خب بیاید صادق باشیم، کمتر کسی واسمون از مشکلات روانی بچههای دبیرستانی حرف میزنه، مخصوصاً تو کشورهای دیگه مثل چین. اما واقعیت اینه که نوجوانا تو سراسر دنیا کلی مسئله روحی و رفتاری دارن و این خودش شده یه بحران جهانی؛ مثلاً طبق آمار سال ۲۰۱۹ تقریباً ۹۷۰ میلیون نفر درگیر این مشکلات بودن! دوران نوجوانی هم یه دورهست که بچهها خیلی حساس میشن؛ هم از نظر بدنشون، هم روابط اجتماعی، هم اضطراب و همه این چیزها.
حالا شاید براتون جالب باشه که هم شیوه تربیت پدر و مادرا و هم میزان فعالیت بدنی (مثلاً ورزشکردن) هرکدوم بهتنهایی تأثیر دارن روی حال روحی بچهها. اما این دوتا با هم چی؟ اگه مثلاً بچهها هم ورزش کنن و هم تربیت خانوادگی خاصی داشته باشن، چه اتفاقی میافته؟ دقیقتر بخوام بگم: مقاومت روانی یا Resilience، یعنی اون قدرتی که بچهها دارن تا خودشون و احساساتشون رو جمع کنن و با چالشها کنار بیان، نقش مهمی توش داره.
این تحقیق دقیقاً اومده سراغ همین موضوع؛ اینکه رفتار و نوع تربیت پدر و مادرها تو چین (که خودش خیلی جالبه بهخاطر فرهنگ خاصشون! مثلاً پدر مادرهای چینی هم ممکنه زیادی بچهها رو بغل کنن و هم گاهی زیادی کنترلن، که بهش میگن Overprotection یعنی مراقبت بیش از حد از بچه که میتونه دو جور برداشت داشته باشه: هم خوب و هم بد!) از چه راههایی به بهتر شدن یا بدتر شدن مشکلات روحی و رفتاری نوجوانا (که بهش میگن EBPs، یعنی Emotional and Behavioral Problems) منجر میشه؟
توی این تحقیق اومدن ۵۰۳ تا بچه پایههای ۵ تا ۹ مقطع دبستان و راهنمایی رو تو شهر ژوهای چین انتخاب کردن (دقیقتر هم بخواید بدونید: ۵۱٪ پسر بودن، سن حدود ۱۰ تا ۱۵ سال، هم از مدارس تاپ و هم معمولی). کلی فرم و آزمون پرکردن؛ مثلاً فرم «نقاط قوت و مشکلات» (SDQ)، پرسشنامه نحوه تربیت (EMBU)، پرسشنامه مقاومت روانی (Connor-Davidson) و میزان فعالیت بدنی (IPAQ-SF که بر اساس MET-min/week یعنی میزان انرژی مصرفی تو هفته حساب میشه!).
نتایجش چی شد؟
۱. وقتی پدر و مادرها با بچههاشون رفتار گرم و مهربون داشتن (چیزی که تو پرسشنامه بهش میگن Warmth یا همون «گرمی عاطفی»)، بچههاشون هم ورزش بیشتری میکردن و هم مقاومت روانی بیشتری داشتن. اینا باعث شد نشونههای مشکلات رفتاری و روحی قطعاً کمتر بشه! یعنی بر اساس آمارشون، این دو تا مسیر (ورزش و مقاومت روانی) هر کدوم تاثیرگذار بودن ولی ورزش قویترین واسطه بود.
۲. حالا اگه پدر مادرها رفتار سرد و طردکننده داشتن (یعنی Rejection)، عملاً هم باعث شدن بچه کمتر دنبال حرکت و ورزش بره، هم مقاومت روانیش کمتر بشه. این جفتش باعث افزایش مشکلات روانی و رفتاری شد.
۳. ولی Overprotection، یعنی وقتی پدر مادر زیادی مراقب بچهها باشن، فقط روی ورزش بچهها تاثیر بد گذاشت و دیگه ارتباطی با مقاومت روانی نداشت. یعنی وقتی مامان باباها زیادی حواسشون هست، بچه کمتر ورزش میکنه و این خودش به بحران روحی میانجامه.
۴. اینا رو به یه مدل بهش میگن Chained Mediation Model یا «ایجاد حلقههای واسطهای». یعنی نتیجه این شد که ترتیب این مسیرا واقعاً معنی داره؛ مخصوصاً مسیر خانواده → ورزش → مقاومت روانی → مشکلات رفتاری هم موثره و تقریباً یک چهارم (۲۴٪) کل تأثیر تربیت خانوادگی رو نشون میده!
۵. از نظر آماری هم مدلهاشون کاملاً معتبر بودن (یه چیزی هم بگم، برای تست صحت مدلشون از Confirmatory Factor Analysis و Structural Equation Modeling استفاده کردن، که یعنی روشهای ریاضی و آماری برای فهمیدن ارتباطات پیچیده بین این متغیرها.).
خلاصه، تهش چی میشه؟ اگر میخوای یه نوجوان شادتر و سالمتر داشته باشی، باید به این دوتا چیز خیلی توجه کنی: اول اینکه رفتار دوستانه و مهربون باهاش داشته باش، دوم اینکه بهش کمک کن ورزش کنه و مقاومت روانی و روحیش رو قوی کنه، و از افراط توی مراقبت هم بپرهیز (بذار خودش با چالشها روبرو شه). قراره این مدل تو چین هست، ولی واقعاً برای هر جایی از دنیا هم قابل تامله.
اگه برات مهمه بچهها و نوجوانا با مشکلات روحی و اجتماعی کمتری روبرو شن، این چیزا رو باید در نظر بگیری!
منبع: +