چطور دید ما نسبت به طبیعت گردی باعث میشه با محیط زیست رفیق‌تر بشیم؟

اگه بخوام خیلی خودمونی برات توضیح بدم، این مقاله درباره اینه که چجوری حسی که ما از مناظر طبیعی و جاهای تفریحی می‌گیریم، می‌تونه رفتار محیط زیستی‌مون رو بیشتر کنه؛ یعنی باعث شه بیشتر حواسمون به محیط زیست جمع باشه، همونجوری که به دوستمون توجه می‌کنیم، به طبیعت هم دقت کنیم.

اول بذار یه مفهمومی رو توضیح بدم: “Recreational landscape perception” یا به‌قول خودمونی، حسی که وقتی تو یه جا مثل پارک جنگلی یا کوه میریم از مناظر و فضا می‌گیریم. این فقط نگاه کردن به منظره نیست! یه مجموعه از احساسات مختلفه که از طبیعت، فرهنگ اونجا و تجربه‌مون تو اون فضا شکل می‌گیره. درست مثل وقتی میری یک جای توپ و حال خوبی پیدا می‌کنی، همون حس! توی این مقاله به این مسئله گفتن “RLP”.

حالا چرا این موضوع مهمه؟ چون گردشگری هم برای اقتصاد خیلی مهمه و هم باعث فشار به محیط زیست میشه. واسه اینکه بتونیم گردشگری رو پایدار (sustainable tourism یعنی گردشگری‌ای که به طبیعت آسیب نزنه و بتونه ادامه‌دار باشه) نگه داریم، باید رفتار مردم نسبت به محیط زیست دوستانه‌تر بشه.

اینجا یه واژه دیگه داریم: “pro-environmental behavior” یا PEB. این یعنی کارهایی که واسه حفظ محیط زیست انجام می‌دی؛ مثلاً آشغال نریزی، درخت نکنی، آب کمتر مصرف کنی و این جور چیزا.

برای اینکه بفهمن RLP (یعنی اون حسی که از مناظر می‌گیری) چطور باعث میشه مردم رفتار محیط زیستی بهتری داشته باشن، یه تحقیق تو پارک ملی جنگلی “لانگیا ماونتین” انجام دادن. فصل شلوغ هم بوده، پس حسابی افراد واقعی آوردن و ۴۵۷ نفر پرسشنامه پر کردن. تو این پرسشنامه‌ها سعی کردن بفهمن آدما از لحاظ حسی چقدر با جا ارتباط گرفتن (به این می‌گن “place identity” یعنی حس هویت نسبت به یک مکان، مثلاً وقتی فکر می‌کنی یه جا واقعا مال خودته یا برات خیلی خاصه)، بعد چقدر رفتارهای محیط زیستی خاص اون‌جا و در کل زندگی‌شون دارن.

اونا از یه مدل معروف روانشناسی به اسم Stimulus-Organism-Response یا S-O-R استفاده کردن. خلاصش اینه: یه چیزی (مثل منظره قشنگ) باعث یه حس (همون ارگانیزم، یعنی احساسات ما) میشه و اون حس منجر میشه به یه رفتار (یعنی رفتار محیط زیستی). این مدل کمکشون کرد همه جزئیات رو کنار هم بذارن.

نتایج چی شد؟ خلاصه‌ش این بود:

الف) اول اینکه هر چی ارتباط حسی ما با مناظر قوی‌تر باشه، حس می‌کنیم این مکان برامون هویت پیدا کرده و همین باعث میشه تو همون مکان بیشتر مراقب محیط‌ زیست باشیم.

ب) جالب‌تر اینکه حتی رفتار محیط زیستیِ کلی زندگی‌مون هم بهتر میشه!

ج) علاوه بر اینا، وقتی تو اون مکان خاص بیشتر دوستدار محیط زیست شدی، این رفتار خوب مثل دومینو به زندگی روزمره‌ات هم سرایت می‌کنه؛ به این میگن “behavioral spillover” یعنی سرایت رفتار. انگار یه رفتار خوب تو یه جا، بقیه جاها هم باهاته!

کل داستان اینه که وقتی تجربه ما از یه مکان تفریحی فقط یه تفریح خشک و خالی نباشه و با احساس و شناخت فرهنگی و طبیعی همراه باشه، یه پیوند عمیق‌تر با اون‌جا پیدا می‌کنیم. این پیوند باعث میشه همونجا و حتی بعدا، رفتار دوستدار محیط زیست بیشتری نشون بدیم.

در کل، این تحقیق داره به مدیران گردشگری هم میگه اگه می‌خوان گردشگری‌شون پایدار و خفن باشه، فقط به امکانات فکر نکنن. بلکه باید تجربه عمیق‌تر و چندبعدی برای مردم بسازن؛ یعنی جوری که مردم هم از طبیعت حال کنن و هم حس کنن باهاشون رفیق شدن. اینجوری همون موقع رفتار محیط زیستی بیشتری از خودشون نشون میدن، هم تا مدت‌ها بعد تو زندگی‌شون.

پس دفعه بعد رفتی طبیعت یا پارک، حواست باشه این حس مثبت و ارتباط می‌تونه تو رو تبدیل به یک دوست واقعی طبیعت کنه؛ فقط کافیه یه کم دقیق‌تر دور و برت رو ببینی و حس بگیری!

منبع: +