وقتی زوج‌ها تو داستانای مشترکشون همدیگه رو قانع می‌کنن: پشت پرده‌ی داستان‌گویی دونفره!

تا حالا به این فکر کردی وقتی یه زوج عاشق دارن با یه دوست قدیمی داستان عاشق شدنشون رو تعریف می‌کنن، ممکنه سر بعضی جزئیات اختلاف داشته باشن؟ مثلاً یکی میگه اون روز اول من خیلی خونسرد بودم، اون یکی میگه وای اصلاً استرس داشتی! این داستان گفتن دونفره خیلی پیچیده‌تر از اونه که فکر می‌کنیم.

توی تحقیقی که با ۴۸ داستان مشترک از زوج‌های ایتالیایی انجام شده بود (که بهش میگن ‘we-story’ یعنی داستان تجربه‌های مشترک زوج‌ها)، دانشمندا رفتن سراغ اینکه این زوج‌ها چطور وقتی دارن گذشته‌شون—مثلاً عاشق شدن، اولین برخورد، پیشنهاد ازدواج و حتی بحثا و چالش‌های روزمره—رو تعریف می‌کنن، با دیدگاه‌های مختلف هم دیگه مواجه میشن و چطور این اختلافا رو مدیریت و حل می‌کنن.

حالا اینجا یه سری اصطلاح مهم داریم:

  • «Epistemic statements» یعنی حرف‌هایی که ادعا می‌کنن یکی بیشتر از اون یکی می‌دونه.
  • «Affective statements» یعنی حرف‌هایی که با احساسات گره خوردن، مثلاً میگه: “تو اون روز خیلی ناراحت شدی!”
  • «Multimodal» یعنی استفاده از چند تا راه ارتباطی مختلف مثل حرف زدن، حالت بدن، ژست و حتی خنده و تماس چشمی.

وقتی یکی از زوج‌ها یه ادعای جنجالی می‌کنه یا احساسی رو نسبت به اون یکی بیان می‌کنه، ممکنه وسط داستان توقف ایجاد بشه. اینجور وقتا یا داستان یه مسیر جدید باز می‌کنه یا اینکه دو طرف شروع می‌کنن با ابزارهای مختلفی که دارن (حرف، لحن، حالات صورت، حرکت بدن)، جایگاه خودشون و اون یکی رو مشخص و حتی چک و چونه می‌زنن. مثلاً یکی میگه “اینو خوب یادته؟” و طرف مقابل سریع سرش رو تکون میده (اینم خودش یه نشونه غیرکلامیه!) یا با یه لبخند با معنی جواب میده.

یه بخش خیلی جالب تحقیق این بود که وقتی کنار هم رو مبل می‌شینن و خاطرات سخت رو تعریف می‌کنن، نه فقط با کلام بلکه با زبان بدن و حتی صدای خنده و نگاهشون داره کلی پیام رد و بدل میشه. مثلاً گاهی همزمان با حرف زدن، دو نفری با هم می‌خندن یا چشم‌هاشون بهم نگاه می‌کنه، که نشون میده علی‌رغم اختلاف نظر دارن همراهی می‌کنن.

وقتی بحث بالا می‌گیره و یکی یه حرفی میزنه که شاید واسه اون یکی خوشایند نباشه (مثلاً یه نکته دردناک یا خجالت‌آور)، معمولاً قشنگ با یه سری «پکیج‌های ارتباطی» چندبعدی طرف مقابل شعارشو پس میده! مثال بزنم: یکی میگه “تو اون روز خیلی دستپاچه بودی”، اون یکی اول با لحن معترض جواب میده، بعد ممکنه با یه حرکت بدن یا لبخند یا شوخی یه ضدحمله نرم بزنه تا تعادل داستان رو حفظ کنه.

درنهایت، جالب اینه که معمولاً این اختلافای اولیه باعث نمیشه داستان یا گفت‌وگو به دعوا ختم بشه. برعکس! طی همین رفت‌وبرگشت‌ها، همدیگه رو اصلاح می‌کنن و یه روایت مشترک جدید می‌سازن که معمولاً هردو نظر رو توش جا دادن. یعنی داستان نهایی ترکیبی از نگاه هر دوتاشونه.

نتیجه تحقیق خیلی جذابه: اگه با دقت لحظه به لحظه این تعاملات رو بررسی کنیم (مثل یه فیلم صحنه آهسته)، می‌فهمیم چقدر ارتباط دونفره تحت‌تاثیر ریزه‌کاریای مختلفه: از حرف زدن، ژست و تکون خوردن‌های همزمان، خندیدن، سر تکون دادن با هم و حتی یه نگاه کوتاه! اینا کمک می‌کنه دو نفر بدون اینکه زد و خوردی اتفاق بیفته یا دلخوری پیش بیاد، نظرشون رو به صورت مشترک بیان کنن و حس همکاری و نزدیکی تو داستان‌گویی شکل بگیره.

پس دفعه بعد که دو تا دوست یا یه زوج رو می‌بینی دارن با هم خاطرات تعریف می‌کنن و لابه‌لا شوخی، نگاه، و حرکات ریز رد و بدل میشه، یادت باشه پشت پرده‌ش کلی مذاکره و مدیریت قشنگ انرژی و احساسات خوابیده. واقعاً هنر بلندی می‌خواد که در عین اختلاف، با کنار هم بودن داستان قشنگ‌تری بسازن!

منبع: +