خب بذارین یکم خودمونی در مورد این تحقیق جدید و جالب حرف بزنیم که به دانشجوها مربوطه! موضوعش اینه که آیا آموزش برنامهریزی شغلی (یعنی دورههایی که بهت یاد میدن چطور برای آینده کاریات نقشه بکشی) واقعاً میتونه به این کمک کنه که آدم هم تو تصمیمگیری شغلی قویتر بشه و هم راحتتر با تغییرات شغلی کنار بیاد یا نه.
حالا شاید بپرسین سازگاری شغلی یعنی چی؟ سازگاری شغلی (Career Adaptability یا همون CA) یعنی اینکه آدم بتونه توی دنیای شغل و کار، با چالشها کنار بیاد، مثلاً اگه یه موقعیت جدید یا مشکلی پیش اومد، بتونه خودش رو باهاش وفق بده و پیش بره. خوداثربخشی در تصمیمگیری شغلی (Career Decision-Making Self-Efficacy یا همون CDMSE) هم یعنی اینکه آدم به خودش اعتماد داشته باشه که میتونه بهترین تصمیم شغلی رو برای خودش بگیره.
الان تو این تحقیق، پژوهشگرها اومدن ۷۵ تا دانشجوی کارشناسی رو جمع کردن و به دو گروه تقسیمشون کردن: یه گروه آزمایشی، یه گروه کنترلی. به گروه آزمایشی یه دوره پنج هفتهای آموزش برنامهریزی شغلی دادن که بر اساس دو تا نظریه معروف پایهگذاری شده بود: نظریه ساخت شغلی (Career Construction Theory: یعنی اینکه راه شغلی هرکس داستان مخصوص خودش رو داره و خودت باید بسازیش) و نظریههای شناختی-اجتماعی (Social Cognitive Theories: یعنی باورها و محیط روی رفتارهای شغلی تاثیر دارن).
قبل و بعد آموزش و دوباره بعد از چهار هفته (یعنی یه ماه بعد یادگیری) این دو مهارت مهم یعنی سازگاری شغلی و باور به تصمیمگیری صحیح شغلی رو تو هر دو گروه اندازه گرفتن.
حالا نتیجه چی شد؟ گروهی که آموزش دیده بودن، بعد از دوره واقعاً تو هر دو تا مهارت پیشرفت کردن! یعنی هم تو وفق دادن خودشون با شرایط جدید کاری بهتر شدن، هم احساس میکردن میتونن انتخابهای شغلیشون رو مطمئنتر و درستتر انجام بدن. اما گروهی که آموزش ندیده بودن، فرقی نکردن.
نتیجه جالب اینه که آموزش برنامهریزی شغلی میتونه توی کوتاهمدت کلی به دانشجوها کمک کنه و اثر میذاره. البته نویسندهها گفتن باید تحقیقات بیشتری انجام بشه تا ببینیم تو بلندمدت و اگه این برنامهها رو تو کل دانشگاهها اجرا کنن، بازم همین تاثیر میمونه یا نه.
در کل اگه دنبال اینین که واسه آینده کاریتون مطمئنتر تصمیم بگیرین و توی بازار پرنوسان کار حالتون بد نشه، این مدل آموزشا حسابی میتونه به دردتون بخوره!
منبع: +