خب، بذارید یه داستان جالب و حتی کمی عجیب درمورد قطب جنوب و یخهاشو تعریف کنم. همیشه تصویر قطب جنوب رو با یه صفحه یخی عظیم و یکدست وسط کره زمین تصور میکنیم، ولی واقعاً اینطوری نیست؛ مخصوصاً بخش غربی قطب جنوب که انگار مثل شستِ یه آدمی که داره هیچهایک میکنه (!) از جاش کندهشده و آماده حرکته!
ماجرا اینه که با گرم شدن زمین — که همهمون دیگه اسمشو زیاد شنیدیم — مخصوصاً آبهای اقیانوس و هوای کره زمین، اون صفحه یخی عظیم غرب قطب جنوب داره با سرعت وحشتناکی آب میشه و به بیرون سرازیر میشه. این ماجرا فقط بحث بالا اومدن سطح آب دریاها نیست که خونههای میلیونها نفر رو تهدید کنه (که البته خودش یه چالش بزرگه)، بلکه سؤال اینه: «خودِ قطب جنوب قراره چه بلایی سرش بیاد؟»
حالا دانشمندها اومدن چند سال پیش یه سفر اکتشافی با کشتی به اسم JOIDES Resolution انجام دادن و رفتن به سمت دریای آماندسن تا با حفاری عمیق از کف دریا، نمونههای رسوبات چند میلیون ساله رو بالا بکشن و ببینن قبلاً که این صفحه یخی آب شده بود، چه اتفاقاتی افتاده. (راستی، Expedition یعنی همون سفر همراه با تحقیقات علمی و تجهیزات حسابی و Crew یعنی گروه همراه دَرِیارفتن!)
توی این حفاریها، یه مدرک باحال پیدا کردن: یه تیکه سنگ ماسهای خیلی خاص تو لایههای رسوبات که نشون میداد این سنگ واقعاً از دل کوههای قطب جنوب (حدود ۱۳۰۰ کیلومتر دورتر!) اومده با یخچالها، یعنی یخهایی که جریان پیدا میکنن و به سمت اقیانوس حرکت میکنن. خلاصه خود همین پیدا شدنِ یه تیکهسنگ، کلی حرف داشت. نشون میداد اون موقع وسط قطب جنوب بهجای پوشش یخیِ حالا، یه گذرگاه بزرگ آبی بوده و کوهها روی آب به سبک جزیرهها بیرون بودن.
یه نکته جالب دیگه: تو همین مغزهگیریها (Core یعنی لولههای دراز نمونه که عملاً تاریخ چند میلیون ساله رو لایهلایه نشون میدن)، ردی از گل و لای و شن پیدا شد که بهوضوح ترکیب شیمیاییشون با کوههای خیلی دور دست مطابقت داشت. یعنی، یخچالها مثل یه نوار نقاله کلی سنگریزه و گل و لای رو جابهجا میکردن.
و اما بخش هیجانانگیزش: وقتی که این یخچالها میرفتن و آب میشدن، کل ماجرا محدود به آب شدن یخ و بالا اومدن سطح دریا نبود؛ تازه بلبشو و شلوغی زیر پاشون شروع میشد! وقتی وزن عظیم یخ از روی زمین برداشته میشه، زمین شروع به بالا اومدن میکنه – به این پدیده میگن “isostatic rebound” یعنی بالا اومدن زمین بعد از سبک شدن یخ روش. این کار میتونه باعث زمینلرزه بشه. جالبتر اینکه، تو غرب قطب جنوب، لایه مذاب زیرزمینی (Mantle یعنی بخشی از اعماق سیاره که هنوز گرمه و نیمهمایع) خیلی فعاله و این اتفاقا رو تقویت میکنه.
تازه اینم تموم ماجرا نیست، برداشته شدن فشار میتونه باعث فعالیت بیشتر آتشفشانها بشه — درست شبیه چیزی که الان تو ایسلند میبینیم. حتی شواهدی از خاکستر آتشفشانی در همون مغزهها پیدا شده که حدود سه میلیون سال قدمت داره. با آب شدن یخها، دیوارهای سنگی و صخرهای بزرگ هم ریزش کردن و بعضی وقتها ریزش سنگ و رانش به قدری زیاد بوده که موجهایی شبیه سونامی درست شده و رسوباتی که تو بستر دریا جمع شده بود رو جابهجا کرده.
تو کل این پروسه، دانشمندها متوجه شدن که آب شدن یخها و برگشتنشون هی تکرار شده؛ یعنی یه دفعه یخها از بین میرفتن، خشکی بالا میومده و دوباره یخها برمیگشتن – این رفت و برگشتها فاجعههای طبیعی مثل زلزله، فوران، رانش و حتی سونامی رو بارها ایجاد میکرده!
خلاصه، برعکس تصور بعضیها که فکر میکنن آب شدن یخهای قطب جنوب یه تغییر کند و طولانیه، این پروسه خیلی هم پرهرجومرج، سریع و گاهی حتی شبیه فیلم آخرالزمانی پیش میره. حتی حیات هم بهسرعت واکنش نشون میده: جلبکهای سبز تو دریاچههای جدید اطراف یخچالها رشد میکنن و پوشش گیاهی به سبک خزه و سبزه به سرزمینهایی که دیگه یخی نیستن سرایت میکنه، یعنی قطب جنوب «سبز» میشه!
همه اینا رو دانشمندها از دل نمونههایی که از سالهای خیلی خیلی دور درآوردن، دارن میگن. پس دفعه بعد که بحث از آب شدن یخهای جنوب شد، فقط فکر بالا اومدن آب دریا نباشید؛ باید آماده یه عالمه ماجرا و آشوب زمینشناسی زیرپای خود یخها هم باشید که میتونن نهتنها قطب جنوب که حتی کل جهان رو تحت تأثیر بذارن! حیف نیست این همه ماجرای جزیرههای یخپوش و سونامی زیر یخها رو ندونیم؟!
منبع: +