حتماً زیاد شنیدین که تغییرات اقلیمی (یعنی تغییرات آب و هوایی که به خاطر کارهای انسان، مثل تولید گازهای گلخانهای، اتفاق میافته) یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات این روزهاست. کلی آدم هنوزم هستن که واقعیتش رو انکار میکنن یا دربارهش اطلاعات غلط پخش میکنن. اما جالبه بدونین که یه گروه دیگه هم داریم که برعکس اینا اصلاً اتفاقات رو انکار نمیکنن، اما اونقدر ناامید شدن که رسماً معتقدن دیگه تمومه و هیچ کاری از دستمون برنمیاد! به اینا میگن «دوومر» (Doomer)، یعنی همون جماعتِ دائمالناله و ناامید در مورد آیندهی آب و هوا.
دومریسم چیه؟
اصلاً دومریسم یعنی اینکه یه عده فکر میکنن وضعیت تغییرات اقلیمی اونقدر بحرانی شده که دیگه هیچ راهکاری جواب نمیده و الان هر کاری بکنیم، فایده نداره. این افراد مخصوصاً تو شبکههای اجتماعی، کلی پست و توییت میذارن با عناوین داغ مثل «همهی یخهای قطب در حال فروپاشیه» یا «انسانها تا چند سال دیگه منقرض میشن!» این مدل محتواها رو بعضیا تو فضای مجازی به طنز “Climate Doom Porn” صدا میکنن – یعنی یه جورایی معتاد شدن به اخبار خیلی بد و ترسناک تغییرات اقلیمی.
حالا مشکل چیه؟ داستان اینکه این فضای ناامیدی اصلاً به نفع شرکتهای آلاینده (یعنی همونایی که بیشتر گازهای گلخانهای رو تولید میکنن)، کشورهای نفتی و البته پولدارهایی که از این وضعیت سود میبرن تموم میشه! چون وقتی مردم فکر کنن کاری از دستشون برنمیاد، دیگه انگیزهای برای مقابله با تغییرات اقلیمی باقی نمیمونه و اینطوری وضع حتی بدتر میشه.
برخورد با دانشمندان امیدوار
یه نکته عجیب اینه که بعضی از این دوومرها، حتی به دانشمندهای معروف و فعالهای محیط زیست هم گیر میدن. مثلاً آدمهایی مثل Michael Mann و Katharine Hayhoe، که خودشون از دانشمندای سرشناس حوزه اقلیم هستن، مرتب مورد حمله این دوومرها قرار میگیرن. دوومرها بهشون میگن «معتاد امید» یا “Hopium Addict”! یعنی مثلاً اگر بگی هنوزم میتونیم با تلاش وضعیت رو بهتر کنیم، انگار داری مواد امیدبخش میفروشی!
حتی توییتهای انتقادی زیادی بر ضد این دانشمندها هست و بحث بالا گرفته. بعضیاش به جوریه که انگار اصلاً خودمون داریم علیه همدیگه کار میکنیم، و دشمنهای واقعی خوشحال و راضی دارن این دعواها رو نگاه میکنن. این تقسیمبندی و جنگ داخلی که بین فعالای محیط زیست راه افتاده، در واقع همونه که شرکتهای آلاینده و کشورهای نفتی دوست دارن.
دوومرها کیها هستن؟
جالب اینجاست که همه دوومرها فعال محیط زیستن، ولی انقدر نگاهشون تیرهوتاره که حتی کارشناسای رسمی اقلیم رو هدف میگیرن. مثلاً کسی مثل Eliot Jacobson بیش از ۷۵هزار دنبالکننده در توییتر داره که به شدت با دانشمندهای خوشبینتر مخالفه. یا حتی بعضی دانشمندای محترم مثل Kevin Anderson هم به نوعی دچار «سافت دومریسم» شدن – یعنی میگن فقط کم کردن گازهای گلخانهای کافی نیست و باید به فکر راهکارای خیلی تهاجمیتر باشیم، مثلاً مهندسی geoengineering (یعنی روشهایی مثل دستکاری عمدی آب و هوا که مثلاً با ریختن مواد شیمیایی تو اتمسفر یا اقیانوسها جلوی گرم شدن زمین رو بگیریم). البته این روشها خودشون کلی دردسر و عواقب عجیب غریب دارن!
ولی بحث بر سر اینه که دومریسم باعث شده حتی دانشمندها و طرفدارای اصلی مقابله با تغییرات اقلیمی هم بین خودشون اختلاف داشته باشن. یه عدهشون مثلا ادعا میکنن دانشمندای اصلی دارن خطر رو کمتر نشون میدن که پول پروژه بگیرن، یه عده دیگه برعکس میگن اینا دارن ترس الکی میپراکنن! خب بالاخره یکیش درسته؟ یا واقعا دانشمندها میان خطر رو زیاد میکنن یا کم؟ منطقاً نمیتونه که هر دوش همزمان اتفاق بیفته.
بحث سر Geoengineering یا مهندسی اقلیمی
یه چالش دیگه اینجاست که بعضی دوومرهای حرفهای، مثل James Hansen – که پیشبینیهای اولیهش تو این حوزه خیلی سر و صدا کرد – دیگه عملاً دارن میگن ما به نقطه غیرقابل برگشت رسیدیم و باید سراغ راهکارهای خطرناک مهندسی اقلیمی بریم! مثلاً ریختن گرد شیمیایی تو جو یا اضافه کردن آهن به آب دریا تا جلبکها بیشتر رشد کنن و دیاکسیدکربن بیشتری جذب کنن. البته این کارا ممکنه تاثیرات منفی غیرقابل پیشبینی رو اقلیم و آب و هوای سیاره داشته باشه و کلی پیامد «خطر اخلاقی» هم دارن (یعنی آدمها با توجیه اینکه بعداً با یه تکنولوژی میشه مشکل رو حل کرد، همچنان به مصرف سوخت فسیلی ادامه بدن).
نقش شبکههای اجتماعی و فضای مجازی
تمام این دعواها تو شبکههای اجتماعی مثل توییتر (یا همون X جدید!) کلی داغ شده و همیشه میبینی یکی به یکی دیگه میگه تو امید واهی میدی یا تو ناامیدی بیخود میپراکنی. مشکل اینجاست که این فضاها پر شده از رباتها و اکانتهایی که از بیرون فقط اومدن تا آتش اختلاف رو بیشتر کنن و کاری کنن فعالای محیط زیست و دانشمندها رو به جون هم بندازن. هر چی دعوا و اختلاف بیشتر شه، به نفع آلودکنندهها و نفتیهاست.
در آخر…
همهی اینا ته تهش به دودوتا چهارتای خیلی ساده ختم میشه: اگر فکر کنیم اوضاع تغییرات اقلیمی دیگه درست بشو نیست – یا خیلی سخت یا غیرممکنه – عملاً آب به آسیاب همونهایی میریزیم که دوست دارن مردم دست از تلاش بردارن و همهچیز مثل قبل پیش بره. جواب علمی اما اینه که هنوز وقت هست و با کم کردن انتشار گازهای گلخانهای، میشه جلوی ورود به فاجعه رو گرفت. رسانهها، فعالای مجازی، رباتها و حتی بعضی دانشمندها، هرکدوم نقششون در این جدال رو دارن… ولی به نظرم هیچوقت نباید بازیِ ناامیدی رو خورد و باور کرد که دیگه تموم شده.
پیشنهاد: اگه دوست داری اطلاعات بیشتر یا جنجالیتر بخونی، یه کتاب جدید هم به اسم «علم زیر محاصره» (
منبع: +