخوردن. این خودش خیلی هیجانانگیزه!
پس نتیجه داستان اینه: هیچوقت برای کشف و حدس زدن دیر نیست؛ این امکان وجود داره که روزی یه نفر (شاید هم خود تو!) کلاً قضیه دودکاهدرونها رو کشف کنه و رازش رو رو کنه. فعلا اما، فقط میتونیم حدس بزنیم و از معماهای تاریخ لذت ببریم!
منبع: +