تا حالا برات پیش اومده که یک امتحان رو خراب کنی یا توی مسابقه ورزشیت خوب عمل نکنی، یا توی نمایش مدرسه اون نقشی که دوست داشتی رو بهت ندن؟ اصلاً وقتی چنین اتفاقات ناامیدکنندهای میفته، توی ذهنت چی با خودت میگی؟ خیلی وقتها بیشترمون شروع میکنیم به خودمون سخت گرفتن! مثلاً میگیم من هیچی بلد نیستم، همیشه خراب میکنم یا هیچوقت موفق نمیشم.
اما واقعاً این خودسرزنشگری چه فایدهای داره؟ چرا همیشه اولین نفر برای انتقاد از خودمون، خودمون هستیم؟!
یه نکته رو باید بدونی: خوددلسوزی یا همون Self-compassion یعنی با خودت مثل یه دوست مهربون رفتار کنی؛ نه مثل یه دشمن. این یعنی وقتی خراب کردی، به جای اینکه شروع کنی به سرزنش، سعی کنی درک کنی که اشتباه کردن کاملاً طبیعیه و هیچکی کامل نیست! همه اشتباه میکنن و تو هم مجازی که گاهی کم بیاری یا جا بزنی.
این رو هم بدون که خیلی از ماها فکر میکنیم خوددلسوزی یعنی ول کردن همه چی و بیخیال شدن. ولی این طور نیست. دکتر Steven C. Hayes، که یک روانشناس معروفه و درمان Acceptance and Commitment Therapy رو ابداع کرده (این روش درمانی یعنی “پذیرش و تعهد”؛ یعنی آدم یاد میگیره هم چیزهایی که نمیتونه کنترل کنه رو بپذیره و هم روی ارزشهاش تمرکز کنه)، میگه خوددلسوزی فقط یه جور لوسکردن یا به خودت رسیدن نیست! بلکه یعنی به خودت اجازه بدی احساساتتو کامل حس کنی و لازم نیست الکی بخوای دفاع کنی یا نقش بازی کنی که همه چی اوکیه.
خوددلسوزی باعث میشه قویتر شی و بتونی خودت باشی. یه چیزی شبیه اینه که: “باشه خراب کردم، خب الان چی کار میتونم کنم؟ چی یاد گرفتم؟ بار دیگه بهتر عمل کنم!” نه اینکه بگی: “من هیچوقت هیچی نمیشم.”
در واقع، آدمهایی که مهارت دلسوزبودن با خودشون رو یاد میگیرن، هم سالمترن هم شادترن و حتی توی چالشها کمتر از پا در میان. پس هر وقت احساس کردی داری زیادی از خودت انتقاد میکنی، یادت باشه که تو هم سزاوار مهربونی هستی، حتی اول از طرف خودت!
خلاصهاش این که، سعی کن وقتی اوضاع خوب پیش نمیره، به جای اینکه خودتو بکوبی، بذاری احساست رو حس کنی و خودتو درک کنی. اینجوری نه تنها قویتر میشی، بلکه قدم بعدیت رو هم مطمئنتر برمیداری!
منبع: +