اگه فکر کردی گوشی و لپتاپت فقط برای خودته و هیچکس جز خودت بهشون دسترسی نداره، بهتره با دنیای رونالد دیبرت (Ronald Deibert) یه آشنا بشی! این آقا یکی از آدمهایی هست که واقعاً دنبال جاسوسهایی میگرده که توی موبایل و وسایل الکترونیکی مردم قایم شدن.
ماجرا اینه که توی آوریل ۲۰۲۵، دیبرت همه دستگاههای الکترونیکیش رو توی تورنتو گذاشت خونه و بدون هیچ چیزی پرید رفت ایلینوی آمریکا! اونجا مستقیماً رفت یه فروشگاه اپل و یه لپتاپ و آیفون نو خرید. دلیلش هم این بود که میدونست کارش طوریه که هر لحظه ممکنه هدف شنود و جاسوسی قرار بگیره. خودش میگه: «فرض من همیشه اینه که دارم زیر نظر دیده میشم، حتی دقیقاً میدونن الان کجام!» حقیقتاً فیلمای جاسوسی جلویش لنگ میاندازن!
رونالد دیبرت کیه؟
دیبرت مدیر یه مرکز تحقیقاتی به اسم سیتیزن لب (Citizen Lab) ـه که خودش سال ۲۰۰۱ راه انداخته. این مرکز تو دانشگاه تورنتو هست و کاملاً مستقل از دولتها و شرکتاست؛ یعنی هیچی از دولت یا شرکتها نمیگیره، درآمدش از کمکهای مالی و پژوهشی تأمینه. هدفش هم حمایت از جامعه مدنیه؛ یعنی کسانی که میخوان از حقوقشون تو دنیای دیجیتال دفاع کنن. سیتیزن لب یکی از معدود جاهایی هست که فقط به خاطر منافع عمومی (نه سود شرکتها یا سفارش دولتها) تحقیقات تکنولوژیک انجام میده.
دیبرت تا سالها آمریکا رو استاندارد و الگو برای دموکراسی لیبرال میدونست، ولی الان خودش میگه اون ستونهای اصلی دموکراسی تو آمریکا زیر سوال رفتن. قبلاً فکر میکرد حتی با وجود ایراداش، آمریکا یه نمونه برا بقیه کشوراست؛ اما دیبرت الان داره میبینه همون مدل هم دیگه خیلی قابل اعتماد نیست.
ماجرای معروف شدن سیتیزن لب
یه نقطه عطف برای سیتیزن لب گزارش «رهگیری گوست نت» توی سال ۲۰۰۹ بود. اون موقع تونستن یه شبکه جاسوسی اینترنتی تو چین رو ردیابی کنن که رفته بود سراغ سفارتخونهها و حتی دفتر دالایی لاما! گزارششون و ادامه تحقیقات بعدیش، باعث شد برای اولین بار جاسوسی سایبری به صورت علنی رو بشه. بعدش تا الان بیشتر از ۱۸۰ تا گزارش مشابه منتشر کردن که حتی آدمهایی مثل مارگارت اتوود و ادوارد اسنودن هم کلی ازش تعریف کردن.
سیتیزن لب رژیمهای دیکتاتوری و خفن مثل روسیه و چین رو هم حسابی زیر ذرهبین گذاشته. خود دیبرت میگه اسمش تو لیست سیاه دو کشوره و حتی نمیتونه واردشون بشه! مثلاً اولین بار کسایی که دیدن حکومت عربستان برای کنترل اطرافیان و خبرنگار مخالف، جمال خاشقچی، از جاسوس افزار استفاده کرده بود همین تیم سیتیزن لب بودن. نتایج تحقیقاتشون حتی باعث شد تو سازمان ملل و G7 (یعنی گروه هفت تا کشور صنعتی بزرگ دنیا) درباره سرکوب دیجیتالی تصمیمگیری بشه یا علیه بعضی شرکتهای جاسوسافزار تحریم وضع کنن. (جاسوسافزار: نرمافزارهایی که میتونن اطلاعاتت رو بدون اینکه بفهمی رصد کنن.)
از آدمهای بانمک تو تیم سیتیزن لب
توی سیتیزن لب به کارمنداش میگن “لبِر” (Labber)! دیبرت دنبال آدمای شیکپوش و خشک دانشگاهی نیست؛ اتفاقاً سراغ کسایی میره که خودشون تجربه سرکوب شدید داشتن. مثلاً نورا الجزاوی، یکی از محققای تیمه که حتی توسط رژیم اسد تو سوریه شکنجه هم شده! نورا رو تحقیقاتش نشون داد که تکنولوژی چطور میتونه زندگی زنها و جوامع LGBT (همجنسگراها و اقلیتهای جنسی) مخصوصاً تبعیدیها رو به خطر بندازه. اون یکی از سازندههای ابزار Security Planner هم بود: این یه سایت مشاوره امنیتی سایبریه که به هرکس توصیههای مخصوص خودش رو میده که چه جوری امنیت دیجیتالشو ببره بالا و دانشگاه تورنتو براش جایزه نوآوری داد.
کار توی سیتیزن لب ریسک داره
قرار نیست همه چیز این کار رمانتیک باشه! مثلاً الیس کامپو (همکار مهمون سیتیزن لب) بعد از انتشار گزارشی که نشون داد کلی مقام کاتالونیا (از جمله چهار رئیس جمهور سابق) زیر نظر بودن، تحت تعقیب و عکاسیهای مخفی قرار گرفت.
اما شاید همین ماموریت تیمی و کارآگاهیبودنشه که آدمای خاص و عاشق انگیزه میان سراغش. دیبرت میگه: «خودیها را معمولاً کشش کارآگاهی و معما براشون جذابه، حتی گاهی معتادکنندهست!»
خود دیبرت معمولاً موفقیتهای تیمی رو فقط به اسم خودش نمیگیره و همیشه از بقیه بچهها مثل بیل مارزاک و جان اسکات-ریلتون اسم میبره. خودشون هم یه ضربالمثل دارن: «یه بار لبِر، همیشه لبِر!» (یعنی حتی اگه از تیم بری، بازم همیشه عضوی از دلت با لب میمونه.)
چرا سیتیزن لب خیلی خاصه؟
شاید چنین مرکزی، با این همه آزادی و استقلال، الان تو آمریکا حتی نتونه شکل بگیره. دیبرت میگه الان یه فشار فوقالعاده روی نهادهای نظارتی و دانشگاههای آمریکا هست. مثلاً دولت ترامپ بودجه Council of the Inspectors General on Integrity and Efficiency رو قطع کرد (یه جور شورا برای جلوگیری از فساد تو ادارات فدرال). حتی تهدید شد هر دانشگاهی که دستورات دولت درباره مسائل جنسیتی، DEI (یعنی عدالت، تنوع و همشمولی)، یا آزادی بیان تو دانشگاه رو رعایت نکنه، بودجه فدرالشو قطع میکنن.
Cindy Cohn، مدیر اجرایی EFF (Electronic Frontier Foundation — یه سازمان معروف دفاع از آزادیهای اینترنتی) میگه سیتیزن لب تو تورنتو بودنش یه نعمت بزرگه چون از همین فشاری که تو آمریکا هست تا حد زیادی دوره و میتونه بیدغدغه کارش رو ادامه بده.
دیبرت حتی این روزها سفرهاش به آمریکا رو با کلی احتیاط انجام میده. وقتی آمریکا داره بیشتر، شبیه همون کشورهایی میشه که باید روشون تحقیق کنه، خب اعتماد بهش سخته! اما خودش میگه «من کشش دارم به سمت مشکلات دنیا!» اون حین سفرش تو دانشگاه کلومبیا موقع اعتراضات دانشجویی عکسهایی از پهپادها بالای سر دانشگاه گرفت و متوجه قوانین امنیتی خیلی سخت اونجا شد.
در آخر، اگر برات جالبه بدونی این همه کار و خلاف جریان بودن چی میخواد، بدون دیبرت از یه خانواده کارگری تو ونکوور شرقی کانادا اومده که هیچکس تو خانوادهش حتی دانشگاه هم نرفته بود! ولی الان از نقش ضدجریان و افشاگرای آمریکاییهای دهه هفتاد تا اینترنت و حقوق دیجیتال، رسیده به جایی که “هویت کارآگاهیش” لبها رو جزو مهمترین و موثرترین مراکز تحقیقاتی دنیا کرده.
خلاصه، سیتیزن لب یه تیم خفن و ماجراجوئه که دنبال کشف جاسوسیهای سایبری و دفاع از آزادی مدنیه. شاید فکر کنی اوضاع فقط واسه کشورهای بسته دنیا خطرناکه اما حتی آمریکا هم دیگه اون امنیت سابق رو نداره. دیبرت و تیمش نشون دادن همیشه آدمهایی هستن که هنوز واسه آزادی و شفافیت میجنگن؛ حتی اگه بخش زیادی از دنیا نخواد که اسمشون سر زبونا بیفته!
منبع: +