تا حالا به این فکر کردی چرا اینقدر جوونا همش از مشکلات روانی حرف میزنن؟ خیلی وقتها توی شبکههای اجتماعی میبینی یه نفر نوشته چقدر استرس داره، حس افسردگی میکنه یا نمیتونه دست از نگاه کردن به خبرای بد توی اینترنت برداره (که بهش میگن doomscrolling یعنی همش خبرهای منفی خوندن بیوقفه و خودتونو غرق کردن تو ناراحتیها). این حرفا فقط واسه درد دل یا جلب توجه نیست!
اتفاقاً این روزا یه جورایی واسه بعضیا تبدیل شده به یک نشونه مثبت! یعنی اگه بگن حالشون بدِ، انگار دلسوزتر و فهیمتر به نظر میان. شاید باورت نشه اما واسه بعضیا اینکه از مشکلات روحی حرف بزنن، شده یه جور فضیلت اجتماعی – یعنی احساس میکنن اینطوری مهربونتر یا باحالتر به نظر میان.
خیلی از دانشآموزا و دانشجوها واقعاً دوست دارن دنیا رو بهتر کنن (که خیلی خوبه)، ولی یه ذهنیت داره جا میافته که “اگه خوشحال باشی، پس حتماً بیاحساس و بیتفاوتی نسبت به بقیه!” یا مثلاً میگن: “اگه ناراحت نیستی، یعنی برات مهم نیست.” یه جور تغییر تو ضربالمثل قدیمی خودمون: الان شده «اگه غمگین نباشی، یعنی caring یا اهمیت دادن بلد نیستی!»
حتی اگه یه نفر واقعا خوشحال باشه، کلی احساس عذاب وجدان میگیره، انگار اگه توی این دنیا خوشحال باشی، یعنی سادهلوحی یا حواست به درد بقیه نیست!
حالا سوال اینجاست: آیا این فضای مدام حرف زدن از استرس و ناراحتی و مشکلات روانی، داره ناخودآگاه به جوونا القا میکنه که انگار «همه باید ناراحت باشن» و خوشحالی یه چیز غیرواقعیه؟ به جای اینکه دور هم باشن و به هم کمک کنن تا حالشون بهتر شه، یه جور حالِ کلی غم و اندوه رو عادی میکنن و فکر میکنن «همینه دیگه.»
این رویکرد میتونه دردسرساز بشه. چون به جای اینکه جوونا دنبال راهی برای برطرف کردن مشکلاتشون باشن یا با همدیگه و با کمک گرفتن از مشاور و خانواده بهتر شه، ممکنه هی فکر کنن که حال بد لازمه و غیرقابل حلّه.
در کل، با اینکه گفتن از مشکلات روانی و حرف زدن دربارهش لازمه و مهمه، اما نباید فکر کنیم بد بودن حال روانمون چیزیه که باید بهش افتخار کنیم یا اونقدر عادی بشه که فکر کنیم خوشحال بودن یه ضعف یا بیتفاوتیه. شاید بهتره به جای افتخار به غمگین بودن، یاد بگیریم چجوری با کمک هم به حال بهتر برسیم و خوشحال بودن رو هم بلد باشیم! پس اگه امروز حالت خوبه، اصلاً عذاب وجدان نگیر و با بقیه خوشحالی کن!
منبع: +