بیاید یه چیزی رو قبول کنیم: خیلی از آثار هنری معروف دنیا، انقدر خاص و شکنندهان که هیچ کسی اجازه لمس کردنشون رو نداره! معمولاً این آثار پشت شیشه یا کلی تجهیزات امنیتی هستن و کسی حق نداره بهشون دست بزنه. این موضوع، حسابی برای خیلیها ناامیدکنندس، مخصوصاً کسایی که نابینا هستن یا نمیتونن راحت حرکت کنن. حتی واسه بقیه هم که میرن موزه، اون اطلاعات هنری زیر تابلوها یا روی بروشورها، یا خیلی علمی و پر از واژههای عجیبغریبه، یا هیچ ربطی به خود نقاشی نداره و عملاً به درد نمیخوره!
حالا اما یه تیم از پژوهشگران اومدن زدن به دل ماجرا و گفتن: «چرا نتونیم همه، حتی اونایی که خوب نمیبینن یا دستشون به تابلو نمیرسه، بتونن با یه نقاشی مثل جیغ، از ادوارد مونک (همونی که توی موزه مونک در اسلو نروژ نگهداری میشه)، ارتباط برقرار کنن؟». واسه همین، یه روش حسابی نوآورانه رو تست کردن.
اینجا اسم یه سری تکنولوژی باحال اومده. اولش از تصویربرداری با کیفیت خیلی بالا استفاده کردن—یعنی عکس گرفتن با جزییاتی که تقریباً زیر میکروسکوپ باید دید! بعدش هم سراغ Computer Vision رفتن. کامپیوتر ویژن یا بینایی ماشین یعنی برنامههایی که کامپیوترها یاد میگیرن عکسها رو تجزیه و تحلیل کنن و چیزهای مختلف رو از توش تشخیص بدن.
با این روشها تونستن دقیق خصوصیات سطح رنگهای دو قسمت از تابلو نقاشی جیغ رو شناسایی و جدا کنن. حالا این اطلاعاتو چهکار کردن؟ با 3D Printing یا چاپ سهبعدی (یه جور پرینتر که شیء فیزیکی میسازه)، از همین دو بخش، نسخه سهبعدی ساختن. اما جالب اینجاست که ویژگیهای رنگ سطح نقاشی رو با ارتفاع مختلف چاپ کردن! یعنی برجستگیهایی روی مدل سهبعدی ایجاد کردن تا آدمها بتونن شکل و بافت رنگ رو هم با دست لمس کنن.
بعد، این نمونههای لمسی-سهبعدی رو بردن توی دو تا رویداد مختلف: یکی کنفرانس InArt24، یکی هم موزه دانشگاهی Kunsthistorisches (KHM) توی اسلو. اونایی که تو این برنامه بودن، گفتن که وقتی این نمونهها رو لمس کردن، نه تنها کلی کیف کردن، بلکه اصلاً علاقه و انگیزشون به فهمیدن جزئیات رنگ نقاشی خیلی بیشتر شد. خلاصه، به نظرشون رسید که این تجربه واقعاً باعث میشه آدم نه فقط با چشم، که با دست و حسوحالی تازه با یه نقاشی معروف در ارتباط باشه.
جالبیش اینجاست که تازه اول راهیم! همین نتایج اولیه نشون میده که اگه بخوایم اطلاعات مربوط به آثار هنری رو با استفاده از تجربههای چندحسی (یعنی همزمان برای حس بینایی، لامسه و شاید حتی شنوایی)، ارائه بدیم، خیلیا راحتتر جذب هنر میشن و دسترسی همه به دنیای هنر خیلی بیشتر و هیجانانگیزتر میشه. مخصوصاً برای نابیناها، یا افراد سالمند و هرکسی که به هر دلیلی نمیتونه با روشهای عادی از دیدن یک تابلو لذت ببره.
پس دفعه بعد که به یه موزه رفتین یا وقتی درباره حفاظت آثار هنری فکر میکنین، یادتون باشه: شاید لمس کردن و ارتباط فیزیکی با تاریخ هنر، دیگه فقط یک آرزو نباشه!
منبع: +