یه مهارت ساده که Witcher 3 رو بعد ۱۰ سال کلی برام جذاب‌تر کرد (و لازمه توی Witcher 4 هم باشه!)

این ماه دوباره نشستم پای ویچر ۳: وحشی‌زاد (The Witcher 3: Wild Hunt) و خواستم تو حال و هوای کریسمس یه دور دیگه برم سراغش. باورتون نمی‌شه، بعد نزدیک ۱۰ سال که حتی بازیش رو استارت نکرده بودم، الان که برگشتم سراغش، حس می‌کنم حتی از دوران اول هم برام جذاب‌تره!

قبل از این کلی (بیشتر از ۲۰۰ ساعت!) تو نسخه PS4 این بازی نشسته بودم پای ویچر. ولی واقعاً لذت این بار برگشتن به دنیای ویچر، یه حس نو و دوست‌داشتنی داره. تو اسکلیگه (Skellige) پرسه می‌زدم، غرق هوای خفن و موزیک و زیبایی طبیعتش می‌شدم. دوباره رفتم سراغ ماموریت معروف «بارون خونین» و هم دلم گرفت، هم کیف کردم. خلاصه غم و سیاست و جنگ تو این بازی، هم تلخه هم جذاب.

اما بذارین براتون از یه نکته فوق‌العاده تو این دور از بازی بگم که کلاً تجربه‌م رو متحول کرد: من به یه مهارت ساده گیر دادم که دفعه اول کلاً بی‌خیالش شده بودم! مهارت Delusion توی خط مهارت‌های نشونه Axii. بذار همین‌جا یه توضیح بدم، نشونه‌های Witcher یعنی یه سری جادوی ساده که گرالت تو بازی اجرا می‌کنه. Axii هم یکی از همین نشونه‌هاست که معمولاً تو دیالوگ‌ها برای مجاب کردن آدم‌ها استفاده می‌شه و Delusion یکی از قدرت‌هاشه که باعث می‌شه بتونی تو حرف زدن، ذهن طرف مقابل رو دستکاری کنی. عملاً یه جور هیپنوتیزم کردن طرف مقابله!

دفعه اول، اصلاً به این مهارت اهمیت ندادم چون داشتم همه‌چی رو روی قوی کردن صدمه و تانک بودن گرالت (یعنی اینکه خیلی جون داشته باشه و ضربه بخوره نمیره) می‌چیدم. اصلاً کاری به نشونه‌ها و جادوها نداشتم و خب راستش Delusion هم توی جنگ به درد خاصی نمی‌خوره. ولی این بار، از اول بازی روش سرمایه‌گذاری کردم و باورتون نمی‌شه چقدر مکالمه و نتیجه و داستان‌ها عوض می‌شن!

واقعیت اینه که با Delusion خیلی کارا می‌تونی بکنی. کلی خونریزی و مبارزه و حتی مرگ رو می‌تونی کلاً دور بزنی (یعنی به جای حل با شمشیر، با مذاکره و مجاب کردن پیش بری). مخصوصاً تو این دنیای خشن ویچر که ملت دائماً دنبال دعوا و خون و خونریزی‌ان، دلوزن حکم آچار فرانسه رو داره! حتی به نظرم گرالت الان من از خودم تو گذشته خیلی بالغ‌تر و خونسردتره، حالا دیگه کمتر دنبال کشت و خونریزی می‌ره.

یک نکته خفن دیگه هم اینه که با هر بار استفاده از این قدرت توی گفتگوها (حتی اگر موفق نباشه)، ۴۰ امتیاز تجربه می‌گیری (البته وقتی کاملاً ارتقاش بدی). پس فقط از نظر داستانی جذاب نیست، از نظر پیشرفت هم به شدت می‌ارزه و می‌شه کلی سریع‌تر لول (Level یا همون سطح شخصیت) بالا رفت.

راستش این قابلیت حتی خیلی آسونه؛ گذاشتی، ولش کن! لازم نیست مدام جابجاش کنی. حتی با یه دونه امتیاز هم تا مدتی کارت رو راه میندازه اگه امتیازات دیگه‌تو برای قدرتای مهم‌تری لازم داری. خلاصه خیلی راحت می‌شه همیشگی فعالش گذاشت و بی‌دردسر ازش لذت برد.

این‌جوری که دلوزن بازی رو متحول می‌کنه، آدم واقعاً می‌خواد تو The Witcher 4 هم حتماً باشه – مخصوصاً اگه بِدنش به سیری (Ciri)، که کلی فن دارم براش! اصلاً تصور کنین سیری اون حرکت فلزش رو با دستش بزنه جلوی یه دهاتی عصبانی یا یه نجیب‌زاده از خود راضی؛ یارو یه‌هو حرف شنوت می‌شه یا یه کیسه سکه می‌ده بهت! امیدوارم تو نسخه بعدی، تازه قابلیت‌های مبارزه‌ای بیشتری هم بهش اضافه کنن؛ مثلاً اینکه دشمن‌ها رو مجبور کنی برن به جون رفیقاشون!

در مجموع، یکی از جذابیتای این سری اینه که همیشه یهو بعد سال‌ها، یه ابزار کوچیکِ جدید یا یه مسیر تازه پیدا می‌کنی که برات بازی رو نو و هیجان‌انگیز می‌کنه. دلوزن دقیقاً همون نقش رو برام داشت و حالا خیلی بیشتر هایپ شدم برای Witcher 4.

پی‌نوشت: اگه دنبال خبر و بررسی و نظر خفن درباره بازی‌ها هستین، می‌تونین TechRadar رو تو گوگل نیوز، تیک‌تاک یا حتی واتساپ هم دنبال کنین!

منبع: +