چطور شیوه برخورد پدر و مادر با بچه‌ها می‌تونه اعتیادشون به گوشی رو کم یا زیاد کنه؟ (ماجرای نیازهای روانی و انتظارای مثبت!)

خب بیا یکم دوستونه و بدون حرف اضافه درباره این موضوع مهم حرف بزنیم: چرا بعضی از نوجوان‌ها (یعنی بچه‌های راهنمایی و دبیرستان) اونقدر به گوشی هاشون وابسته می‌شن که هم درسشون خراب می‌شه، هم از لحاظ روانی و جسمی به مشکل می‌خورن؟ آیا کاری از دست والدین برمیاد که این وضعیت رو بهتر کنه یا موضوع پیچیده‌تر از این حرفاست؟ بیاید با هم همه چیز رو ساده باز کنیم.

چه خبره؟ تقریباً همه‌مون آدم‌هایی رو می‌شناسیم یا خودمونیم (!) که بدون گوشی روزمون شب نمی‌شه. اما وای به روزی که این وابستگی از کنترل خارج شه، بهش می‌گن “مشکلات استفاده افراطی از گوشی” یا به انگلیسی: Problematic Smartphone Use یعنی وقتی آدم نمی‌تونه دست از سر گوشی برداره و این قضیه به تحصیل، سلامت روح و روان و حتی بدنش آسیب می‌زنه.

پدر و مادرها چه نقشی دارن؟ خب این پژوهش که روی ۱۹۴۷ تا دانش‌آموز راهنمایی تو سه شهر چین (ووهان، ییچانگ و شیاوگان) انجام شده، اومده یه سوال باحال پرسیده: اون مدلی که والدین با بچه‌هاشون درباره استفاده از گوشی برخورد می‌کنن، دقیقاً چه اثری روی اعتیاد به گوشی بچه‌ها داره؟ چه چیزی باعث میشه یک مدل پاسخگو باشه و اون یکی نه؟ برای بررسی این سوال، محقق ها یه عالمه پرسشنامه و ابزار سنجش معتبر استفاده کردن تا هم رفتار پدر و مادر رو بسنجن، هم میزان اعتیاد بچه‌ها رو، هم کلی چیز دیگه.

دو مدل کلی برخورد والدین هست:

  1. مداخله فعال (Active Mediation): یعنی پدر و مادرها می‌آن با بچه‌ها حسابی حرف می‌زنن، آگاهی درست می‌دن، باهاشون درباره مزایا یا معایب گوشی صحبت می‌کنن و یادشون می‌دن چطوری مسئولانه از گوشی استفاده کنن. انگار دوستشونن و راهنمایی‌شون می‌کنن.
  2. نظارت والدین (Parental Supervision): یعنی فقط بالا سر بچه‌ها ایستادن و گوشی‌شون رو چک می‌کنن، بدون اینکه واقعی باهاشون حرف بزنن. بیشتر حالت کنترل داره تا آموزش و گفتگو.

حالا نکته جالب: اون چیزی که بین این رفتار والدین و اعتیاد به گوشی واسطه‌گری می‌کنه، چیه؟ اوه! اینجا دو تا مفهوم باحال وارد می‌شن:

  • نیازهای روانشناختی پایه (Basic Psychological Needs): یعنی اون حس‌هایی مثل حس تعلق داشتن، استقلال و شایستگی که هممون نیاز داریم تو زندگی‌مون باشه. یه طورایی نیازهای روانی اصلی هر آدم.
  • انتظارات مثبت از نتیجه (Positive Outcome Expectations): یعنی بچه اینجوری فکر کنه که «اگه با گوشی وقت بگذرونم، کلی چیز باحال گیرم میاد!» مثلاً حس کنه همیشه سرگرم می‌شه، تو جمع بیشتر قبولش دارن یا استرس نداره.

خب حالا بیاید ببینیم چی شد؟

خلاصه نتیجه‌ها:

  • وقتی پدر و مادرها بیشتر از مدل “مداخله فعال” استفاده می‌کنن و درباره گوشی با بچه‌ها معاشرت و صحبت می‌کنن، هم مستقیم، هم غیرمستقیم اعتیاد به گوشی تو بچه‌ها کمتر می‌شه. جالب‌تر اینکه این تأثیر غیرمستقیم چون باعث می‌شه نیازهای روانشناختی بچه‌ها بهتر برآورده شه و انتظارات مثبت غیرواقعی از گوشی هم کمتر شه.
  • وقتی فقط “نظارت” می‌کنن (یعنی فقط چک می‌کنن و محدود می‌ذارن)، هم می‌تونه اعتیاد به گوشی رو مستقیماً بیشتر کنه، هم غیرمستقیم ـ یعنی بچه‌ها حس می‌کنن نیازهاشون برآورده نمی‌شه و بعدتر هم بیشتر فکر می‌کنن گوشی براشون سود داره و سراغش می‌رن.
  • ارضا شدن نیازهای روانی، کمک می‌کنه بچه‌ها زیاد سمت گوشی نرن. ولی هر چی انتظارات مثبت الکی درباره فایده گوشی تو ذهنشون بیشتر شه، احتمال داره بیشتر درگیرش شن.

پس راه حل چیه؟
بهترین کار برای پدر و مادرها اینه که بشینن با بچه‌هاشون رفیقانه حرف بزنن، آموزش بدن و خودشون الگوی خوبی باشن. همه‌اش محدودیت بی‌دلیل جواب نمی‌ده. باید سعی کنن نیازهای روانی بچه‌ها رو تا جای ممکن برآورده کنن (یعنی بهشون حس استقلال، دوست داشته شدن و کفایت بدن). همچنین مهمه که انتظارات واقعی درباره گوشی ساختن و اون تصورات اغراق‌آمیز رو کم کنن.

در آخر، این پژوهش مثل یه زنگ خطره که هم به والدین و هم به معلم‌ها نشون می‌ده موضوع اعتیاد به گوشی ساده نیست و باید خیلی هوشمند باهاش کنار اومد. حرف آخر؟ اگر می‌خواید بچه یا شاگردتون کمتر گرفتار گوشی بشه، بیشتر باهاش صمیمی حرف بزنید، کمکش کنید نیاز‌هاش رو بشناسه و از نظر روانی تأمین شه، و کاری کنید فکر نکنه همه موفقیت‌ها و لذت‌های دنیا تو یه مستطیل کوچیک خلاصه شده! 😉

منبع: +