لبخند یا دردسر؟ داستان اعتماد بین رئیس و کارمند و بازی‌های پشت‌پرده!

بذار برات یه کم درباره یکی از موضوعات جالب توی سازمان‌ها حرف بزنم: اعتماد! حتما خودت هم دیدی که همیشه بحث اعتماد بین رئیس‌ها و کارمندا مسئله‌س، اما تازه‌ترین تحقیقات یه چیزای جدیدتر رو نشون دادن که کلی جای فکر داره.

تا حالا کلی پژوهش در این زمینه بوده که رئیس چقدر به کارمندا اعتماد می‌کنه (این رو تو انگلیسی بهش میگن Perceived Leader Trust یا همون PLT که یعنی کارمند احساس کنه، رئیس بهش اعتماد داره). اما یه قطعه گم‌شده تو این پازل وجود داره: این‌که خودِ کارمند اصلاً انتظار داره رئیس بهش اعتماد کنه یا نه! (که به این میگن Expected Leader Trust یا همون ELT؛ یعنی کارمند تو ذهن خودش فکر می‌کنه رئیس بهش اعتماد می‌کنه یا نه.) خلاصه، خیلی وقتا فقط یه طرف ماجرا رو دیدن.

خب، این تحقیق تازه اومده هر دو طرف ماجرا رو با هم بررسی کرده تا بفهمه دقیقاً وقتی تو ذهن کارمند یه انتظاری هست اما اون چیزی که حس می‌کنه چیز دیگه‌ای هست، چی پیش میاد؟ تو این مطالعه، ۳۳۰ جفت رئیس و کارمند رو تو سه مرحله بررسی کردن که بهش میگن داده دایادیک سه‌مرحله‌ای (یعنی داده‌هایی که از هر دو طرف یعنی رئیس و کارمند تو چند نوبت جمع شده).

حالا چیزی که جالبه اینه که محقق‌ها با استفاده از چیزی به نام تئوری هویت رابطه‌ای (Relational Identity Theory – یعنی بر اساس اینکه ما خودمون رو تو ارتباط با دیگران چطور می‌بینیم)، اومدن فهمیدن که وقتی سطح اعتماد واقعی و انتظاری با هم یکی باشه، اون رفتار چاپلوسی بالا به رئیس، کمتر می‌شه. چاپلوسی بالا (Upward Ingratiation – یعنی همون دست به دلبازی و مجیزگویی کارمند برای جلب توجه رئیس) تو محیط کار یه تاکتیک معروفه!

ولی نکته اینجاست: اگه اختلاف بین اعتماد انتظاری و اعتماد حس شده زیاد باشه، مثلا کارمند انتظار بیشتری از رئیس داره اما حس می‌کنه اونقدرها هم بهش اعتماد نمی‌شه، میزان چاپلوسی می‌ره بالا! یعنی هرچی انتظارات کارمند بیشتر باشه و کمتر برآورده بشه، تلاشش برای خوب جلوه دادن خودش بیشتر میشه. حالا اگر سطح کلی اعتماد (صرف‌نظر از اختلاف) بالاتر باشه، مخصوصاً اگه ELT نسبت به PLT بالاتر باشه (یعنی انتظارش بیشتر از اون چیزیه که واقعا حس می‌کنه)، بازهم چاپلوسی بیشتر می‌شه نسبت به وقتی که داستان برعکسه.

و یه نکته روانی بامزه این وسط بود: موضوع هویت رابطه‌ای دوگانه یا Ambivalent Relational Identity (ARI) ـ که یعنی آدم تو ذهنش گیر می‌کنه که بالاخره رابطه‌ش با رئیس چی هست؟ مثلاً هم خودش رو مامور اعتماد رئیس می‌دونه، هم یه جور احساس رانده شدن داره! محقق‌ها نشون دادن این حس گیجی در هویت، همون چیزی هست که باعث میشه کارمند شروع کنه به چاپلوسی و رفتارهای استراتژیک واسه جلب دل رئیس.

جمع‌بندی اینکه: همیشه مهم نیست فقط رئیس واقعا چقدر اعتماد می‌کنه؛ مهم‌تر اینه که کارمند چی فکر می‌کنه و وقتی انتظارش با واقعیت نمی‌خونه، چه بازی‌هایی در میاد! این تحقیق کمک می‌کنه مدیرها بهتر بفهمن چرا بعضی وقت‌ها بعضی کارمندها می‌زنن تو فاز چاپلوسی و چطور با همون اختلاف اعتماد باید برخورد کنن.

در کل، این مطالعه نشون می‌ده بازی اعتماد تو سازمان‌ها پیچیده‌تر از چیزیه که فکرشو می‌کردیم و کلی چالش و نقشه روانی زیر پوستش هست.

منبع: +