خب بیا یه بحث خیلی مهم رو با هم باز کنیم: خیلی از دانشجوها با اختلالات غذایی (یعنی مشکلاتی که آدم نمیتونه درست غذا بخوره، مثلا یا کلاً بیاشتها میشه یا بیش از حد غذا میخوره) دست و پنجه نرم میکنن. یه پژوهش جالب توی شمال شرق چین روی ۵۵۰ تا دانشجوی ۴ تا دانشگاه انجام شده که اومدن بررسی کردن ورزش کردن چه تاثیری روی این اختلالات غذایی داره و یه سری زنجیره جالب هم کشف کردن!
اول بذار این مفاهیم رو باز کنیم:
مثلا، «trait positivity» همون مثبتنگری ذاتی و شخصیتی هست. یعنی اینکه بعضیا ذاتاً خوشبین و مثبت هستن یا به اصطلاح نیمه پر لیوان رو میبینن. «Physical self-esteem» یعنی اعتماد به نفس بدنی یا همون تصویری که آدم از بدن خودش داره و چقدر از خودش در این زمینه راضیست. خلاصه، اگه کسی از بدنش خوشش بیاد اعتماد به نفس بدنی بالایی داره!
حالا بیایم سراغ نتایج:
بچهها، هرچی شرکتکنندهها بیشتر ورزش میکردن، تمایل به اختلال غذایی توشون کمتر میشد. این ارتباط تقریباً قوی بود: ضریب همبستگیش شده بود -۰.۳۶۱ (این ربطش منفی هست، یعنی یکی بالا میره اون یکی پایین میاد!) و حسابی هم معنیدار بوده از نظر آماری (یعنی شانسی نبوده).
جالبتر اینکه اونایی که مثبتنگری بالایی داشتن (همون trait positivity که گفتم) یا اونایی که اعتماد به نفس بدنی خوبی داشتن، باز هم تمایل شون به اختلالات غذایی کمتر بوده. ضریب اینا به ترتیب -۰.۲۷۵ برای مثبتنگری و -۰.۴۳۶ برای اعتماد به نفس بدنی بوده. (هر دوشون ارتباط منفی، یعنی بیشتر مثبت باشی/اعتماد به نفس بدنی داشته باشی، اختلالات غذایی کمتر!)
یه نکته باحال دیگه: اونایی که بیشتر ورزش میکردن هم مثبتتر بودن (رابطه مستقیم و معنیدار: ۰.۲۲۳)، هم اعتماد به نفس بدنی بالاتری داشتن (باز هم ۰.۳۷۱)، یعنی همینجوری ورزش کنی خود به خود اعتماد و امیدت هم رشد میکنه!
یه جفت ارتباط جالب دیگه هم پیدا شد: مثبتنگری و اعتماد به نفس بدنی هم با همدیگه رابطه مثبت دارن (۰.۴۳۳). یعنی هر چی آدم مثبتتر باشه، از خودش هم راضیتره از نظر بدنی.
ولی قضیه فقط به اینا ختم نشد:
پژوهش نشون داد ورزش کردن هم مستقیم و هم غیرمستقیم (از طریق اون دو تا فاکتور: مثبتنگری و اعتماد بدنی) میتونه جلوی تمایل به اختلالات غذایی رو بگیره. مثلا، اثر مستقیمش روی اختلال غذایی منفی ۰.۰۲۰۲ بوده (یعنی حتی اگه اون دو فاکتور رو هم حساب نکنیم، باز ورزش خودش موثره).
اما باحالترش زنجیرههای واسطهای هستن: یعنی ورزش کردن باعث میشه آدم مثبتتر بشه، اون مثبتنگری باعث بالا رفتن اعتماد به نفس بدنی میشه و در نهایت این زنجیره باعث میشه خطر اختلال غذایی بیاد پایین!
این وسط، از کل اثر ورزش روی اختلال غذایی،
- اثر واسطهای مثبتنگری ۴.۰۲٪
- اثر واسطهای اعتماد به نفس بدنی ۱۷.۲۳٪
- زنجیره ترکیبی هر دو تا (یعنی اول مثبتنگری، بعد اعتماد به نفس بدنی) ۴.۷۶٪
توی کل تاثیر رو تشکیل داده بودن.
یه جمعبندی باحال:
اگه دنبال یه راه مطمئن برای پایین آوردن خطر اختلالات غذایی بین دانشجوها هستی، ورزش رو فراموش نکن! چون ورزش نه تنها خودش مستقیماً کمک میکنه، بلکه باعث میشه آدم دید مثبتتری به زندگی پیدا کنه و از بدن خودش بیشتر خوشش بیاد؛ که هر دو، جلوی اختلالات غذایی رو اساسی میگیرن.
کلاً این پژوهش یه پیام ساده داره: ورزش، یه تیر و چند نشونه؛ هم حالت رو بهتر میکنه، هم عزت نفست رو میبره بالا، هم کمک میکنه غذاتو سالمتر بخوری و خیلی چیزای دیگه!
پ.ن: این ارتباطات رو با کلی ابزار علمی (مثل پرسشنامههای ارزیابی فعالیت بدنی و مقیاس اعتماد به نفس بدنی) حساب کردن، پس نتایج خیلی پایه علمی داره.
پس دیگه بعیده بازم بهونه بیاری واسه کمتحرکی! ورزش کن، حال خودتو و بدنت رو بهتر کن!
منبع: +