خب بذارین امروز با هم بریم سراغ یه موضوع جالب: اینکه دانشجوهایی که دارن تو چین، معلم تربیتبدنی میشن – یا همون “پریسرویس تیچرز” که یعنی کسایی که قراره بعداً معلم شن – چه جور طرز فکر و باورهایی دارن؟ یه تیم پژوهشی اومدن این قضیه رو دقیق بررسی کردن. اگه بخوای خیلی ساده بگم، اساس این تحقیق این بود که ببینن این بچهها نسبت به حرفه معلمی تربیتبدنی چه دید و باوری دارن و چه جوری بهش نگاه میکنن.
برای این کار، یه روش تحقیق خاص رو استفاده کردن به اسم grounded theory؛ یعنی نظریه زمینهای که هدفش اینه بفهمه آدمها تو زندگی واقعی چه طرز فکری دارن. تو این تحقیقشون با ۲۵ نفر از دانشجوهای تربیتبدنی از سه دانشگاه مختلف تو چین مصاحبههای نیمهساختاریافته (یعنی نه خیلی رسمی و نه کاملاً آزاد) انجام دادن تا بفهمن این بچهها واقعاً به چی فکر میکنن.
حالا نتیجه چی شد؟ سه بخش اصلی پیدا کردن که باورهای این دانشجوها رو تشکیل میده:
۱. شناخت حرفهای (Professional cognition): اینجا چهار بخش داشت –
- فهم و درک محتوا و درسهای تربیتبدنی
- اینکه یادگیری تربیتبدنی رو چه جوری میبینن
- خودشون رو به عنوان معلم چطور میشناسن
- و در آخر فهمشون از روند تدریس، یعنی اصلاً آموزش چیه، چه مراحلی داره و چطور باید پیش بره
۲. تجربههای احساسی (Emotional experience):
- احساسات اولیهای که اول راه نسبت به معلم شدن و شغل تربیتبدنی دارن
- بعد رشد این احساسات، مثلاً ممکنه تو طول تحصیل یا کارآموزی احساس مسئولیتشون بیشتر بشه یا برعکس
- و در آخر یه چیزی به اسم تعالِی احساسی! یعنی اینکه چه جوری این احساسات اولیه و رشد یافته، به یه سطح بالاتر، پایدارتر و عمیقتر تبدیل میشه.
۳. گرایشات رفتاری (Behavioural disposition): این بخشیه که نشون میده دانشجوها چطور ممکنه رفتار کنن یا الان چه انتخابهایی دارن.
- تجربههای واقعیشون تو شغل معلمی
- انتخابهایی که هنگام ورود به این حرفه داشتن یا الان دارن (مثلاً واقعاً دوست دارن معلم بشن یا فقط چون چاره دیگهای نداشتن اومدن؟)
- و برنامهها و چشماندازشون برای آینده (مثلاً آیا میخوان تو همون آموزش پرورش بمونن یا هدف بیشتری دارن؟)
یه نکته مهم این بود که ساختار باورهای این دانشجوها فقط یه حالت ثابت نداره، بلکه داینامیکه یعنی مدام داره تغییر میکنه و شرایط جدید روش اثر میذاره. مثلاً با هر تجربه جدید یا احساس جدید یا حتی شنیدن نظر یکی دیگه تو کلاس، ممکنه دیدشون نسبت به معلم بودن عوض بشه.
در آخر هم تو تحقیقشون گفتن این کشفیات میتونه به استادای دانشکدهها و معلمسازها کمک کنه تا بهتر بفهمن دانشجوها دقیقاً چیا رو باید یاد بگیرن و سر چه موضوعهایی بیشتر باید کار بشه. خلاصه، نتیجه اینه: باورهای دانشجوهای معلم تربیتبدنی نه ثابت هستن و نه ساده؛ بلکه یه دنیای پیچیده و پر تغییر دارن که ارزش داره بیشتر روش فکر کنیم!
منبع: +