خب بیا یه موضوع جدی رو با هم بررسی کنیم، اما همونجوری که با یه رفیق باحال حرف میزنیم! یه تحقیق جدید انجام دادن که اومده بررسی کرده چطور چیزایی که تو بچگی برامون اتفاق افتاده (یعنی همون شرایط و محیط کودکیمون) و همینطور محیط الانمون، رو قضاوتمون درباره تصمیم به پایان دادن زندگی، مثل خودکشی یا مرگ داوطلبانه (که به انگلیسی بهش euthanasia یا همون اتانازی میگن؛ یعنی وقتی یه نفر با کمک پزشک یا خودش تصمیم میگیره زندگیش رو تموم کنه) تاثیر میذاره.
اینجا محققها رفتن سراغ یه بحثی به اسم life-history theory یا نظریه تاریخچه زندگی. این نظریه میگه آدمها معمولا سبکهای مختلفی برای برخورد با زندگیشون دارن که بهش میگن “استراتژی تاریخچه زندگی”. حالا این یعنی چی؟ یعنی یه عده با سبک “کند” یا Slow life-history میرن جلو (یعنی آرومتر، با برنامهتر، محافظهکارتر، بیشتر به آینده فکر میکنن)، و یه عده با سبک “سریع” یا Fast life-history (یعنی بیخیالتر، ریسکپذیرتر و بیشتر تو لحظه زندگی میکنن).
توی این تحقیق خواستن ببینن آیا این استراتژیهای زندگی ربطی به این دارن که چقدر آدمها به نظرشون تصمیم به پایان دادن زندگی (یعنی خودکشی یا اتانازی) قابل قبول و قابل توجیهه یا نه.
اولین مرحله تحقیقشون رو با ۱۴۷ تا از جوانهای چینی انجام دادن، یعنی اومدن به اونها چندتا داستان فرضی (بهش میگن vignette; یه جور متن کوتاه و سناریویی برای سنجش نظر) نشون دادن و ازشون خواستن جواب بدن که چرا این تصمیمها به نظرشون قابل قبوله یا نه. همزمان هم شرایط الانشون رو در نظر گرفتن؛ مثلاً اونایی که شرایط سخت و محیط نامناسبتری دارن (Environmental adversity یعنی محیطی که یه جورایی چالشبرانگیز یا پر دردسره، مثل مشکلات مالی، اجتماعی و غیره).
در مرحله دوم هم رفتن سراغ دادههای خیلی بیشتر، این بار با استفاده از دادههای بینالمللی (World Values Survey یا همون نظرسنجی ارزشهای جهانی، که شامل ۶۷۶۶ نفر بوده!). واسه هر دو مطالعه هم یه مدل آماری قوی به اسم Structural Equation Modeling یا مدلیابی معادلات ساختاری رو استفاده کردن (این یه مدل تحلیلیه که کمک میکنه روابط چند تا متغیر با هم رو دقیقتر درک کنیم).
حالا نتیجه چی شد؟ چیزی که پیدا کردن این بود که اونایی که سبک زندگی کند یا slow دارن، خیلی کمتر تمایل دارن خودکشی یا مرگ داوطلبانه رو قابل قبول بدونن؛ یعنی اینجوری بگیم: اگر آدم محافظهکارتر، آیندهنگر و با برنامه باشه، کمتر ممکنه این قضیه رو توجیه کنه.
اما جالب اینجاست که فقط سبک زندگی کافی نبود! شرایط محیطی الان هم مهم بوده؛ یعنی اگر همون آدم با سبک زندگی کند توی یه محیط خیلی سخت و پرمشکل قرار بگیره، امکان داره نگاهش به این موضوع تغییر کنه. خلاصه، رابطه بین سبک زندگی و قضاوتش درباره تصمیم پایان دادن زندگی، بستگی به سختی یا راحتی شرایط الانش هم داشته.
نتیجه کلی این تحقیقات این بود که هم اینکه تو دوران کودکیمون چه شرایطی داشتیم و چه استراتژیای برای زندگی انتخاب کردیم، هم شرایط و چالشهای الان، با همدیگه تعیین میکنن که اصلاً چجوری راجعبه خودکشی یا مرگ داوطلبانه قضاوت میکنیم.
این نتایج میتونن برای برنامهریزی پیشگیری از خودکشی هم مهم باشن؛ یعنی اگه بدونیم کی و چرا این افکار شکل میگیره و چه شرایط و سبک زندگیای دخیلن، راحتتر میشه سراغ راهحلها رفت. خلاصه، تحقیق نشون داد که آدمها مثل فرمول ریاضی رفتار نمیکنن، خیلی پیچیدهتر از این حرفان و باید همه فاکتورها رو با هم دید.
منبع: +