بیا یه بار هم درباره چیزایی حرف بزنیم که واقعاً دنیای معلمها رو میسازن یا خراب میکنن! این بار بحث درباره اینه که رفتارای مدیرای مدرسه چجوری میتونن حال روحی معلمها رو بهتر کنن یا حتی باعث بشه از کارشون بیشتر حال کنن یا نه. شاید باورت نشه، ولی یه عالمه آمار و داده جهانی داریم که از این قضیه حسابی پرده برداشتن!
ماجرای این تحقیق از دادههای PISA 2022 استفاده کرده. PISA یه آزمون معروف جهانیه که هر چند سال یه بار میاد سطح علمی دانشآموزای دنیا رو میسنجه. حالا جدا از دانشآموزا، سراغ معلمها هم میره و ازشون کلی سؤال درباره کار و حال و روزشون میپرسه. تو این تحقیق خاص، محققها سه تا کشور رو انتخاب کردن که تو ردهبندی PISA وضعیتشون کلی فرق داره: برزیل (که کلاً جز پایینای جدوله)، مالزی (یه جایی وسط داستانه) و ماکائو (که تو قلهس!). تعداد معلمهایی که دادههاشون بررسی شده هم اساساً زیاد بوده: برزیل ۴۰۵۱ نفر، مالزی ۳۷۱۱ نفر و ماکائو ۱۶۵۶ نفر.
تحقیق دقیقاً دنبال این بود بفهمه آیا رفتار مدیرها – مثلاً پشتیبانیشون از معلمها، گوش دادن به حرفاشون، یا حمایتی که نشون میدن – چه تاثیری روی حال خوب روانی (یعنی wellbeing، همون حس رضایت، آرامش و انرژی تو زندگی روزمره) و میزان رضایت شغلی معلمها داره. البته، اینجا یه سری چیزا نقش «واسطه» رو بازی میکنن: یکی آزادی عمل حرفهای (یعنی همون اینکه معلم خودش بتونه تصمیم بگیره چی درس بده و چجوری کارشو بچرخونه، و هر چیزی رو از بالا بهش دیکته نکنن) و یکی هم اعتماد سازمانی (که در واقع همون اعتمادیه که معلمها به سیستم مدرسه و مدیرشون دارن: اینکه فکر کنن مدیر باهاشون رفیقه یا دشمن!).
خب، نتیجه چی شد؟ جواب خیلی جالب بود! تو هر سه کشور، رفتارای خوب و حمایتی مدیرها مستقیماً حال روانی و رضایت شغلی معلمارو بهتر میکنه. اما یه نکته قشنگتر این بود که آزادی عمل و اعتماد هم درست مثل یه پل عمل میکنن؛ یعنی وقتی یه مدیر پشتیبان باشه، باعث میشه معلم هم حس کنه بیشتر بهش آزادی دادن و بیشتر اعتماد پیدا کنه – و اونوقت حالش هم بهتر میشه و از کارش بیشتر لذت میبره.
نکته بامزه دیگه این بود که این تاثیر در کشورهای مختلف یه جور نیست. میزان این تاثیر (یعنی قدرت و شکل مسیرهای واسطهای) تو برزیل و ماکائو و مالزی فرق داشت. یعنی نمیتونیم یه نسخه رو واسه همه کشورا بچسبونیم! هر سیستمی شرایط فرهنگی، اقتصادی و آموزشی خودشو داره و تاثیرات این چیزا هم بسته به اون تغییر میکنه.
در نهایت، پیام ساده این تحقیق اینه: اگه دنبال وضع بهتر معلمها و روحیه بالاتر تو مدرسهای، به جای اینکه همه جا یه برنامه کپیپیست به زور اجرا کنی، باید ببینی تو هر کشور و حتی هر مدرسهای چی جواب میده. پشتیبانی واقعی مدیر، ایجاد حس اعتماد و دادن آزادی عمل حرفهای به معلمها واقعاً میتونه حال کل مدرسه رو بهتر کنه، اما باید همیشه شرایط خاص اون محیط رو هم در نظر بگیری.
در کل، این تحقیق هم کلی کمک کرد بفهمیم مسیر خوشحال بودن معلمها از چی میگذره: مدیرای حمایتگر، آزادی عمل و یه عالمه حس اعتماد تو محیط مدرسه! همین سهتا معجزهگرن، به شرط اینکه با فرهنگ هر جا درست ترکیب بشن.
منبع: +