بیاید یه کم رک و راحت درباره یه موضوع جالب و شاید کمتر شنیده شده حرف بزنیم: واقعاً چی باعث میشه یه نفر خلاقتر باشه؟ خیلی وقتا حرف از اینه که خلاقیت فقط به خصوصیات فردی ربط داره، مثلاً اینکه آدم باید خفن فکر کنه یا محیط اجتماعیش چطوری باشه. اما راستش قصه به همینجا ختم نمیشه! دانشمندا اخیرا اصرار دارن که ما باید یه دید همهجانبهتر به داستان خلاقیت داشته باشیم، چیزی که همه عاملهای تاثیرگذار رو کنار هم ببینه، مخصوصاً اونایی که تا حالا کمتر کسی بهش دقت کرده؛ مثل خود محیط فیزیکی، یعنی جایی که توش داریم کار میکنیم، مینویسیم، یا هر کاری که هوس خلاقیت به سرمون میزنه!
حالا چرا این موضوع مهمه؟ چون تا امروز، معمارها، طراحهای داخلی و حتی کسانی که برای شرکتها و مدرسهها چیدمان میچینن، بیشتر با شنیدهها و تجربیات پراکنده و حرف مردم سر و کار داشتن تا تحقیقای درست و حسابی. یعنی هر کسی یه چیزی میگفت، یکی میگفت نور باید باشه، یکی میگفت نه باید رنگی شاد باشه! هیچ قالب یا چهارچوب دقیقی نبوده که بهش تکیه کنن.
تازه، چند سالیه که یه فکر جدیدی اومده وسط، به اسم embodied creativity. یعنی اون خلاقیتی که به بدن و تجربه فیزیکی وابسته است، نه فقط به مغز! یعنی دانشمندا دارن میگن خلاقیت مثل یه مهارت انتزاعی نیست که فقط توی ذهن بپره؛ به شدت به فضایی که دور و برمون هست و حتی حرکات و رفتار بدنمون بستگی داره. مثلا شاید باور نکنی، ولی خیلی از آدمای بزرگ و خلاق دنیا خودشون گفتن که محیط اطرافشون حسابی روی ایدههاشون تأثیر گذاشته و حتی بعضی وقتا به خاطر یه مکان خاص تونستن یه چیزی بسازن یا یه جور دیگه فکر کنن.
ماجرا اینه که هنوز هیچ چهارچوب تحقیقی رسمی وجود نداره که دقیقا نشون بده این محیط طراحیشده چطور میتونه دستمون رو بگیره و ما رو خلاقتر کنه. این وسط یه عالمه تحقیقات جدا جدا هست، اما کسی نیومده همهشون رو کنار هم بذاره و ازش یه نتیجهٔ کاربردی و قابل استفاده بیرون بکشه؛ مخصوصاً برای کسایی که دارن محیط برای کار و یادگیری طراحی میکنن.
یه سری دانشمند باحال اومدن و با یه نگاه جدید اومدن وسط و گفتن بیاید ماجرا رو با توجه به مثلا «ecological psychology»، یعنی روانشناسی محیطی – که میگه رفتار و ذهن آدم خیلی به جَو و فضا بستگی داره – بررسی کنیم. تازه گفتن بریم سراغ نظریه «4E cognitive science» هم! این ۴E یعنی چهارتا E: embodied (جسمی)، embedded (در محیط قرار گرفته)، enactive (فعالانه و تاثیرگذار) و extended (گسترش یافته). خلاصهاش اینکه ذهن و رفتار فقط تو مغز نیست، با محیط اطراف هم قاطی شده و بهش وابستهست.
اینا اومدن مطالعات مختلف رو از «خلاقیت»، «طراحی محیط»، «روانشناسی محیطی»، و «علم شناخت» (یعنی همون cognitive science) جمع کردن و دارن سعی میکنن نشون بدن که آدم و محیط یه رابطه دوجانبه و پیوسته دارن. یعنی فضا فقط یه پسزمینه نیست، فعالانه نقش بازی میکنه.
الان داریم به سمتی میریم که اگه بخوایم فضا و محیطی واقعا الهامبخش و خلاق بشه، باید حواسمون به همهچی باشه: حس فضا (فضا یعنی محل فیزیکیای که توش کار میکنی)، حس مکان (اون ارتباط احساسی و معنوی که با یه جا میگیری)، و همینطور ویژگیهایی که محیط میتونه خلاقیت رو تقویت کنه، مثل نور، آزادی حرکت، آسایش، انعطافپذیری و حتی عجیب و غریب بودن فضا نسبت به محیطای تکراری.
در جمعبندی، اگر تا الان فکر میکردی فقط ایده و ذهن مهمه، باید بدونی که محیط و فضا هم حسابی میتونن کمکت کنن تا ذهن خلاقتر و بازتری داشته باشی. پس دفعه بعد که بخوای یه کار خلاقانه انجام بدی، یه نگاهی هم به دور و ورت بنداز، شاید یه صندلی جابهجا کردن یا عوض کردن نور فضا موج جدیدی از ایدهها رو به سمتت روانه کنه!
منبع: +